آیا میدانستید ممکن است رژلبی که استفاده میکنید از سوسکها ساخته شده باشد؟ یا اینکه غذای گربهها به زودی از مگسها تهیه شود؟
مردم به دلایل مختلفی اقدام به پرورش حشرات میکنند: کشاورزان زنبور عسل را برای گردهافشانی میلیاردها دلار محصول پرورش میدهند، شرکتهای نساجی کرم ابریشم را برای تولید پیلههایشان نگهداری میکنند، و شرکتهای آرایشی از سوسکهای کوشینیل برای رنگدهی بهره میبرند. پژوهشگران نیز از حشرات در آزمایشگاهها استفاده میکنند: مگسهای میوه انقلابی در ژنتیک ایجاد کردهاند، سوسکها به دانش ما دربارهی عصبشناسی کمک میکنند، و مورچهها الهامبخش رباتهای مبتنی بر هوش مصنوعی شدهاند.
بهعلاوه، شرکتهای دارویی لاروهای مگس گوشت را برای پاکسازی زخمها پرورش میدهند، ملخهای صحرایی را برای استخراج ترکیباتی که ممکن است به کاهش خطر بیماریهای قلبی کمک کنند، و حشراتی به نام لاک را بهخاطر ترشحاتشان نگهداری میکنند؛ ترشحاتی که برای پوشش دادن قرصها به کار میروند.
در مجموع، هر ساله تریلیونها حشره در سراسر جهان پرورش داده میشوند – یعنی بیشتر از تمام دامهای دیگر روی زمین. تنها از گونهای به نام مگس سرباز سیاه، حدود ۲.۱ تریلیون عدد در سال پرورش داده میشود – و اگر روند فعلی صنعت ادامه یابد، این عدد تا سال ۲۰۳۵ سه برابر خواهد شد. در حال حاضر، حدود ۳۰ برابر تعداد مرغهایی که به عنوان رایجترین حیوان مزرعهای پرورش داده میشود، حشره تولید میشود.
به عنوان استادی در حوزه اخلاق، من فکر میکنم این آمار سؤالات فوری و مهمی دربارهی شیوههای انسانی برخورد با حشرات مطرح میکند. چند سال پیش، من نسبت به اهمیت این سؤالات تردید داشتم، زیرا بیشتر بحثهای مربوط به رفاه حیوانات بر درد و رنج تمرکز دارد – و من احتمال کمی میدادم که حشرات بتوانند درد را احساس کنند. اما با پیشرفت دانش دربارهی تواناییهای حشرات، بهنظر میرسد که حوزهی نوظهور «رفاه حشرات» اهمیت روزافزونی یافته است.
زنی دست خود را روی سبدی بافتهشده از نی گذاشته که پر از حشرات بنفش کوچک است. حشراتی خشکشده و کوبیدهشده به نام Dactylopius coccus، که برای تولید رنگ قرمز طبیعی در مزرعهای در مکزیک استفاده میشوند.
علم جدید ذهن حیوانات
در قرن هفدهم، بسیاری از دانشمندان بر این باور بودند که همهی حیوانات غیرانسان، صرفاً ماشینهایی هستند که طوری رفتار میکنند که انگار درد میکشند، اما در واقع چنین تجربهای ندارند.
اگرچه بیشتر دانشمندان مدتهاست این دیدگاه را کنار گذاشتهاند، اما هنوز هیچ آزمون قطعی برای تشخیص توانایی درک درد در هیچ حیوان غیرانسانی وجود ندارد. ساختار خاصی در مغز یا الگوی فعالیت عصبی شناختهشدهای نیست که حضور یا عدم حضور آن، موضوع را یکسره روشن کند. هیچ رفتار خاصی هم وجود ندارد که به طور قطعی نشاندهندهی درد باشد.
بنابراین، پژوهشگران به دنبال مجموعهای از نشانههای مختلف میگردند که در کنار هم، احتمال احساس درد را تقویت میکنند. برخی از این نشانهها عصبی-زیستی هستند، مانند گیرندههای ویژهی آسیب یا بخشهایی از مغز که این سیگنالها را با اطلاعات دیگر حسی ترکیب میکنند. برخی دیگر رفتاریاند، مانند تمایل حیوان به تصمیمگیری میان پرهیز از آسیب و دنبال کردن پاداش.
مثلاً مگسهای میوه حاضرند از موانع الکتریکی که شوک خفیف وارد میکنند عبور کنند تا به غذا برسند، اما وقتی شوکها قویتر میشوند، حتی با وجود گرسنگی زیاد، از عبور صرفنظر میکنند. این رفتار نشان میدهد چیزی فراتر از واکنشهای سادهی بازتابی در کار است: حیوان دارد انگیزههای مختلف را سنجیده و تصمیمگیری میکند.
شواهدی از این دست رو به افزایشاند. برخی زنبورها میتوانند گرمای شدید را به خاطر بسپارند و آن را در برابر پاداش قند ارزیابی کنند – حتی زمانی که این قند در ظروف داغ ارائه شود. همچنین حالتهایی شبیه به احساسات نشان میدهند، به این معنا که در آزمونهای «سوگیری شناختی» مثل سایر حیوانات عمل میکنند. این آزمونها برای سنجش تأثیر احساسات بر فرآیندهای ذهنی حیوانات به کار میرود: حیوانات نیز مانند انسانها در شرایط نامطمئن بسته به وضعیت روحیشان (مثلاً استرس یا رضایت) واکنش متفاوتی نشان میدهند.
