اعلام بطلان، کافي نيست
هيأت داوري، قرارداد فروش شرکت کشت و صنعت مغان را باطل اعلام کرد. اين خبر، هرچند باعث خوشحالي تمام کساني شد که از غارت شدن بيت‌المال توسط افراد سوداگر، دل‌آزرده و نگران بودند ولي اين واقعيت را نيز بايد در نظر گرفت که اين اقدام مثبت فقط يک گام به سوي احقاق حق مردم نسبت به اين ثروت عظيم است و گام‌هاي مهمي باقي مانده‌اند که بايد برداشته شوند. در مورد همين اقدام نيز تعبير درستي در خبرها بکار برده نشده، زيرا آنچه اعلام شده اينست که اين قرارداد ابطال شده درحالي که تعبير صحيح اينست که اين قرارداد، باطل اعلام شده است. تفاوت در اينست که اگر گفته شود ابطال شده، به اين معناست که فروش شرکت، صحيح بوده و حالا آن را باطل کرده‌اند ولي واقعيت اينست که فروش اين شرکت از اول باطل بوده و معامله قانوني صحيحي صورت نگرفته بوده و حالا هيأت داوري اين واقعيت را اعلام کرده است. با توجه به همين نکته که بسيار مهم و کليدي است، بايد توجه کرد که جريان خصوصي‌سازي يک جريان آلوده است و تا زماني که اين آلودگي برطرف نشود، اقداماتي از قبيل اعلام ابطال فلان معامله که با تصدي سازمان خصوصي‌سازي صورت گرفته و مي‌گيرد، هيچ مشکلي را حل نخواهد کرد. مشکلاتي که اکنون در مورد چند شرکت بزرگ ديگر، که آنها را هم سازمان خصوصي‌سازي واگذار کرده، وجود دارند، نشان مي‌دهند مشکل بسيار ريشه‌ايست و همه چيز بايد از ريشه و اساس اصلاح شوند. ماشين‌سازي تبريز، کشت و صنعت هفت‌ تپه، شرکت هپکو و پالايشگاه کرمانشاه نيز به همين مشکل مبتلا هستند و قرار است هيأت داوري درباره آنها هم نظر بدهد.
ربودن ثروت مردم به بهانه خصوصی سازی
مرد دست دزد را در جیبش گرفت که پولش را برمی داشت ، به او گفت چکار می کنی ؟ دزد گفت ببخشید اشتباه کردم خیال کردم جیب خودم است ! مرد گفت آیا نمی شود وقتی اشتباه می کنی ؛ بجای برداشتن پول ! کمی پول توی جیبت که همان جیب من است ، بگذاری ؟ معاون رییس جمهور می گوید : "نباید نسبت به خصوصی‌سازی فضای منفی وجود داشته باشد نباید فضای منفی علیه خصوصی سازی وجود داشته باشد و همه کمک کنند که بخش خصوصی واقعی میدان‌دار اقتصاد کشور‌ باشد". اما ماجرای خصوصی سازی سرمایه های افتخارآفرین ملی همواره با خطا است ، ابتدا انتصاب افراد نالایق و ناتوان بعنوان مدیر، سپس طی مسیر زوال و آنگاه برداشتن طعمه توسط افراد پرورش یافته ، روندی ثابت را طی می کند . یک بازی با تیمی که فقط مدیران می دانند؛ نباید گلی رد و بدل شود و چیدمانی که باید بازی را ببازد ، ماجرایی که هیچ یک از بازیکنان خبری از آن ندارند. شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان یک سرمایه افتخارآفرین برای یک مردم و یک نظام حکومتی است ، اگر این سیستم ورشکسته و روبه زوال است ، بخش خصوصی چرا مترصد خرید آن است؟ اگر این سیستم سالم است ؛ بجای دست بردن به جیب مردم و افزایش هزینه های زندگی مانند هزینه های نان و بنزین و گاز و برق و آب و خودروهای ارزان قیمت ، سرمایه های ملی را با مدیران برتر راه اندازی کنید و درامد آن را هزینه دولت عریض و طویل کنید تا این مردمان شریف که فرصتی بزرگ را برای تان برای حکمرانی فراهم آورده اند ! اندک مدتی را در آرامش بسر برند و صاحبان موقت قدرت را امانت دارانی شعورمند و قابل اعتماد بدانند.
