مایکل آلن : استادیار تاریخ، دانشگاه ویرجینیای غربی - ویرایش فارسی: آرشیتکت لاله دواتگر بدیع

بروتالیسم – سبکی معماری که جرأت کرد جهانی نو را از خاکسترهای جنگ جهانی دوم فرا بخواند

تاریخ انتشار : ۱۵:۴۱ ۰۹-۱۲-۱۴۰۳

برخی از بینندگان فیلم «بروتالیست» احتمالاً برای اولین بار با بروتالیسم آشنا می‌شوند، سبکی معماری که نام خود را به این فیلم داده است. این فیلم، که برای ۱۰ جایزه اسکار نامزد شده، بر تلاش‌های قهرمان خیالی، لاسلو توت، متمرکز است تا ساختمانی عظیم، بتنی و پناهگاه‌مانند را در پنسیلوانیا به‌عنوان یک مرکز اجتماعی به واقعیت تبدیل کند. توت، که از بازماندگان هولوکاست است، بر مقیاس عظیم بنا، سطوح بتنی بدون تزئین و فضای داخلی پیچ‌درپیچ آن اصرار دارد تا نسخه‌ای معماری از دنیای درونی شکسته و آسیب‌دیده خود خلق کند. انگیزه تقریباً وسواس‌گونه او برای تکمیل این اثر به پروژه‌ای عمیقاً شخصی برای غلبه بر آسیب‌هایش تبدیل می‌شود. با این حال، «بروتالیست» اطلاعات چندانی درباره معماری بروتالیستی فراتر از رابطه بازتابی آن با توت ارائه نمی‌دهد. طرح‌ها و عکس‌هایی از ساختمان‌های واقعی بروتالیستی در چند صحنه ظاهر می‌شوند و نگاهی به ریشه و سبک توت می‌دهند. اما این سازه‌ها به‌عنوان محصول خودخواهی یک معمار به تصویر کشیده می‌شوند، در حالی که فلسفه پشت بروتالیسم توضیح داده نمی‌شود. داستان واقعی بروتالیسم بسیار گسترده‌تر است.

تبریز امروز:

