اندرو لاتام استاد علوم سیاسی، کالج مکالستر

نظم مبتنی بر قوانین چیست؟ چگونه این نظام جهانی از ریشه‌های 'لیبرال' خود تغییر کرده − واین ماجرا به کجا ممکن است برود

تاریخ انتشار : ۰۰:۵۵ ۲۸-۱۲-۱۴۰۳

عبارت «نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین» مدت‌هاست که در سیاست جهانی جا افتاده است. رهبران غربی اغلب از آن برای توصیف چارچوبی از قوانین، هنجارها و نهادهایی استفاده می‌کنند که برای هدایت رفتار دولت‌ها طراحی شده‌اند. طرفداران استدلال می‌کنند که این چارچوب پایه‌ای برای دهه‌ها ثبات و رفاه فراهم کرده است، در حالی که منتقدان منصفانه بودن و متناسب بودن آن را در جهان چندقطبی امروز زیر سؤال می‌برند. اما دقیقاً نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین چیست، چه زمانی پدید آمد و چرا امروزه بیشتر درباره چالش‌های آن شنیده می‌شود؟ نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین، که در ابتدا به عنوان «نظم بین‌المللی لیبرال» شناخته می‌شد، از ویرانی‌های جنگ جهانی دوم سر برآورد. این چشم‌انداز جاه‌طلبانه و جهانی بود: ایجاد نظامی جهانی مبتنی بر ارزش‌های دموکراتیک لیبرال، سرمایه‌داری بازار و همکاری چندجانبه. در هسته‌ی این پروژه، ایالات متحده قرار داشت که خود را به عنوان رهبر بی‌رقیب این نظم جدید می‌دید. ایده این بود که آشوب سیاست قدرت‌های بزرگ و اتحادهای متغیر با جهانی قابل پیش‌بینی جایگزین شود که توسط قوانین و هنجارهای مشترک اداره می‌شود. مرکزی در این چشم‌انداز، تأسیس نهادهایی مانند سازمان ملل متحد، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی بود. این نهادها، در کنار هنجارهای پذیرفته‌شده و قوانین رسمی، قصد داشتند همکاری سیاسی، حل مسالمت‌آمیز اختلافات و بازسازی اقتصادی کشورهای آسیب‌دیده از جنگ را ترویج دهند. با این حال، چشم‌انداز یک نظم بین‌المللی لیبرال واقعاً جهانی به سرعت از هم پاشید. با آغاز جنگ سرد، جهان به دو بلوک رقیب تقسیم شد. بلوک غربی، به رهبری ایالات متحده، به اصول نظم بین‌المللی لیبرال پایبند بود. در همین حال، بلوک کمونیستی به رهبری شوروی، نظامی موازی با هنجارها، قوانین و نهادهای خود ایجاد کرد. پیمان ورشو هم‌راستایی نظامی را فراهم کرد، در حالی که شورای کمک اقتصادی متقابل همکاری اقتصادی را مدیریت می‌کرد. بلوک کمونیستی بر برنامه‌ریزی اقتصادی دولتی و حاکمیت تک‌حزبی تأکید داشت و تأکید نظم لیبرال بر دموکراسی و بازارهای آزاد را رد می‌کرد.

تبریز امروز:

