مزرعه‌هاي سرخ!
انتشار اسناد و اطلاعات مربوط به مصرف فوق‌العاده برق توسط ماشين‌هاي «رمزارز»ساز در مزرعه‌هاي بيت‌کوين، کم‌ترين ابهامي در مقصر بودن کساني که به اين مزرعه‌هاي سرخ و سوزان مجوز فعاليت داده‌اند باقي نگذاشت. عکسل‌العمل ديرهنگام مسئولين برق کشور که مزرعه‌هاي غيرمجاز را تعطيل و مزرعه‌هاي مجوزدار را تعليق موقت کردند، نشان داد تشخيص مردم و کساني که انگشت اتهام را به سوي بيت‌کوين نشانه رفته بودند کاملاً درست بود و توجيهات مصلحتي مسئولين وزارت نيرو که سهم بيت‌کوين و مزرعه‌هاي رمزارزها را ناچيز اعلام مي‌کردند، قابل پذيرش نبود.
تصحيح سه خطاي راهبردي
آنچه يکي از خطباي شناخته شده درباره کرامات مرحوم آيت‌الله مصباح يزدي درباره پيشگوئي زمان رحلت خود و طلب مغفرت براي ديگران با باز کردن چشم خود در حين غسل داده شدن گفته، ربطي به معارف اسلامي ندارد. اينکه فردي مثل اين خطيب چنين مطالبي را در جمع‌هاي کوچک بگويد در عين حال که خلاف است و بدآموزي دارد، از اهميت چنداني برخوردار نيست ولي هنگامي که همين مطالب از شبکه قرآن سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش مي‌شود، به حساب دين و نظام اسلامي گذاشته مي‌شود و يک خطاي راهبردي به حساب مي‌آيد و عوارض منفي سنگيني براي اين نظام و اسلام به همراه دارد. مسئوليت اين خطاي راهبردي برعهده مسئولين رسانه ملي است. آنها بايد حداقل سه اقدام جدي و قاطع براي جلوگيري از تکرار اين قبيل ضايعات به عمل آورند. اول اينکه از کارشناسان مطمئن و مسلط بر معارف اسلامي استفاده کنند. دوم اينکه مجرياني را مسئول اجراي چنين برنامه‌هائي کنند که با مباني ديني آشنا باشند و به جاي بکار بردن کلماتي که نشان‌دهنده تأييد خطاهاست، کارشناس خاطي را مورد سؤال قرار دهند. و سوم اينکه رسانه ملي از پخش زنده برنامه‌هاي حساسي که با اعتقادات مردم سروکار دارند خودداري کند و به برنامه‌هاي ضبط شده پس از بازبيني توسط صاحبنظران واقعي اجازه پخش شدن بدهد. مهم‌تر اينکه به نظر مي‌رسد مشکل اصلي در خود مديران رسانه ملي است. بنابراين، قبل از هر چيز بايد در صلاحيت آنان تجديدنظر شود و افرادي با صلاحيت‌هاي لازم به جاي آنها گمارده شوند.
انتقام الهي
در اينکه انسان‌ها در روز قيامت و در دادگاه عدل الهي محاکمه خواهند شد و مکافات اعمال خود را خواهند ديد، ترديدي وجود ندارد. نکته بسيار مهم که گاهي مورد غفلت قرار مي‌گيرد اينست که در همين جهان نيز مکافات عمل وجود دارد و افراد خاطي آثار وضعي اعمال خود را در همينجا هم مي‌بينند. در همين دهه‌هاي اخير، در محدوده سياست و سياستمداران، سقوط محمدرضا پهلوي در ايران، سقوط صدام در عراق، سرنگوني حسني مبارک در مصر، آوارگي و ذلت زين‌العابدين‌بن‌علي ديکتاتور تونس، سقوط و مرگ خفت‌بار معمر قذافي در ليبي، تيرباران شدن مارشال تيتو در يوگسلاوي و... نمونه‌هاي روشني از مکافات عمل در همين جهان بودند که در برابر چشمان مردم جهان و ملت‌هاي همان کشورهائي که اين ديکتاتورها بر آنها حکمراني ظالمانه مي‌کردند رخ دادند.
قانون‌نويسي تخيلي با چاشني چوب و فلک!