بروتالیسم

برخی از بینندگان فیلم «بروتالیست» احتمالاً برای اولین بار با بروتالیسم آشنا می‌شوند، سبکی معماری که نام خود را به این فیلم داده است.
این فیلم، که برای ۱۰ جایزه اسکار نامزد شده، بر تلاش‌های قهرمان خیالی، لاسلو توت، متمرکز است تا ساختمانی عظیم، بتنی و پناهگاه‌مانند را در پنسیلوانیا به‌عنوان یک مرکز اجتماعی به واقعیت تبدیل کند.
توت، که از بازماندگان هولوکاست است، بر مقیاس عظیم بنا، سطوح بتنی بدون تزئین و فضای داخلی پیچ‌درپیچ آن اصرار دارد تا نسخه‌ای معماری از دنیای درونی شکسته و آسیب‌دیده خود خلق کند. انگیزه تقریباً وسواس‌گونه او برای تکمیل این اثر به پروژه‌ای عمیقاً شخصی برای غلبه بر آسیب‌هایش تبدیل می‌شود.
با این حال، «بروتالیست» اطلاعات چندانی درباره معماری بروتالیستی فراتر از رابطه بازتابی آن با توت ارائه نمی‌دهد. طرح‌ها و عکس‌هایی از ساختمان‌های واقعی بروتالیستی در چند صحنه ظاهر می‌شوند و نگاهی به ریشه و سبک توت می‌دهند. اما این سازه‌ها به‌عنوان محصول خودخواهی یک معمار به تصویر کشیده می‌شوند، در حالی که فلسفه پشت بروتالیسم توضیح داده نمی‌شود.
داستان واقعی بروتالیسم بسیار گسترده‌تر است.
آنچه می‌بینی، همان است که دریافت می‌کنی
در تحقیقاتم، بررسی کرده‌ام که چگونه معماری می‌تواند ارزش‌هایی مانند خیر عمومی و تلاش انسان برای بهزیستی را تجسم بخشد. به‌طور خاص، کارم به این موضوع پرداخته که چگونه معماری پس از جنگ جهانی دوم چشم‌اندازی از جهانی نو ارائه داد، جهانی که بتواند دهه‌ها خشونت، استثمار و ستم را پشت سر بگذارد.
بروتالیسم، که از دهه ۱۹۵۰ تا حدود ۱۹۸۰ شکوفا شد، یکی از سبک‌هایی است که درس‌های بسیاری به من آموخته است.
ساختمان‌های بروتالیستی بر فرم تأکید دارند و از مجموعه‌هایی از اشکال هندسی عظیم استفاده می‌کنند. در حالی که برخی منتقدان ظاهر سنگین و استفاده سودمند از مصالحی مانند بتن، آجر و شیشه را خشن - حتی زشت - می‌دانند، نیتی زیبا پشت آن‌ها نهفته است.
تاریخ‌نگار و منتقد رینر بانهام در نقدی در سال ۱۹۵۵ درباره مدرسه هانستنتون، ساخته‌شده توسط پیتر و آلیسون اسمیت در سال ۱۹۵۴ در نورفولک بریتانیا، ایده‌های اصلی بروتالیسم را تبیین کرد.
بانهام از اصطلاح فرانسوی «بتن بروت» - «بتن خام» - استفاده کرد تا این سبک نوظهور را نام‌گذاری کند. معمارانی که در خط مقدم آنچه بانهام «بروتالیسم نو» نامید قرار داشتند، در واقع مدرنیسم بیش‌ازحد نظریه‌پردازانه و خودارجاعی آن زمان را به چالش می‌کشیدند. او توضیح داد که ساختمان‌های آن‌ها سه ویژگی ساده دارند: طرح داخلی به‌راحتی قابل مشاهده، بیان مستقیم ساختار، و مصالح ساختمانی که به‌خاطر ویژگی‌های ذاتی خود ارزشمند هستند.
در «بروتالیست»، اصرار توت بر بتن ساده و همچنین مرمر کارارا برای محراب مرکز اجتماعی، هسته فلسفه بروتالیسم را به تصویر می‌کشد. مصالح استفاده‌شده در سازه‌های بروتالیستی نه صرفاً به‌عنوان روکش، بلکه به‌عنوان اجزای ضروری طراحی انتخاب می‌شوند. حضور آن‌ها تأییدی بر کارایی و زیبایی آن‌هاست.
برخی ساختمان‌های بروتالیستی، مانند مدرسه هانستنتون، به‌جای بتن از آجر ساخته شده‌اند. برخی دیگر از سنگ استفاده می‌کنند. هدف، بیان صادقانه است، نه آزمایش‌های نمایشی.
بناهایی برای توده‌ها
فراتر از تعهد به مصالح، طرح و فرم ساختمان‌ها، بروتالیسم اغلب نمایانگر تعهدی به تغییر اجتماعی بود.
بروتالیسم در پی واژگون کردن سلسله‌مراتب و تقسیم‌بندی‌های اجتماعی پیشین بود. فرم‌های عظیم آن از مکان‌های معمولی که مردم عادی در آن‌ها رفت‌وآمد می‌کردند - خانه‌ها، مدارس، کتابخانه‌ها - بناهایی ماندگار می‌ساخت.
در ایالات متحده، کالج‌ها و دانشگاه‌های دولتی سازه‌های بروتالیستی را برای تجلیل از گسترش آموزش عالی به توده‌ها، به لطف قانون GI، برپا کردند. در پروژه‌ای به رهبری والتر نِچ، دانشگاه ایلینوی-شیکاگو ساختمان‌های خود را با پیاده‌روهای بتنی به هم متصل کرد که به یک آمفی‌تئاتر مرکزی در فضای باز منتهی می‌شد. کالج جامعه‌ای جنگل پارک در سنت لوئیس، اثر هری ویز، شامل بلوک‌های آجری بلند و عظیم بود که این کالج کوچک را به معبدی شبیه می‌کرد.
[تصویر: نمای هوایی از پیاده‌روهایی که ساختمان‌های مختلف یک پردیس دانشگاهی را به هم متصل می‌کنند. والتر نِچ، معمار متولد شیکاگو، آمفی‌تئاتری روباز را به قلب پردیس دانشگاه ایلینوی-شیکاگو تبدیل کرد. ArchEyes]
 