عبارت «نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین» مدت‌هاست که در سیاست جهانی جا افتاده است.
رهبران غربی اغلب از آن برای توصیف چارچوبی از قوانین، هنجارها و نهادهایی استفاده می‌کنند که برای هدایت رفتار دولت‌ها طراحی شده‌اند. طرفداران استدلال می‌کنند که این چارچوب پایه‌ای برای دهه‌ها ثبات و رفاه فراهم کرده است، در حالی که منتقدان منصفانه بودن و متناسب بودن آن را در جهان چندقطبی امروز زیر سؤال می‌برند.
اما دقیقاً نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین چیست، چه زمانی پدید آمد و چرا امروزه بیشتر درباره چالش‌های آن شنیده می‌شود؟
تولد یک چشم‌انداز جهانی
نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین، که در ابتدا به عنوان «نظم بین‌المللی لیبرال» شناخته می‌شد، از ویرانی‌های جنگ جهانی دوم سر برآورد. این چشم‌انداز جاه‌طلبانه و جهانی بود: ایجاد نظامی جهانی مبتنی بر ارزش‌های دموکراتیک لیبرال، سرمایه‌داری بازار و همکاری چندجانبه.
در هسته‌ی این پروژه، ایالات متحده قرار داشت که خود را به عنوان رهبر بی‌رقیب این نظم جدید می‌دید.
ایده این بود که آشوب سیاست قدرت‌های بزرگ و اتحادهای متغیر با جهانی قابل پیش‌بینی جایگزین شود که توسط قوانین و هنجارهای مشترک اداره می‌شود.
مرکزی در این چشم‌انداز، تأسیس نهادهایی مانند سازمان ملل متحد، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی بود. این نهادها، در کنار هنجارهای پذیرفته‌شده و قوانین رسمی، قصد داشتند همکاری سیاسی، حل مسالمت‌آمیز اختلافات و بازسازی اقتصادی کشورهای آسیب‌دیده از جنگ را ترویج دهند.
با این حال، چشم‌انداز یک نظم بین‌المللی لیبرال واقعاً جهانی به سرعت از هم پاشید. با آغاز جنگ سرد، جهان به دو بلوک رقیب تقسیم شد. بلوک غربی، به رهبری ایالات متحده، به اصول نظم بین‌المللی لیبرال پایبند بود.
در همین حال، بلوک کمونیستی به رهبری شوروی، نظامی موازی با هنجارها، قوانین و نهادهای خود ایجاد کرد. پیمان ورشو هم‌راستایی نظامی را فراهم کرد، در حالی که شورای کمک اقتصادی متقابل همکاری اقتصادی را مدیریت می‌کرد. بلوک کمونیستی بر برنامه‌ریزی اقتصادی دولتی و حاکمیت تک‌حزبی تأکید داشت و تأکید نظم لیبرال بر دموکراسی و بازارهای آزاد را رد می‌کرد.
ترک‌های پدیدار شده
وقتی اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه ۱۹۹۰ فروپاشید، به نظر می‌رسید نظم بین‌المللی لیبرال پیروز شده است. ایالات متحده به تنها ابرقدرت جهان تبدیل شد و بسیاری از کشورهای کمونیستی سابق به نهادهای غربی پیوستند. برای مدت کوتاهی، چشم‌انداز جهانی این نظم در دسترس به نظر می‌رسید.
اما تا دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، ترک‌های جدیدی پدیدار شدند.
گسترش ناتو، ایجاد سازمان تجارت جهانی و تأکید بیشتر بر حقوق بشر از طریق نهادهایی مانند دیوان کیفری بین‌المللی، همگی به شدت با ارزش‌های لیبرال غربی هم‌راستا بودند. گسترش این هنجارها و نهادهای مجری آن‌ها، برای بسیاری در خارج از غرب، به عنوان ایدئولوژی غربی که به شکل اصول جهانی ارائه شده بود، به نظر می‌آمد.
در پاسخ به انتقادات فزاینده، رهبران غربی شروع به استفاده از اصطلاح «نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین» به جای «نظم بین‌المللی لیبرال» کردند. این تغییر قصد داشت بر عدالت رویه‌ای تأکید کند − قوانینی که در تئوری همه دولت‌ها بر آن توافق کرده بودند − به جای سیستمی که صراحتاً در تعهدات ایدئولوژیک لیبرال ریشه داشت. تمرکز از ترویج هنجارهای لیبرال خاص به حفظ ثبات و قابلیت پیش‌بینی منتقل شد.
چالش‌های جدید برای وضعیت موجود
ظهور چین این تنش‌ها را به وضوح نشان داده است. در حالی که چین در بسیاری از نهادهای زیربنای نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین مشارکت دارد، همزمان به دنبال بازسازی آن‌هاست.
ابتکار کمربند و جاده و بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت آسیا تلاش‌های پکن را برای ایجاد چارچوب‌های جایگزین هم‌راستا با منافع خود نشان می‌دهد. این ابتکارات با ارائه مسیرهای نهادی جدید برای نفوذ اقتصادی و سیاسی، قوانین و هنجارهای موجود را به چالش می‌کشند.
در همین حال، اقدامات روسیه در اوکراین − به‌ویژه الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ و تهاجم در سال ۲۰۲۲ − اصول اساسی نظم یعنی حاکمیت و تمامیت ارضی را به چالش می‌کشد.
ناسازگاری‌های غربی مدت‌هاست که اعتبار نظم مبتنی بر قوانین را تضعیف کرده است. تهاجم به رهبری ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳، که به طور گسترده به دلیل دور زدن هنجارها و نهادهای بین‌المللی مورد انتقاد قرار گرفت، نمونه‌ای از کاربرد گزینشی قوانین بود. این استاندارد دوگانه به تعامل انتخابی واشنگتن با نهادهای حقوقی بین‌المللی و رویکرد ناسازگار آن به حاکمیت و مداخله گسترش می‌یابد.
آینده‌ای نامعلوم
حامیان استدلال می‌کنند که نظم مبتنی بر قوانین برای مقابله با چالش‌های جهانی مانند تغییرات اقلیمی، همه‌گیری‌ها و گسترش تسلیحات هسته‌ای حیاتی باقی می‌ماند.
با این حال، ابهام درباره اینکه این «قوانین» دقیقاً چه هستند، کدام هنجارها واقعاً جهانی‌اند و چه کسی آن‌ها را اجرا می‌کند، وجود دارد.
این عدم شفافیت، همراه با تغییرات در پویایی قدرت جهانی، تلاش‌ها برای حفظ این نظام را پیچیده می‌کند.
آینده نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین نامشخص است. تغییر از «لیبرال» به «مبتنی بر قوانین» نشان‌دهنده مبارزه‌ای مداوم برای تطبیق شبکه پیچیده‌ای از قوانین، هنجارها و نهادها با محیط بین‌المللی در حال تغییر سریع است.
اینکه این نظم بیشتر تکامل یابد، تکه‌تکه شود یا به همین شکل باقی بماند، به این بستگی دارد که تا چه حد بتواند عدالت، فراگیری و ثبات را در جهانی که روزبه‌روز چندقطبی‌تر می‌شود، متعادل کند.

موضوعات مرتبط: دیپلماسی، سیاست خارجی، بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول (IMF)، نظم جهانی لیبرال، نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین
خبرنامه اروپا: خبرنامه هفتگی ما در اروپا، مجموعه‌ای از تحلیل‌های مبتنی بر شواهد از محققان اروپایی را که توسط ویراستاران در فرانسه، اسپانیا و بریتانیا گردآوری شده‌اند، برای شما به ارمغان می‌آورد.
هیچ‌کس نمی‌داند در آینده چه خواهد شد...

این ترجمه تلاش کرده متن را به زبانی روان و طبیعی به فارسی برگرداند، در حالی که اصطلاحات تخصصی و لحن آکادمیک را حفظ کند. اگر بخشی نیاز به توضیح یا تغییر دارد، لطفاً بگویید!
 
Think harder
جزئیات بیشتر درباره چین
نقش هند در نظم جهانی
ترجمه روان‌تر و دقیق‌تر
 

نظرات کاربران


@