مردي، مادر پير خود را بر دوش گرفته و در کوچه و خيابان با صداي بلند اعلام مي‌کرد: مادرم را مي‌فروشم. بزرگترهاي قوم به او گفتند اين چه کاري است که مي‌کني؟ مگر کسي مادر خودش را مي‌فروشد؟ در جواب آنها گفت: اگر کسي خواست او را بخرد، قيمتي مي‌گويم که حاضر به پرداخت آن نشود و مادر به فروش نرود. حکايت طرح «اقدام متقابل ايران...» که عده‌اي از نمايندگان مجلس يازدهم آن را ارائه داده‌اند و هيأت رئيسه مجلس نيز اعلام وصول کرده، از قماش همين ماجراي مادرفروشي است. در اين طرح، مواردي وجود دارند که نه قابل انجامند و نه در حوزه اختيارات نمايندگان مجلس قرار دارند. مروري بر تعدادي از اين موارد، مي‌تواند اين واقعيت را به نمايش بگذارد. در يکي از موارد اين طرح آمده است «تمام دستگاه‌هاي دولتي و نيروهاي مسلح مکلف به ايجاد ترتيباتي جهت اخراج تمامي نيروهاي نظامي ستاد فرماندهي مرکزي ارتش تروريستي آمريکا – سنتکام - از منطقه مي‌باشند». روشن است که آنچه در اين ماده آمده، از جنس اقدامات نظامي است و به موضوع مهم جنگ و صلح مربوط مي‌شود و طبق قانون اساسي تصميم‌گيري درباره جنگ و صلح در اختيار رهبري است. علاوه بر اين، مکلف کردن دولت و نيروهاي مسلح به اخراج نظاميان بيگانه از «منطقه» امري نيست که قابل انجام باشد. اخراج نظاميان بيگانه از «کشور» با اخراج آنها از «منطقه» متفاوت است. متأسفانه تهيه‌کنندگان طرح مورد بحث، به اين تفاوت اساسي توجه نکرده و خواسته‌اي را مطرح کرده‌اند که غيرقابل انجام است.
قبل از آنکه پشيمان شويد
راه‌حل ديگر اينست که از بيت‌المال، خسارت‌هاي صاحبان مشاغل پرخطر پرداخت شود و اين قبيل مشاغل همچنان تعطيل بمانند تا خطر انتقال ويروس کرونا کاملاً برطرف شود. اين راه‌حل، تا حدودي مشکل است ولي ناممکن نيست. مشکل بودن اين راه‌حل نيز به عدم تمايل متوليان پول‌ها و اموال و امکانات عمومي متعلق به بيت‌المال مربوط مي‌شود که دل کندن از اين پول‌ها و اموال برايشان بسيار سخت است. قبلاً نوشتيم و اکنون نيز مي‌نويسيم و تأکيد مي‌کنيم که تجميع اين پول‌ها و اموال براي همواره بيشتر شدن و کارخانه و امکانات سرمايه‌اي ديگر اضافه کردن نيست. اين قبيل تلاش‌هاي مربوط به ازدياد ثروت، در زمان‌هاي عادي شايد قابل توجيه باشد ولي وقتي پاي جان مردم به ميان مي‌آيد، ثروت‌اندوزي و ازدياد اموال، فلسفه خود را از دست مي‌دهد و به حکم عقل، وجدان، دين و اخلاق، تمام پول‌ها و امکانات و اموال بايد براي نجات جان مردم هزينه شوند و يکي از مصاديق اين هزينه‌کردن‌ها جبران خسارت صاحبان مشاغلي است که در مقاطعي همچون زمان بيماري همه‌گير کرونا چاره‌اي غير از تعطيلي آنها نيست. مي‌دانيم که اين توصيه به گوش متوليان اين ثروت‌هاي انباشته شده متعلق به بيت‌المال نمي‌رود و آنها با هزار و يک توجيه تلاش مي‌کنند حقوق‌هاي نجومي خود و مديران خود را با داير نگهداشتن اين مجموعه‌هاي ثروتمند پابرجا نگهدارند و بر قدرت و شوکت خود هر روز بيفزايند، ولي به عنوان اتمام حجت باز هم تکرار مي‌کنيم که اين پول‌ها و اموال و امکانات اگر براي حفاظت از جان مردم در هنگام خطر بکار نيايند، پشيزي ارزش نخواهند داشت. کاري نکنيد که 55 هزار خانواده عزادار کنوني از رهگذر ويروس منحوس کرونا (طبق آمار رسمي) تا چند وقت ديگر به 550 هزار برسد. قبل از آنکه روزي پشيمان شويد، از همين امروز به اين واقعيت انديشه کنيد که پشيماني سودي ندارد.