بیانیه ائمه جمعه و ولی فقیه در مورد قره باغ
-هیچ تردیدی در تعلق قره‌باغ به آذربایجان و اشغال آن و لزوم بازگشت این اراضی به آذربایجان، کشور اهل‌بیت نیست و دولت آذربایجان در بازپس‌گیری این اراضی کاملاً قانونی و شرعی عمل کرده و با این اقدام در صدد اجرای 4 قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل برآمده است. -ما به اقتضاء آیات قرآن و سیره معصومین و به اقتضاء فلسفه انقلاب اسلامی خود را ملزم به حمایت و دفاع از مظلوم می‌دانیم. ملت آذربایجان بهتر از همه می‌دانند که جمهوری اسلامی بالاترین کمک و حمایت را در طول اشغال قره‌باغ به آذربایجان داشته و در تمام محافل بین‌المللی از تمامیت ارضی آذربایجان دفاع کرده و وزارت امور خارجه نیز اخیراً دوباره بر تمامیت ارضی آذربایجان در غائله اخیر تأکید کرده است. اگر عنایات جمهوری اسلامی در بدو اشغال قره‌باغ نبود قطعاً اشغال تا باکو امتداد می‌یافت.
رهبري معنوي موفق در عراق
در عراق، تفکر و مشي عملي حضرت آيت‌الله سيستاني، از آغاز تحولاتي که به سقوط صدام و حزب بعث منجر شد، داراي ويژگي‌هائي بود که با آنچه در ايران عمل شد در مواردي تفاوت‌هاي اساسي داشت. ايشان با تفکر و روش خاص خود، عراق را از دوران حاکميت حاکم نظامي آمريکائي به سلامت عبور دادند، زمينه را براي قانون اساسي جديد عراق با تکيه بر همين روش به نفع ملت عراق فراهم کردند، اختلافات مذهبي و قومي و فرقه‌اي داخل عراق را با همين روش حل و فصل کردند و تا امروز توانستند عراق را از خطرهاي زيادي برهانند. اين خدمات بزرگ و تاريخي را اين مرجع بزرگ و دورانديش، بدون آنکه داراي جايگاه قانوني و منصب و مقام خاصي در حاکميت عراق باشد، انجام داده است و اکنون نيز با تکيه بر روش خاص خود و با توجه به مقتضيات زمان و مکان درصدد عبور دادن بي‌خطر عراق از انتخابات مجلس، دور از طمع‌ورزي‌هاي آمريکا است. اينکه اين مرجع دورانديش، با تکيه بر نظارت دقيق دستگاه‌هاي نظارتي خود عراق بر انتخابات با معيارهاي بين‌المللي - نه زيرنظر مجامع بين‌المللي - درصدد خلع سلاح آمريکاي سلطه‌طلب برآمده، برگ ديگري از شيوه موفق رهبري معنوي ايشان براي نجات عراق از توطئه‌ايست که آمريکا براي اين کشور تدارک ديده است. صاحبان قلم و سخن، بايد قدر اين هوشمندي را بدانند. غير از اين، هرچه باشد، استفاده نادرست از قلمي است که خدا در قرآن کريم با «ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ» از آن سخن گفته است.
سلب حق انتخاب از مردم چرا؟
در طرح پيشنهادي اصلاح موادي از قانون انتخابات رياست جمهوري حق انتخاب مردم نيز به شوراي نگهبان داده شده و با تصويب آن، مردم بطور کلي مسلوب‌الاختيار مي‌شوند. اگر اين طرح با همين محتوا تصويب شود، بخش جمهوريت نظام جمهوري اسلامي ناديده گرفته شده و انتخاب رئيس‌جمهور توسط شوراي نگهبان انجام خواهد شد. در چنان وضعيتي نقش مردم فقط تشريفاتي و نمايشي خواهد بود و همين قبيل اقدامات هستند که نظام را از پشتوانه مردمي محروم مي‌کنند. محروم ساختن مردم از حق انتخاب واقعي توسط کساني که خود را نمايندگان مردم مي‌دانند، از عجيب‌ترين امور است.