مگسهای میوه پس از قطع شدن پاهایشان از دماهایی که قبلاً برایشان عادی بود، دوری میکنند – درست مثل انسانهایی که پس از آسیب، حساسیت به درد بیشتری پیدا میکنند. لاروهای بید تنباکو و سوسکها در صورت آسیبدیدگی به زخمهای خود رسیدگی میکنند. برخلاف افسانهای رایج، بسیاری از مانتیسهای نر (آخوندک دعاخوان) سعی میکنند از خورده شدن توسط مادهها فرار کنند؛ آنها همیشه بیتفاوت جفتگیری نمیکنند.
باز هم باید گفت: هیچیک از این نشانهها – حتی همهی آنها در کنار هم – بهطور قطعی ثابت نمیکند که حشرات درد را احساس میکنند. با این حال، شواهد انباشتهشده، احتمال این موضوع را «واقعبینانه» نشان میدهند. این دیدگاه در دو بیانیهی علمی نیز منعکس شده است: اعلامیه کمبریج در سال ۲۰۱۲ دربارهی آگاهی، و اعلامیه نیویورک در سال ۲۰۲۴ دربارهی آگاهی حیوانات، که تلاش دارند وضعیت دانش دربارهی گروههای مختلف حیوانات را خلاصه کنند.
شیوههای انسانیتر؟
به طور گستردهای پذیرفته شده که وارد کردن درد غیرضروری به حیوانات کار نادرستی است – و این اصل در دستورالعملهای اخلاقیای که آژانسهای فدرال آمریکا هنگام تنظیم مقررات پژوهشی به آنها رجوع میکنند، آمده است. بنابراین، اگر حشرات بتوانند درد را احساس کنند – همانطور که بیشتر آمریکاییها باور دارند – آنگاه دلیل اخلاقی برای حفاظت از رفاه آنها وجود دارد.
البته این قطعیت وجود ندارد که آنها درد میکشند. بنابراین استدلال بر مبنای احتیاط اهمیت پیدا میکند: یعنی اقداماتی انجام شود که خطر آسیب را کاهش دهد، به گونهای که متناسب با بزرگی احتمال آن آسیب باشد. به عبارت دیگر، افرادی که حشره پرورش میدهند باید گامهایی متناسب و محتاطانه برای کاهش احتمال ایجاد درد غیرضروری بردارند.
در برخی مزارع پرورش حشرات، نگرانیهایی دربارهی جراحات ناشی از آدمخواری (همنوعخواری) و پرخاشگری وجود دارد؛ رفتارهایی که در شرایط فشردهتر (مانند نگهداری تعداد زیاد جیرجیرک در یک مکان) بیشتر رخ میدهد. این مشکل در سایر سیستمهای پرورشی نیز دیده میشود: مرغها وقتی فضای کافی نداشته باشند، به همنوعان خود آسیب میزنند.
نگرانیهایی نیز دربارهی روشهای کشتار وجود دارد. معمولاً مرگی که «انسانی» تلقی میشود، باید سریع باشد؛ اما بسیاری از حشرات با روشهای کندی مانند پختن در فر یا مایکروویو کشته میشوند. در حالی که آسیاب کردن یا جوشاندن ممکن است بسیار سریعتر باشد.
فضایی توری و فلزی با حشرات سیاهرنگ در حال پرورش، در کارخانهای در فرانسه،مگسهای سرباز سیاه که برای تغذیهی ماهیها پرورش داده میشوند.
در پژوهشهای آزمایشگاهی، نگرانی دیگری وجود دارد و آن کالبدشکافی زنده بدون استفاده از بیحسی یا مسکنها است. این کار که زمانی با نام «ویویسکشن» شناخته میشد، تقریباً در مورد مهرهداران کنار گذاشته شده، اما هنوز در برخی پژوهشها بر روی حشرات رایج است. افراد متعددی به من از بیتوجهی به حشرات در آزمایشگاه گفتهاند، از جمله مواقعی که پژوهشگران، پس از پایان آزمایش، به اشتباه اجازه دادهاند حشرات از گرسنگی یا کمآبی جان بدهند، به جای آنکه آنها را معدوم کنند.
البته مشخص نیست که هر عمل خاصی حتماً باعث درد میشود. اما اگر احتمال واقعبینانهای وجود داشته باشد، ارزش آن را دارد که به روشهای جایگزین فکر کنیم.
همانطور که برخی دانشمندان پیشنهاد دادهاند، تولیدکنندگان حشرات میتوانند تعداد کمتری حشره را در هر محفظه نگه دارند تا مشکلات ناشی از ازدحام کاهش یابد. آنها میتوانند راهبردهایی برای بیهوش کردن حشرات پیش از فرآوری توسعه دهند – درست همانطور که دیگر حیوانات پیش از ذبح بیهوش میشوند.
در بیشتر کشورها، پژوهشگران در زمینهی حشرات از نظر قانونی ملزم به رعایت استانداردهای اخلاقی رایج در مورد حیوانات دیگر نیستند. اما هیچ مانعی برای رعایت داوطلبانهی این اصول وجود ندارد. این دستورالعملهای بینالمللی توصیه میکنند که استفاده از حیوانات زنده در صورت امکان اجتناب شود؛ در صورت نیاز، تعداد کمتری از حیوانات استفاده شود؛ و روشها به گونهای اصلاح شوند که خطر درد و رنج به حداقل برسد – مثلاً با استفاده از بیحسی پیش از کالبدشکافی.
این امکان وجود دارد که با حشرات انسانیتر رفتار کنیم. و از آنجا که احتمال دارد آنها بتوانند درد را احساس کنند، من باور دارم که اتخاذ اقداماتی معقول برای کاهش رنج آنها، اقدامی مهم و اخلاقی است.