باور کنيم قيامتي هست
اگر انقلاب اسلامي طبق تعريفي که امام خميني از آن به دست داده «انفجار نور» بود، بايد مظهر تجلي صفات الهي باشد، زيرا براساس آيه شريفه «اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ...» خدا منبع و منشأ نور است. يکي از بارزترين صفات الهي، تکريم انسان‌هاست. با اينکه انسان‌ها بندگان خدا و مخلوقات او هستند، خدا آنها را تکريم مي‌کند و در شأن آنها «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» را در کتاب آسماني خود ثبت نموده است. بي‌جهت نيست که خداي متعال بارزترين دليل موفقيت پيامبر خود در جلب قلب‌ها را نيز رفتار اخلاقمدارانه آن حضرت با مردم مي‌داند و با «اِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظیم» او را مي‌ستايد و مي‌فرمايد «وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ». نتيجه اين مي‌شود که ما اگر دلسوز انقلاب اسلامي و نظام حکومتي برآمده از آن هستيم، بايد اخلاقمداري را محور اصلي برخوردهايمان به‌ويژه مسئولين اين نظام از صدر تا ذيل قرار دهيم. پيشاني تبليغاتي اين انقلاب و اين نظام نيز که رسانه ملي است، بايد آئينه اخلاق و انصاف باشد نه بي‌انصافي و بداخلاقي..............باور کنيم قيامتي هست. باور کنيم که «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَراً يَرَهُ». کساني که اين وعده قرآني را باور دارند، از جاده انصاف و اخلاق منحرف نمي‌شوند.
روحانيت، کارگزار نباشد
شيوه صحيح اينست که نهادهاي ديني و تشکل‌هاي روحاني، در آستانه هر انتخاباتي با انتشار بيانيه‌اي جامع، معيارهاي يک رئيس‌جمهور قابل قبول يا نمايندگان مناسب براي ورود به قوه مقننه را مشخص کنند و مردم را به شرکت در انتخابات و رأي دادن به کساني که داراي اين معيارها هستند دعوت نمايند. با اين روش، از يکطرف حضور در عرصه سياست تضمين مي‌شود و از طرف ديگر، نهادهاي ديني و تشکل‌هاي روحاني خود را هزينه اين و آن نمي‌کنند. مهم‌تر اينکه اگر رئيس‌جمهور يا نمايندگان در دوران مسئوليتشان در انجام وظايف قانوني کوتاهي کنند، اين نهادها و تشکل‌ها با توجه به اينکه از ملاحظات و وابستگي‌ها فارغند مي‌توانند از آنها انتقاد کنند و به وظيفه خود در زمينه امر بمعروف و نهي از منکر عمل نمايند. شرايط و جایگاه نهادهای دینی ايجاب مي‌کند روحانيت، سياستگزار باشد نه کارگزار سياسيون.
کارنامه پيروان اديان توحيدي
قطعاً حضرات عيسي و موسي از پيروان خود به خاطر اينهمه ظلم و جنايت و بي‌عدالتي ناراضي و عصباني هستند و از ارباب کليسا و کنيسه ناراضي‌تر، کمااينکه حضرت محمد نيز از ما مسلمانان به خاطر تفرقه‌اي که بر ما حاکم است و نتوانسته‌ايم در برابر اينهمه ظلم و ستم مسيحيان و يهوديان قدرتمندانه بايستيم و آنها را وادار به عقب‌نشيني کنيم ناراضي و عصباني است. راه درست اينست که مسلمانان با اتحاد خود، درصدد خنثي کردن توطئه‌هاي دولت‌هاي مسيحي و يهودي برآيند و زمينه را براي همزيستي مسالمت‌آميز پيروان تمام اديان توحيدي فراهم کنند. رسيدن به اين هدف والا ميسر است به اين شرط که ملت‌ها متحد عمل کنند.
فرمول علمی نادرست در تمبر شهید فخری زاده
هدف از نوشتن فرمول در تصویر طراحی شده از تمبر شهید فخری زاده نشان دادن رتبه علمی این شهید بزرگوار بود و قرار بر استفاده علمی از این فرمول ها نیست.