اصلاح موادي از قانون انتخابات رياست جمهوري به کجا می انجامد
در مورد اين طرح، دو بحث بسيار مهم داريم که يکي به تهيه‌کنندگان و پيشنهاددهندگان آن مربوط مي‌شود و ديگري به نمايندگان مجلس يازدهم. نکته مربوط به طراحان و پيشنهاددهندگان طرح اينست که ويژگي‌هاي مطرح شده در طرح، بسيار کلي و غيرکاربردي هستند. اموري از قبيل تکليف مداری، آرمان‌خواهي، توانائي تحليل آينده، شناسائي ضرورت‌ها، کادرسازي، نظم‌پذيري، داشتن سعه‌ صدر، مشورت‌پذيري، اولويت‌بندي و کار گروهي، از اموري هستند که هيچ وسيله‌اي براي سنجيدن آنها وجود ندارد. شوراي نگهبان چگونه مي‌خواهد اين امور را تشخيص بدهد؟ معيار تشخيص چيست؟ تشخيص‌دهندگان چه کساني هستند؟ رئيس‌جمهور طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، نفر اول اجرائي و شخصيت دوم رسمي کشور است. اعضاء شوراي نگهبان که خود در اين رده قرار ندارند، چگونه مي‌توانند وجود اين ويژگي‌ها را در داوطلبان رياست جمهوري تشخيص بدهند؟ مهم‌تر اينکه اين ويژگي‌ها عليرغم اينکه پرحجم هستند، مفهوم رجل مذهبي و رجل سياسي را مشخص نمي‌کنند و همچنان مبهم باقي مي‌گذارند.
بنياد مستکبران نباشيد
رئيس بنياد مستضعفان، ظرف يک ماه اخير، سه اقدام داشت که هرچند هرکدام از آنها نمره مخصوص خود را دارند ولي در مجموع کاملاً مشخص شد که اين بنياد هنوز ميان اينکه بنياد مستضعفان باشد يا مستکبران، سرگردان است. اين مقاله مي‌خواهد به آقاي سيدپرويز فتاح که رياست بنياد را برعهده دارد بگويد ترديدها را کنار بگذاريد و بنياد مستکبران نباشيد. اهل نيت‌خواني نيستم و کاري به اينکه رئيس بنياد مستضعفان با چه نيت و هدفي در آن گزارش تلويزيوني بخش کوچکي از تصاحب اموال بنياد توسط اين و آن را با افکار عمومي در ميان گذاشت ندارم ولي اين را درک مي‌کنم که اين اقدام در عين حال که ايرادهاي کوچکي هم داشت، در مجموع مفيد و لازم بود. مفيد و لازم بودن البته به معناي کافي بودن نيست. اين حرکت، زماني کامل مي‌شود که با پيگيري تا حصول نتيجه يعني خارج ساختن اموال و املاک از تصرف افراد و دستگاه‌ها ادامه پيدا کند. شيوه حرکت ممکن است تغيير کند ولي توقف به هيچ بهانه و هيچ توجيهي جايز نيست. اقدام دوم، يعني عذرخواهي تلويزيوني بابت همان گزارش که روشن بود در اثر فشارهاي وارده از ناحيه همان‌ها که نامشان در گزارش آمده بود صورت گرفت، اقدامي غيرطبيعي و غيرقابل توجيه است. شما مي‌توانستيد در اقدام دوم به تصحيح موارد اشتباه آن گزارش بپردازيد ولي اصل حرکت را نفي نمي‌کرديد. آنچه در گزارش شما آمده بود، نشان مي‌داد بخش مهمي از املاک بنياد مستضعفان به جاي آنکه در اختيار قشر محروم باشد، در اختيار قشر مرفه، قدرتمند، متصل به حاکميت، رانت‌خوار و ويژه‌خوار قرار گرفته که به معناي واقعي کلمه از مصاديق «مرفهين بي‌درد» اين تعبير ماندگار امام خميني هستند. آنچه باعث تأسف است اينست که اينان در آن زمان که امام اين تعبير را بکار مي‌بردند از مرفهين نبودند ولي با همين رانت‌خواري‌ها و ويژه‌خواري‌ها به صف «مرفهين بي‌درد» پيوستند. تأسف بالاتر اينکه اينان با تصاحب يا تصرف اموال بيت‌المال با توجیه خدمت به جامعه، مرفه شدند ولی کمکي به فرهنگ و اخلاق و علم و عدالت نکردند. اين واقعيت‌ها را مردم مي‌دانند و به همين دليل از اقدام دوم شما بسيار متعجب شدند. اقدام دوم نه‌تنها افکار عمومي را قانع نکرد، بلکه همان اندک اميدي که