[تصویر: نمای هوایی از پیاده‌روهایی که ساختمان‌های مختلف یک پردیس دانشگاهی را به هم متصل می‌کنند. والتر نِچ، معمار متولد شیکاگو، آمفی‌تئاتری روباز را به قلب پردیس دانشگاه ایلینوی-شیکاگو تبدیل کرد. ArchEyes]
ساختمان‌های عمومی شناخته‌شده، اگرچه نه همیشه محبوب، مانند تالار شهر بوستون که در سال ۱۹۶۸ ساخته شد، ایمان به دموکراسی مدرن را بیان می‌کردند و به ساختمان‌های باشکوه دولتی گذشته ظاهری نو می‌دادند تا برابری‌طلبی مدرن را نشان دهند.
پروژه‌های دیگر پیروزی‌های جنبش حقوق مدنی را برجسته می‌کردند. خوابگاه نِی در کالج مری هولمز در وست پوینت، می‌سی‌سی‌پی، در سال ۱۹۷۰ توسط شرکت معماری чернокожий، جِی. مکس باند جونیور، تکمیل شد. تاریخ‌نگار معماری برایان گلدشتاین آن را «مدرنیسم به‌عنوان رهایی» توصیف کرد.
با وجود خوش‌بینی اجتماعی بروتالیسم، منتقدانی هم دارد. در سال ۲۰۱۴، دانشگاه نورث‌وسترن بیمارستان زنان پرنتیس اثر برتراند گلدبرگ در شیکاگو را علی‌رغم درخواست‌های حفاظت‌گرایان تخریب کرد. به گفته دانشگاه، ساخت بتنی این ساختمان امکان تطبیق آن با فضای آزمایشگاهی جدید را غیرممکن کرده بود.
در گوشن، نیویورک، مقامات محلی مدت‌ها مرکز دولتی اورنج کانتی اثر پل رادولف را زشت و نامطلوب می‌دانستند و نزدیک بود آن را تخریب کنند. این ساختمان از آن زمان بازسازی شده تا طراحی بروتالیستی آن پنهان شود.
ساختمان‌های جدید برای جهانی نو
در بریتانیا، شهرها با خسارات ناشی از بمباران نازی‌ها در جنگ جهانی دوم و ارتقاهای به‌تعویق‌افتاده مسکن عمومی مواجه بودند. بروتالیسم بخش کلیدی از تلاش‌های بازسازی و گسترش مسکن پس از جنگ بود.
شاید معروف‌ترین سازه بروتالیستی در بریتانیا برج ۳۱ طبقه ترلیک اثر ارنو گلدفینگر باشد، که اغلب به‌عنوان لوکیشن فیلم‌ها و موزیک‌ویدیوها استفاده شده است.
در همان سال، آلیسون و پیتر اسمیتسون مجتمع آپارتمانی عظیم خود، باغ‌های رابین هود، را در لندن رونمایی کردند. با فرم‌های بتنی بزرگ و «خیابان‌هایی در آسمان» - عرشه‌های وسیع بیرونی در هر طبقه که قرار بود زندگی خیابانی را شبیه‌سازی کرده و ارتباط با همسایگان را تسهیل کند - این پروژه نشان داد که کارگران می‌توانند نه‌تنها آپارتمان‌های مدرن داشته باشند، بلکه به شیوه‌های جدیدی زندگی کنند. مجموعه عظیم و طبقه متوسط باربیکن در لندن، که در سال ۱۹۸۲ تکمیل شد، شهری کوچک در دل شهر خلق کرد، با میدان‌ها، آبراه و ساختمان‌های نمادین بتنی و آجری.
[تصویر: مرد سالخورده‌ای به یک مانع بتنی تکیه داده است. باغ‌های رابین هود لندن به‌طور مشهور با «خیابان‌هایی در آسمان» ساخته شد. Matthew Lloyd/PA Images از طریق Getty Images]
 
سایر آثار بروتالیستی اروپا مستقیماً با وحشت‌های جنگ جهانی دوم مواجه شدند.
معمار و هنرمند سوئیسی-فرانسوی معروف به لو کوربوزیه صومعه سنت ماری دو لا تورِت را در فرانسه در دهه ۱۹۵۰ با اشکال بتنی شبیه به توپ‌ها و بشکه‌های مسلسل در دیوارهایش ساخت.
در پاریس، یادبود شهدای تبعید اثر ژرژ-هانری پینگوسون، که در سال ۱۹۶۲ ساخته شد، زندگی ۲۰۰,۰۰۰ قربانی هولوکاست را با مجموعه‌ای از فرم‌های بتنی عظیم و یکپارچه گرامی می‌دارد.
در حالی که مجموعه‌های مسکونی پانل بتنی پیش‌ساخته اتحاد جماهیر شوروی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ تحت رهبری نخست‌وزیر نیکیتا خروشچف، تعهد بروتالیسم به کارایی هزینه و حل مشکلات اجتماعی را نشان می‌دهد، پروژه‌هایی در یوگسلاوی سابق نشان‌دهنده این هستند که چگونه بروتالیسم می‌توانست نماد تولد دوباره یک ملت باشد. پروژه‌های مسکونی و بلوک‌های تجاری در بلگراد نو، معماری جدیدی را برای کشوری نو - و در某种 معنا، ملیتی نو - شکل دادند.
و در محل اردوگاه کار اجباری یاسنواتس در کرواسی، که توسط رژیم دست‌نشانده نازی اداره می‌شد، معمار بوگدان بوگدانوویچ شاید خوش‌بینانه‌ترین تصدیق اراده برای غلبه بر تاریک‌ترین ساعات قرن بیستم را خلق کرد.
جایی که زمانی کار اجباری آجر می‌ساخت و هزاران نفر جان خود را از دست دادند، این طراح بنای عظیم بتنی را در سال ۱۹۶۹ تکمیل کرد. فرم خام آن گلی را نشان می‌دهد که از خاک رنج‌دیده سر برمی‌آورد، اما با این حال شکوفا می‌شود.
به نظر من، بناهایی مانند اثر بوگدانوویچ نشان می‌دهند که چگونه بروتالیسم سبکی ایده‌آل برای انتقال امید صادقانه به امکان جهانی نو است.
[تصویر: مجسمه بتنی بزرگی که شبیه گلی است که از چمن‌ها بیرون آمده. یادبود بوگدان بوگدانوویچ به قربانیان کشته‌شده در اردوگاه کار اجباری یاسنواتس در کرواسی احترام می‌گذارد. Stringer/AFP از طریق Getty Images]
 
[تصویر: مجسمه بتنی بزرگی که شبیه گلی است که از چمن‌ها بیرون آمده. یادبود بوگدان بوگدانوویچ به قربانیان کشته‌شده در اردوگاه کار اجباری یاسنواتس در کرواسی احترام می‌گذارد.
 
 
منبع:The Conversation
 
 

نظرات کاربران


@