رئيس‌جمهور حداقلي؟
مهم‌ترين ويژگي هر قانوني بايد انطباق آن با مصالح عمومي و منافع ملي کشور باشد. برخورداري قانون از اين ويژگي، آن را از موقت بودن و دستاويز اين و آن شدن محافظت مي‌کند. نقطه مقابل، تدوين قانون براساس نياز افراد، گروه‌ها و جناح‌هاست. چنين قوانيني تاريخ مصرف کوتاهي خواهند داشت و فقط به اندازه در قدرت بودن همان افراد و گروه‌ها و جناح‌ها عمر دارند و با زوال آنها آفتاب عمرشان غروب مي‌کند. اين روزها که طرح اصلاح قانون انتخابات رياست جمهوري در دستور کار مجلس شوراي اسلامي قرار دارد، انتقادهاي زيادي به تصميمات اعلام شده نمايندگان در مورد مواردي از اين طرح در رسانه‌ها ديده مي‌شود. نمي‌توان گفت تمام اين انتقادها واردند ولي نمايندگان مجلس نبايد طرح مورد نظر خود را بگونه‌اي به پيش ببرند که تصور عمومي اين باشد که آنها با اصلاح قانون انتخابات رياست جمهوري درصدد هموار کردن راه براي رئيس‌جمهور شدن فرد خاصي هستند. اين روش مي‌تواند به کاهش مشارکت مردم در انتخابات منجر شود، واقعه‌اي که بشدت براي نظام جمهوري اسلامي زيانبار است. اين، همان خسراني است که با مشارکت 42 درصدي مردم در انتخابات مجلس يازدهم متوجه قوه مقننه شد و اين مجلس را با عنوان نامطلوب و ناخوشايند «مجلس حداقلي» همراه کرد. براي نظام جمهوري اسلامي چنين عناويني زيبنده نيست و همه بايد تلاش کنيم اين نظام که فراهم آمده از خون صدها هزار شهيد و فداکاري خيل عظيم مردم است، همواره در تمام عرصه‌ها ازجمله در انتخابات از مشارکت حداکثري مردم برخوردار باشد تا بتواند با پشتوانه مردمي خود که کارآمدترين پشتوانه است، حرف اول را در تمام عرصه‌هاي بين‌المللي بزند و اهداف خود را به پيش ببرد.
ما و اين رخنه امنيتي
اين سه نکته، نشان مي‌دهند سران رژيم جعلي صهيونيستي با دست‌يابي به عادي‌سازي رابطه با امارات و بعضي ديگر از کشورهاي عربي منطقه، اکنون خود را در موضعي بالاتر از آنچه قبل از اين واقعه قرار داشتند مي‌دانند. آنها اکنون دست خود را بازتر و راه‌هاي پياده کردن نقشه‌هاي شوم خود در منطقه خليج فارس را هموارتر مي‌بينند. اين درست است که جمهوري اسلامي ايران با قدرت دفاعي بالائي که دارد، مي‌تواند در برابر تمام تهديدها بايستد و تمام توطئه‌ها را خنثي کند، اما آنچه از قدرت دفاعي مهم‌تر است، هوشياري در برابر نفوذ اطلاعاتي و رخنه‌هاي امنيتي دشمن است. حضور رسمي رژيم صهيونيستي در امارات و تأسيس آشکار پايگاه‌هاي جاسوسي در جوار مرزهاي آبي جنوب کشورمان به اين معناست که ما از ناحيه اطلاعاتي و امنيتي در معرض قرار داريم و بايد از اين جنبه بيش از هر زمان ديگري خود را تقويت کنيم.
جنگ قدرت و ترور دانشمندان
حساس بودن دشمن نسبت به جمهوري اسلامي ايران، يکي از عوامل تمرکز بيشتر بر روي دانشمندان ما و ترور آنهاست. قطعاً عامل ديگر، عدم انسجام داخلي ما و جنگ قدرتي است که گرفتار آن هستيم. براي اينکه بتوانيم دشمن را در توطئه‌هايش ناکام نمائيم، بايد جنگ قدرت را کنار بگذاريم و صفوف خود را فشرده و منسجم نمائيم. از حالا به بعد اگر يکي ديگر از دانشمندان ما ترور شود، افکار عمومي داخل کشورمان قطعاً کساني که به جنگ قدرت ادامه مي‌دهند را شريک اين جنايت خواهند دانست.
اين وابستگي، خطرناک است
منظور اين نيست که يکسره و بطور مطلق به بودجه مؤسسات ديني با نگاه منفي بنگريم و آنها را قطع کنيم. استثناء‌هائي از قبيل مؤسسات آموزشي و مجامعي همچون مجمع‌التقريب وجود دارند که استفاده آنها از بودجه دولتي امري طبيعي است. بقيه را بايد به دامن مردم برگردانيم و مطمئن باشيم که مردم براي تأمين بودجه نهادهاي ديني آمادگي کامل دارند ضمن اينکه مردمي بودن بودجه‌هاي نهادهاي ديني آنها را از آفات وابسته به دولت بودن حفظ مي‌کند و راه را بر بسياري از خطرها و تهدیدها مي‌بندد. اعداد و ارقام مهم نيستند، اصل وابستگي خطرناک است. اکنون که دولت به هر دليل رديف‌هاي مربوط به آن دسته از نهادهاي ديني که نبايد از بودجه دولتي استفاده کنند را حذف نکرده، انتظار اينست که مجلس، شجاعانه وارد اين ميدان شود واين رديف‌ها را حذف کند. همه اطمينان داشته باشند که حذف رديف‌هائي از قبيل بنيادهاي فرهنگي و مؤسسات حوزوي نه‌تنها مشکلي ايجاد نمي‌کند بلکه خدمت بزرگي به دين و فرهنگ و خود حوزه‌هاي علميه و نهاد کهن روحانيت خواهد بود.