اقدام اول شما براي تغيير مسير بنياد به سوي «بنياد مستضعفان» شدن به وجود آورده بود را هم بر باد داد و از بين برد. اقدام سوم، واقعه تلخي بود که هفته گذشته در روستاي «ابوالفضل» اهواز رخ داد. توضيحات شما و شعبه بنياد در خوزستان نشان مي‌دهند اين ماجرا در اثر اشتباهي رخ داده که البته بسيار تلخ بود ولي از همين توضيحات کاملاً فهميده مي‌شود که روحيه حاکم بر بنياد، روحيه‌اي نيست که حاميان واقعي مستضعفان بايد از آن برخوردار باشند. اگر چنان روحيه‌اي بر مسئولين بنياد حاکم بود، قبل از ديگران به اين نتيجه مي‌رسيدند که حتي اگر زمين‌هاي روستاي ابوالفضل متعلق به اهالي آن هم نبود، به دليل اينکه آنها از روشن‌ترين مصاديق مستضعف هستند مي‌بايست اين زمين‌ها همراه با سند مالکيت تک‌برگي در نهايت ادب و احترام به آنها تقديم مي‌شد. بنياد، اگر اين کار را بکند بنياد مستضعفان است نه اينکه مسئولان آن تصور کنند هر هفته يا هر ماه اگر بسته‌هاي موادغذائي را به خانواده‌هاي فقير بدهند، مي‌شوند بنياد مستضعفان! اين، صدقه دادن است و صدقه دادن به مردم فقير در شرايطي که مسئولان بنياد، حقوق‌هاي چندين ميليوني از پول همين فقرا مي‌گيرند، به اين معناست که اينجا بنياد مستکبران است، بنيادي که مسئولان آن مردم مستضعف را ابزاري براي دريافت صدقه آنهم همراه با بوق و کرناي تلويزيوني مي‌دانند... اگر بنا به عذرخواهي است، از مردم روستاي ابوالفضل عذرخواهي کنيد آقاي رئيس بنياد مستضعفان و دست آنها را هم ببوسيد و در بنياد بمانيد و دست مستکبران را از اموال مستضعفان کوتاه کنيد و ضمناً اين کار را از داخل خود بنياد شروع کنيد.
درس های یک استعفا
شينزو آبه، نخست‌وزير ژاپن به علت ضعف جسمي استعفا داد و درباره علت اين استعفا گفت: نگران هستم که ضعف جسمي من در تصميم‌‌گيري‌هايم اثر بگذارد و اين به سود ژاپن نيست. به همين دليل، کنار رفتن را بر ماندن ترجيح داده‌ام. اين اقدام نخست‌وزير ژاپن براي آن دسته از مسئولين کشور ما که تا سنين بالاتر از 90 سالگي هم همچنان به منصب و مقام مي‌چسبند و حاضر نيستند کنار بروند، بسيار درس‌آموز است. ما اکنون در کشورمان، افرادي بالاي 70 سال در مسئوليت‌ها داريم که هنوز آرزوي به دست آوردن مسئوليت‌هاي بالاتر دارند. افرادي در سنين ميان 70 و 80 سالگي داريم که داراي ده‌ها مسئوليت هستند و باز هم براي به دست آوردن مناصب ديگر تلاش مي‌کنند. افرادي بالاي 80 سال سن داريم که براي راه رفتن مشکل دارند ولي مسئوليت‌هاي حساسي برعهده آنان است. نخست‌وزير ژاپن اکنون 66 سال دارد و بدون آنکه فشاري براي کنار رفتن بر او وارد شده باشد، خودش داوطلبانه کنار رفته است. اين، يعني احترام قائل شدن براي حقوق مردم. ما که مسلمان هستيم و در يک نظام اسلامي زندگي مي‌کنيم، بايد به دستور اسلام تعهد بيشتري به حقوق مردم داشته باشيم و به همين دليل بايد در کنار رفتن از مناصب و فرصت را براي افراد توانمندتر فراهم کنيم ولي حاضر نيستيم قدرت را به ديگران واگذار کنيم. دو سال قبل، قانون منع بکارگيري بازنشستگان، اجرائي شد ولي اين قانون هم نتوانست چسبيدگان به قدرت و مناصب را کنار بزند. علت اينست که اولاً اين قانون با تبصره‌هاي متعدد و استثناهاي فراوان، کاملاً خنثي شد و ثانياً به درستي هم اجرا نشد و هرکس و هر دستگاه نهاد و ارگان به بهانه‌هاي مختلف افراد موردنظر خود را با توصيه‌ها و فشارها و رانت‌هاي گوناگون در مسئوليت‌ها