ریشه ساختار اقتصادي غلط
اين وضعيت به معناي غلط بودن ساختار است. اين غلط ساختاري را بايد در وجود سازمان‌هاي آويزاني مثل سازمان حمايت از مصرف‌کنندگان، سازمان تعزيرات و سازمان تنظيم بازار جستجو کرد که همگي با توجه به کارکردي که دارند زائدند. بايد در وزارت اقتصاد، بانک مرکزي، وزارت صمت، سازمان برنامه و بودجه و گمرک جستجو کرد که ضعيفند. بايد در شرکت‌ها، مؤسسات، واسطه‌ها و عناصر دلال تجاري جستجو کرد که مزاحمند. تا اين ساختار غلط وجود دارد، بحران اقتصادي هم خواهد بود و تغيير دولت‌ها چيزي را عوض نمي‌کند. اين ترکيب ساختاري غلط، رانت‌خواري را به بالاترين ميزان کشانده، اقليتي را به آلاف و الوف رسانده و توده مردم را در پيچ‌وخم‌هاي تنگي معيشت گرفتار کرده است. فاصله طبقاتي هر روز بيشتر مي‌شود و درحالي که رانت‌خواران و نجومي‌بگيران در پول مي‌غلطند، اکثريت مردم هر روز بيشتر به زير خط فقر مي‌روند و هر لحظه کارد به استخوانشان نزديک‌تر مي‌شود. اين غده چرکين قطعاً به‌زودي سر باز مي‌کند و براي حاکميت مشکل‌ساز مي‌شود. تا ديرتر نشده بايد چرک‌هاي اين غده را خشک کرد و جامعه را از عفونت آن در امان نگهداشت. متأسفانه صاحبان قدرت در هردو جناح سياسي به دليل اينکه مشکل مالي ندارند و حقوق‌هاي نجومي و درآمدهاي فوق نجومي‌شان آنها را از درک رنجي که مردم تحمل مي‌کنند عاجز کرده، در عالم ديگري سير مي‌کنند و سرگرم جنگ قدرت هستند.
کنفرانس تهران در چنین روزی برگزار شد+ ویدئو
کنفرانس تهران با حضور رئیس جمهور ایالات متحده ، فرانکلین روزولت ، نخست وزیر انگلیس ، وینستون چرچیل و نخست وزیر شوروی ، جوزف استالین در چنین روزی در سال 1943 افتتاح شد.
یک قهرمان ایرانی ترور شد !
مردانی بی صدا که بی صدایی شان فریاد است ! آنها در مقابل هجمه ارتش های سری ناتوی علمی ، ناتوی تکنولوژی و ناتوی فرهنگی سر خم نمی آورند و با ایستادگی در مقابل هجمه نظم های نوین گوناگون تاوان آن را با خون خود می دهند! محسن فخری زاده یک قهرمان بود که سیاستش را با خون خود نشان داد و نه آنکه سیاستش را در پشت میزهای فرصت و جاه طلبی ها به نمایش گذارد.
صداي محرومين را بشنويد
فاصله طبقاتي جهنمي را هيچ وجداني نمي‌تواند براي هيچ جامعه‌اي و هيچ حاکميتي بپذيرد چه رسد به جامعه ايراني که کشوري ثروتمند است و حاکميتي همچون نظام جمهوري اسلامي که يکي از محوري‌ترين اهدافش اجراي عدالت اجتماعي و اقتصادي و حمايت از محرومين و از بين بردن فاصله طبقاتي است. از ياد نبريم که اين وضعيت مربوط به سال‌هاي اول بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيست. ما اکنون در چهل و دومين سال بعد از پيروزي اين انقلاب و تأسيس نظام جمهوري اسلامي قرار داريم. اگر تمام مردم ايران در ناداري و فقر بسر مي‌بردند و براي تقسيم فقر و محروميت ميان عموم دلايلي وجود داشت، حرفي نبود، ولي وقتي مي‌بينيم عده‌اي آنقدر مي‌خورند و مي‌برند که باد کرده‌اند و عده‌اي ديگر در چنين فقري دست و پا مي‌زنند، هيچ توجيهي براي اين وضعيت شرم‌آور نداريم. اين فاصله طبقاتي که روز به روز در حال بيشتر شدن است و به مرحله وحشتناک و خطرناکي رسيده، به روشني نشان مي‌دهد روش‌ها و برنامه‌هاي اقتصادي حاکم بر کشور ما کاملاً غلط است و بايد در آن به صورت جدي تجديدنظر شود. درست در همين شرايط هشداردهنده، جناح‌هاي سياسي بر طبل جنگ قدرت مي‌کوبند و حقوق‌هاي خود را حتي در نهادهاي غيردولتي که از اموال مردم تشکيل شده‌اند به صورت نجومي بالا مي‌برند. آن صداي طبل و اين حقوق‌هاي نجومي پنبه‌هائي هستند که در گوش‌هاي مسئولين ما فرو مي‌روند و هر روز بر حجم اين پنبه‌ها افزوده مي‌شود تا صداي محرومين را نشنوند. بي‌ملاحظه و با صراحت به مسئولين اعلام مي‌کنيم در جاده خطرناکي قرار گرفته‌ايد که فقط به پرتگاه منتهي مي‌شود. تنها راه اينست که از اين جاده برگرديد و صداي محرومين را بشنويد قبل از آنکه با مغز به قعر دره سقوط کنيد.
صداقت، گمشده امروز ما
چاپلوسي، از آفت‌هاي بزرگ تعامل اجتماعي به‌ويژه در عرصه مديريت است. اين آفت، معمولاً به جان افراد ضعيف، ناکارآمد، وابسته و فاقد برنامه روشن مديريتی مي‌افتد. کشور ما از گذشته‌هاي دور به اين آفت مبتلا بوده و با اينکه انتظار مي‌رفت انقلاب اسلامي اين قبيل آفت‌ها را ريشه‌کن کند و در نظام جمهوري اسلامي هرگز چاپلوسي، تملق، بله‌قربان‌گوئي و تعريف و تمجيد‌هاي زياده‌گويانه وجود نداشته باشد، متأسفانه اين آفت‌ها نه‌تنها ريشه‌کن نشده‌اند بلکه در حال رشد و همه‌گير شدن نيز هستند و در شکل‌هاي مختلف ظاهر مي‌شوند. از جمله عوارض آفت چاپلوسي اينست که بلافاصله بعد از آنکه رهبري درباره يکي از مشکلات سخن مي‌گويند و خواستار حل آن مي‌شوند، عده‌اي از مديران اقدام به تشکيل جلسه فوري مي‌کنند و درباره ضرورت حل همان مشکل داد سخن مي‌دهند و عجيب اينست که خيلي فوري و حتي آني به اين نتيجه مي‌رسند که اين مشکل قابل حل است و وعده مي‌دهند که سريعاً آن را برطرف خواهند کرد. عجيب‌تر اينکه همين حضرات باز هم در برابر مشکلات ديگر ناکارآمدي نشان مي‌دهند و يا از کنار آنها تا زماني که نهيبي زده نشود بي‌تفاوت عبور مي‌کنند..............پيوست‌ هم اينست که حضرات مديران و مسئولان با مردم صادق باشند. همه گفتند انتخابات آمريکا هيچ تأثيري در وضعيت کشور ما نخواهد داشت، ولي وقتي زمزمه اينکه ممکن است بايدن پيروز اين انتخابات باشد در خبرها پيچيد، قيمت ارز و سکه سقوط کرد و مردم نفس راحتي کشيدند. اين وضعيت، خوشايند نيست ولي واقعيت است، واقعيتي که تمام کساني که انکارش مي‌کردند، آن را مي‌دانستند ولي چيز ديگري را مي‌گفتند. نتيجه‌اي که از جمع‌بندي آن سؤال و اين توصيه و پيوست مي‌گيرم اينست که در سطح مديريت کلان کشورمان، صداقت گمشده امروز است.