و مناصب نگهداشتند و مانع جابجائي شدند. اين، يعني به بازي گرفتن قانون و پايمال کردن حقوق مردم. وقتي نخست‌وزير 66 ساله ژاپن، داوطلبانه کنار مي‌رود، آن دسته از مسئولين ما که از سن بازنشستگي فراتر هستند، بايد اين اقدام درس‌آموز را سرمشق خود قرار دهند و داوطلبانه کنار بروند. توجيهاتي از قبيل اينکه بهتر از من پيدا نمي‌شود، من احساس تکليف مي‌کنم و کشور به من نياز دارد، فقط نوعي خودخواهي و خودبرتربيني است. کشور ما نيروهاي توانمند زيادي دارد که اگر به بهانه‌هاي گوناگون طرد نشوند، بسياري از مشکلات با حضور آنها در مسئوليت‌هاي کليدي برطرف خواهد شد و به دور و تسلسل باطلي که مدتهاست گرفتار آن هستيم پايان داده خواهد شد.
حافظ ، وظيفه تو دعا گفتن است و بس!
سؤال اساسي از آقاي وزير بهداشت اينست که شما چرا به جاي اين آه و ناله‌ها از ستاد ملي مقابله با کرونا مصوبه‌اي براي جلوگيري کردن از سفرهاي غيرضروري نگرفتيد؟ اگر شما تلاشتان را کرده‌ايد ولي موفق به گرفتن مصوبه نشده‌ايد، ستاد بايد به اين سؤال مهم پاسخ بدهد. شما و ستاد مسئول حفظ جان مردم هستيد و کوتاهي در اين زمينه‌ها را کسي نمي‌پذيرد. شما با اين منطقتان، سخن حافظ، خطاب به معشوقش را به ياد مي‌آورید که گفت: «حافظ، وظيفه تو دعا گفتن است و بس – در بند آن مباش که نشنيد يا شنيد». ترديدي نيست که اعضاء ستاد ملي مقابله با کرونا دلسوز ملت و کشور هستند ولي بايد به اين واقعيت توجه داشته باشند که آنها شاعر نيستند که همچون حافظ فقط توصيه کنند و کاري به اينکه مردم مورد علاقه‌شان به آن عمل مي‌کنند يا نمي‌کنند نداشته باشند. مسئولان بايد براي اجرائي شدن آنچه به صلاح مردم است ضمانت اجرائي ايجاد کنند و مانع بي‌مبالاتي افرادي شوند که حقوق شهروندي را رعايت نمي‌کنند.
جاي شهيد مطهري، خالي!
آنچه از شهيد مطهري در زمينه تحريفات عاشورا در دست مي‌باشد، مربوط به حدود 45 تا 50 سال قبل است، زماني که هنوز مداحان و منبري‌هاي باتقوا و محتاطي ميدان‌دار محافل عزاداري بودند و محتواي عزاداري‌ها به اندازه امروز تنزل پيدا نکرده بود. اين روزها هنگامي که مطالب سخيف، سطحي و موهن بعضي از مداحان و منبري‌هاي کم‌سواد و کم‌تقوا را مي‌شنويم، که متأسفانه بخشي از آنها از رسانه ملي هم پخش مي‌شود، بي‌اختيار، فريادهاي دلسوزانه و پرحرارت شهيد مطهري را در گوش‌هاي خود مي‌شنويم که عليه تحريفات عاشورا و بي‌محتوا شدن محافل عزاداري، سوگمندانه هشدار مي‌دهد. همزمان با شنيدن اين هشدارها، اين سؤال مهم نيز به ذهن راه مي‌يابد که شهيد مطهري اگر امروز در ميان ما بود و گسترش تحريف‌ها و بي‌محتوا شدن محافل عزاداري را مي‌ديد چه مي‌کرد؟ نکته قابل تأمل اينست که رسانه ملي بدون هيچ کنترلي مطالب تعدادي از اين محافل را پخش مي‌کند. رسانه ملي را امام خميني، دانشگاه دانسته‌اند. دانشگاه بايد هدايت‌کننده باشد و جامعه را به سوي فرهنگ برتر و پرمحتوا ببرد نه اينکه به بهانه علاقه عده‌اي از مردم هرچه بعضي مداحان بگويند همان‌ها را پخش کند
برجام و اعضاء حزب باد
کشور ما به افراد مستقل نياز دارد نه بله‌قربان‌گو. نظام جمهوري اسلامي با افرادي که پاي اصول و آرمان‌هاي خود بايستند به اهداف خود مي‌رسد نه کساني که عضو حزب باد باشند. ديديم که برجام برخلاف نظر اعضاء حزب باد، همچنان زنده است و پشت ديوي همچون آمريکا را به خاک مي‌مالد. اين موجود زنده را قرباني جنگ قدرت خود نکنيد.