سخنرانی رهبر انقلاب به ‌مناسبت سالروز ولادت حضرت رسول اکرم(ص) و حضرت امام صادق(ع)
ایشان همچنین با تأکید بر تحرک و تلاش بیشتر مسئولان در سه زمینه «اقتصاد، امنیت و فرهنگ» گفتند: گرانی‌های اخیر واقعاً توجیهی ندارد و مسئولان باید با هماهنگی و جدیت این دشواری‌ها را از زندگی مردم بردارند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش نخست سخنانشان، برخی آیات قرآن کریم درباره نبی مکرم اسلام را دارای تناسبی روشن با وضع کنونی بشر خواندند و افزودند: خداوند در قرآن می‌فرماید رنج مردم بر پیامبر سخت و گران، و آن حضرت عمیقاً مشتاق و دلسوز سرنوشت بشر است و امروز نیز که جامعه بشری بیش از همیشه، دچار رنج است، روح مطهر رسول اعظم، از این درد و رنج بشر، آزرده است و مانند پدری مهربان، به دنبال هدایت و خوشبختی جوامع بشری است. ایشان با یادآوری سوء‌استفاده مستکبران از علم و فناوری برای مقاصد شومی نظیر بی‌عدالتی، جنگ‌افروزی، شرارت و غارت منابع ملتها افزودند: فرعون فقط در محدوده مصر بیداد می‌کرد اما فرعون امروز جهان یعنی آمریکا با استفاده از پیشرفت‌های علمی، به کشورهای دیگر لشکرکشی می‌کند و جنگ، ناامنی و تاراج به راه می‌اندازد.
اعلام بطلان، کافي نيست
هيأت داوري، قرارداد فروش شرکت کشت و صنعت مغان را باطل اعلام کرد. اين خبر، هرچند باعث خوشحالي تمام کساني شد که از غارت شدن بيت‌المال توسط افراد سوداگر، دل‌آزرده و نگران بودند ولي اين واقعيت را نيز بايد در نظر گرفت که اين اقدام مثبت فقط يک گام به سوي احقاق حق مردم نسبت به اين ثروت عظيم است و گام‌هاي مهمي باقي مانده‌اند که بايد برداشته شوند. در مورد همين اقدام نيز تعبير درستي در خبرها بکار برده نشده، زيرا آنچه اعلام شده اينست که اين قرارداد ابطال شده درحالي که تعبير صحيح اينست که اين قرارداد، باطل اعلام شده است. تفاوت در اينست که اگر گفته شود ابطال شده، به اين معناست که فروش شرکت، صحيح بوده و حالا آن را باطل کرده‌اند ولي واقعيت اينست که فروش اين شرکت از اول باطل بوده و معامله قانوني صحيحي صورت نگرفته بوده و حالا هيأت داوري اين واقعيت را اعلام کرده است. با توجه به همين نکته که بسيار مهم و کليدي است، بايد توجه کرد که جريان خصوصي‌سازي يک جريان آلوده است و تا زماني که اين آلودگي برطرف نشود، اقداماتي از قبيل اعلام ابطال فلان معامله که با تصدي سازمان خصوصي‌سازي صورت گرفته و مي‌گيرد، هيچ مشکلي را حل نخواهد کرد. مشکلاتي که اکنون در مورد چند شرکت بزرگ ديگر، که آنها را هم سازمان خصوصي‌سازي واگذار کرده، وجود دارند، نشان مي‌دهند مشکل بسيار ريشه‌ايست و همه چيز بايد از ريشه و اساس اصلاح شوند. ماشين‌سازي تبريز، کشت و صنعت هفت‌ تپه، شرکت هپکو و پالايشگاه کرمانشاه نيز به همين مشکل مبتلا هستند و قرار است هيأت داوري درباره آنها هم نظر بدهد.
ربودن ثروت مردم به بهانه خصوصی سازی
مرد دست دزد را در جیبش گرفت که پولش را برمی داشت ، به او گفت چکار می کنی ؟ دزد گفت ببخشید اشتباه کردم خیال کردم جیب خودم است ! مرد گفت آیا نمی شود وقتی اشتباه می کنی ؛ بجای برداشتن پول ! کمی پول توی جیبت که همان جیب من است ، بگذاری ؟ معاون رییس جمهور می گوید : "نباید نسبت به خصوصی‌سازی فضای منفی وجود داشته باشد نباید فضای منفی علیه خصوصی سازی وجود داشته باشد و همه کمک کنند که بخش خصوصی واقعی میدان‌دار اقتصاد کشور‌ باشد". اما ماجرای خصوصی سازی سرمایه های افتخارآفرین ملی همواره با خطا است ، ابتدا انتصاب افراد نالایق و ناتوان بعنوان مدیر، سپس طی مسیر زوال و آنگاه برداشتن طعمه توسط افراد پرورش یافته ، روندی ثابت را طی می کند . یک بازی با تیمی که فقط مدیران می دانند؛ نباید گلی رد و بدل شود و چیدمانی که باید بازی را ببازد ، ماجرایی که هیچ یک از بازیکنان خبری از آن ندارند. شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان یک سرمایه افتخارآفرین برای یک مردم و یک نظام حکومتی است ، اگر این سیستم ورشکسته و روبه زوال است ، بخش خصوصی چرا مترصد خرید آن است؟ اگر این سیستم سالم است ؛ بجای دست بردن به جیب مردم و افزایش هزینه های زندگی مانند هزینه های نان و بنزین و گاز و برق و آب و خودروهای ارزان قیمت ، سرمایه های ملی را با مدیران برتر راه اندازی کنید و درامد آن را هزینه دولت عریض و طویل کنید تا این مردمان شریف که فرصتی بزرگ را برای تان برای حکمرانی فراهم آورده اند ! اندک مدتی را در آرامش بسر برند و صاحبان موقت قدرت را امانت دارانی شعورمند و قابل اعتماد بدانند.
بیانیه ائمه جمعه و ولی فقیه در مورد قره باغ
-هیچ تردیدی در تعلق قره‌باغ به آذربایجان و اشغال آن و لزوم بازگشت این اراضی به آذربایجان، کشور اهل‌بیت نیست و دولت آذربایجان در بازپس‌گیری این اراضی کاملاً قانونی و شرعی عمل کرده و با این اقدام در صدد اجرای 4 قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل برآمده است. -ما به اقتضاء آیات قرآن و سیره معصومین و به اقتضاء فلسفه انقلاب اسلامی خود را ملزم به حمایت و دفاع از مظلوم می‌دانیم. ملت آذربایجان بهتر از همه می‌دانند که جمهوری اسلامی بالاترین کمک و حمایت را در طول اشغال قره‌باغ به آذربایجان داشته و در تمام محافل بین‌المللی از تمامیت ارضی آذربایجان دفاع کرده و وزارت امور خارجه نیز اخیراً دوباره بر تمامیت ارضی آذربایجان در غائله اخیر تأکید کرده است. اگر عنایات جمهوری اسلامی در بدو اشغال قره‌باغ نبود قطعاً اشغال تا باکو امتداد می‌یافت.
رهبري معنوي موفق در عراق
در عراق، تفکر و مشي عملي حضرت آيت‌الله سيستاني، از آغاز تحولاتي که به سقوط صدام و حزب بعث منجر شد، داراي ويژگي‌هائي بود که با آنچه در ايران عمل شد در مواردي تفاوت‌هاي اساسي داشت. ايشان با تفکر و روش خاص خود، عراق را از دوران حاکميت حاکم نظامي آمريکائي به سلامت عبور دادند، زمينه را براي قانون اساسي جديد عراق با تکيه بر همين روش به نفع ملت عراق فراهم کردند، اختلافات مذهبي و قومي و فرقه‌اي داخل عراق را با همين روش حل و فصل کردند و تا امروز توانستند عراق را از خطرهاي زيادي برهانند. اين خدمات بزرگ و تاريخي را اين مرجع بزرگ و دورانديش، بدون آنکه داراي جايگاه قانوني و منصب و مقام خاصي در حاکميت عراق باشد، انجام داده است و اکنون نيز با تکيه بر روش خاص خود و با توجه به مقتضيات زمان و مکان درصدد عبور دادن بي‌خطر عراق از انتخابات مجلس، دور از طمع‌ورزي‌هاي آمريکا است. اينکه اين مرجع دورانديش، با تکيه بر نظارت دقيق دستگاه‌هاي نظارتي خود عراق بر انتخابات با معيارهاي بين‌المللي - نه زيرنظر مجامع بين‌المللي - درصدد خلع سلاح آمريکاي سلطه‌طلب برآمده، برگ ديگري از شيوه موفق رهبري معنوي ايشان براي نجات عراق از توطئه‌ايست که آمريکا براي اين کشور تدارک ديده است. صاحبان قلم و سخن، بايد قدر اين هوشمندي را بدانند. غير از اين، هرچه باشد، استفاده نادرست از قلمي است که خدا در قرآن کريم با «ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ» از آن سخن گفته است.
سلب حق انتخاب از مردم چرا؟
در طرح پيشنهادي اصلاح موادي از قانون انتخابات رياست جمهوري حق انتخاب مردم نيز به شوراي نگهبان داده شده و با تصويب آن، مردم بطور کلي مسلوب‌الاختيار مي‌شوند. اگر اين طرح با همين محتوا تصويب شود، بخش جمهوريت نظام جمهوري اسلامي ناديده گرفته شده و انتخاب رئيس‌جمهور توسط شوراي نگهبان انجام خواهد شد. در چنان وضعيتي نقش مردم فقط تشريفاتي و نمايشي خواهد بود و همين قبيل اقدامات هستند که نظام را از پشتوانه مردمي محروم مي‌کنند. محروم ساختن مردم از حق انتخاب واقعي توسط کساني که خود را نمايندگان مردم مي‌دانند، از عجيب‌ترين امور است.