اقتصاد کشور به هیچ وجه نباید به تحولات خارجی پیوند بخورد
ایشان بار دیگر تولید را مادر و کلید اصلی حل مشکلاتی نظیر «اشتغال، معیشت، تورم و کاهش ارزش پول ملی» خواندند و تأکید کردند: باید هرچه می توانید در این زمینه ها کار و تلاش کنید.
فوتبال و هزینه های عجیب آن در کدام سطح از نیازهای جامعه است؟
فوتبال در شرایط فعلی جامعه جزو نیازهای اصلی و اولیه هرمی نیست ؛ دردها و آلام بسیاری مردم را در خود غرق کرده است . مدیران نالایق ؛ صنعت و پول ورشکسته و مردمی بی خانه و شغل و فاقد اندوخته! فوتبال قهرمانی در ایران یک صنعت نیست ، یک علم نیز نبوده است ، با رفتن یک مربی و یا یک بازیکن اندوخته های قبل از بین می روند ؛ می توان گفت حتی اندوخته ای نیز نبوده است که از بین برود. هزینه های این بازی انحصاری و نه عمومی بسیار زیاد بوده است طوری که با صرفه جویی در آن هزینه ها، ورزش عمومی و همین فوتبال را هم می توان به میان مردم برد. می توان با شعورمندی شهرک های زندگی و مدارس را به میان مردم برد .مربی یک صد و پنجاه میلیارد تومان می خواهد ببرد ؛ مربی های آن دو ! چیزی در این حد ، کارمندهایی با عنوان بازیکن خارجی توبره های خود را بازکرده اند و ....
ما اشتباه نکرده بوديم
حالا که پرويز فتاح رئيس بنياد مستضعفان، زبان باز کرده و بهره‌وري‌هاي بي‌مهار و غيرقانوني و غيرشرعي و غيراخلاقي و غيراصولي و غيرانقلابي عده‌اي از مسئولين و دستگاه‌ها و معروفين و نورچشمي‌ها از اموال بنياد مستضعفان را افشا کرده و البته بسياري از آنها را هم جرأت نکرده بگويد و يا ملاحظه بعضي امور را کرده و نگفته، ما به اين نتيجه رسيده‌ايم که آن زمان اشتباه نکرده بوديم. کساني اشتباه مي‌کردند که آن جواب‌هاي دندان‌شکن! را به ما مي‌دادند و اگر همان وقت جلوي اين انحراف گرفته مي‌شد، امروز به اين نقطه نمي‌رسيديم که يک‌لاقباهاي ديروز، در بالاي شهر تهران در بهترين خانه‌ها و باغ‌ها و با بهترين امکانات زندگي کنند و همزمان عده زيادي از مردم محتاج نان شب باشند و حسرت داشتن يک سرپناه چندمتري را با خود به گور ببرند. افشاگري‌هاي رئيس بنياد مستضعفان بيش از آنکه براي سوء‌استفاده‌گران از بيت‌المال رسوائي درست کند، وضع نابسامان و انحرافات خود بنياد را برملا کرده است، البته ايشان فقط درباره خارج از بنياد گفته و آنچه در داخل بنياد مي‌گذرد ازجمله حقوق‌هاي کلان، چيزي نگفته است. به همين دليل به آقاي فتاح توصيه مي‌کنيم اگر اين گمانه‌زني‌ها درست است که شما خود را براي انتخابات رياست جمهوري 1400 آماده مي‌کنيد و اين افشاگري‌ها نوعي فراهم کردن زمينه براي جلب رأي است، لطفاً از نامزد شدن منصرف شويد به دو دليل. اول آنکه بنياد مستضعفان که يک درياست به آدمي مثل شما بشرط اينکه همين تلاش‌ها را براي پس گرفتن اموال بيت‌المال و اصلاح خود بنياد ادامه دهيد و جا نزنيد نياز دارد و دوم آنکه اگر به انتخابات وارد شويد و بر فرض رأي هم بياوريد، شما هم به همان سرنوشتي مبتلا خواهيد شد که ديگران شدند، همان‌هائي که اسمشان را در افشاگري‌هايتان آورده‌ايد. مطمئن باشيد شما در برابر جاذبه‌های قدرت و در برابر فشارهای صاحبان قدرت، از آنها مقاوم‌تر نيستيد.
تجمع طرفداران طالبان
فرمانده نيروي انتظامي تهران اعلام کرد 5 نفر از عوامل اصلي اعضاء طالبان که در يکي از پارک‌هاي تهران تجمع کرده بودند بازداشت و زنداني شده‌اند. وي افزود بقيه نيز درحال اخراج از ايران هستند. اين افراد که از اتباع افغانستان بودند با پرچم گروه تروريستي طالبان در يکي از پارک‌هاي تهران تجمع کرده و شعارهائي به نفع اين گروهک داده بودند.
مرثيه‌اي براي عدالت علوي
متأسفانه ما نتوانستيم از ميراث گرانقدر امام خميني حفاظت کنيم و اکنون که چهار دهه از پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي گذشته، در بخش عدالت تهي‌دست هستيم و تفکر توحيديمان نيز در پيچ و خم‌ها و دالان‌هاي تاريک جنگ قدرت و مسابقه‌هاي کثيف بداخلاقي‌هاي سياسي و انباشت ثروت‌هاي حرام، سرگردان و درحال درجا زدن و چه‌ بسا عقبگرد است. اعتراف به اين واقعيت تلخ، به معناي نفي خدمات بزرگ انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به ايران و حتي بسياري از ملت‌هاي ديگر و ناديده گرفتن پيشرفت‌هاي علمي، صنعتي، پزشکي، دفاعي و امنيتی نيست، ولي تأکيدي است بر اينکه اين پيشرفت‌ها و خدمات بدون رشد تفکر توحيدي و اجراي عدالت، ما را به جائي نمي‌رسانند. اين دو مکمل يکديگر هستند و ما تا اين هردو را با هم نداشته باشيم، به جائي نخواهيم رسيد. بي‌عدالتي اقتصادي ناشی از فاصله طبقاتي وحشتناک و هر لحظه درحال افزايش، خود را با بلندترين فريادها به رخ مي‌کشد. طبل بي‌عدالتي اخلاقي را هم که جنگ قدرت به صدا درآورده است. طشت بي‌عدالتي رسانه‌اي ما را هم که رسانه ملي با يکطرفه عمل کردن و کوبيدن بي‌وقفه استوانه‌هاي نظام همچون آيت‌الله هاشمي رفسنجاني حتي 4 سال بعد از پيوستن او به لقاء‌الله هر روز از بام جام‌جم به زمين مي‌اندازد. بي‌عدالتي سياسي، هم که در صلاحيت دادن‌ها و عزل و نصب‌ها و حاشيه امن بخشيدن‌ها کاملاً عيان است. ما با چنين رفتارهاي خلاف عدالت نه‌تنها نمي‌توانيم منادي توحيد باشيم، بلکه آفت خطرناکي شده‌ايم براي ريشه اعتقاد به توحيد.
الزامات سياست نگاه به درون
با اين تعريف اکنون بايد به سراغ الزامات سياست نگاه به درون برويم. اين الزامات عبارتند از اعتماد کردن به استعدادها و حمايت مادي و معنوي از آنها، ميدان دادن به صاحبان سرمايه‌هاي مشروع داخلي براي فعاليت‌هاي مولد و مفيد، کمک به کارآفرينان از طريق رفع موانع راه و در اختيار قرار دادن تسهيلات، ريشه‌کن ساختن رانت‌خواري در انواع و اقسام مختلف، حاکم کردن شايسته‌سالاري در انتصاب‌ها و انتخاب‌ها، مبارزه يکسان و بدون تبعيض عليه فساد، پايان دادن به جنگ قدرت داخلي و دعوت از آن دسته از ايرانيان مقيم خارج که آمادگي دارند صادقانه ثروت خود را به داخل بياورند و در جهت رونق بخشيدن به اقتصاد کشور تلاش کنند ولي به دليل وجود مقررات دست و پا گير و موانع فراوان داخلي هنوز رغبتي به آوردن سرمايه‌هاي خود به داخل کشور پيدا نکرده‌اند.
آقاي رئيس‌جمهور بخوانند
متأسفانه وقفي قلمداد کردن کوه و جنگل واقعيت دارد. وقفي دانستن 5600 هکتار از جنگل‌هاي ساري و بخش‌هائي از قله دماوند، نمونه‌هاي روشن اين واقعيت تلخ هستند که با پيگيري‌هاي رسانه‌اي و مطرح شدن در سطح جامعه و واکنش نشان دادن افکار عمومي، ادارات ثبت و اوقاف و دادگستري درصدد تجديدنظر برآمده‌اند و قول حل آن را داده‌اند. وقتي شما اين واقعيت را انکار مي‌کنيد، مردم درباره اينکه شما چقدر در جريان مسائل قرار داريد دچار ترديد مي‌شوند.
گل صد برگ در میان فرائض اسلامی است؛ گوئی همه‌ی جوانب مهمّ فردی و اجتماعی، و زمینی و آسمانی، و تاریخی و جهانی دین، قرار است در آن مرور شود.
موسم حج که همواره موسم احساس عزت و عظمت و شکفتگی جهان اسلام بود، امسال دستخوش اندوه و حسرت مؤمنان و مبتلا به احساس فراق و ناکامی مشتاقان است. دلها از غربت کعبه احساس غربت میکند و لبّیکِ جداماندگان با اشک و آه درهم می‌آمیزد. این محرومیت، کوته‌مدت است و بحول و قوه الهی دیر نخواهد پائید، لکن درس آن که قدردانستن نعمت بزرگ حج است باید ماندگار شود و ما را از غفلت برهاند. رمز عظمت و قدرت امت اسلام در جمع فراگیر و متنوع مؤمنان در حریم کعبه و حرم پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه‌ی بقیع علیهم‌السلام را امسال باید بیش از همیشه حس کنیم و در آن بیندیشیم. حج، فریضه‌ئی بی‌مانند است؛ گل صد برگ در میان فرائض اسلامی است؛ گوئی همه‌ی جوانب مهمّ فردی و اجتماعی، و زمینی و آسمانی، و تاریخی و جهانی دین، قرار است در آن مرور شود. معنویت در آن هست، ولی بدون انزوا و گوشه‌نشینی و خلوت‌گزینی. اجتماع در آن هست، ولی به دور از درگیری و بدگوئی و بدخواهی. از سوئی حظ روحی از مناجات و ابتهال و ذکر الهی، و از سویِ دیگر پیوند اُنس و ارتباط مردمی. حاجی با یک چشم پیوند دیرین خود با تاریخ، با ابراهیم و اسماعیل و هاجر، با رسول خدا در هنگام ورود پیروزمندانه به مسجدالحرام، و با خیل مؤمنان صدر اول را مینگرد، و با چشمی دیگر انبوه مؤمنان هم‌روزگار خود را که هر کدام میتوانند دستی برای همیاری و اعتصام جمعی به حبل‌الله باشند. تدبر و اندیشیدن در پدیده‌ی حج، حج‌گزار را به این باور قطعی میرساند که بسیاری از آرمانها و آرزوهای دین برای بشریت، بدون هم‌افزائی و همدلی و همکاری مجموعه دین‌داران، به بار نمی‌نشیند، و با پیدایش این همدلی و همکاری، کید معاندان و دشمنان، مشکل مهمی بر سر این راه پدید نمی‌آورد. حج، رزمایش قدرت در برابر مستکبرانی است که کانون فساد و ظلم و ضعیف‌کُشی و غارتگری‌اند و امروز جسم و جان امت اسلامی از ستمگری و خباثت آنان آزرده و خون‌آلود است. حج، نمایش توانائیهای سخت و نرم امت است.