مجسمه ی پسر بچه ی شلوغ گم شد ! + ویدئو
یکی از مجسمه های کودکان در حالی شیطنت و بازی در پارک صدف گم شد! مثل ماجرای گم شدن شناسنامه ی آن مرد !!! و شهادت شاهدش ! می گویند شناسنامه مردی گم می شود ، ثبت احوال یک نفر شاهد می خواهد ؛ مرد شاهد را برای اداره ثبت می برد ! از او می پرسند ، خوب شهادت بده که چی شد؟ شاهد می گوید ، هیچی ! من داشتم می رفتم که ناگهان دیدم شناسنامه این آقا درخیابان از دستش افتاد و ناگهان گم شد !!! *** ماجرای گم شدن مجسمه ی یکی از بچه های شلوغ در پارک نیز مانند همین موضوع است ! مجسمه پسرک بازیگوش که برای دیگران شکلک در می آورد ! در پارک یک دفعه گم شد ! این مجسمه پینوکیو نبود که ناگهان پری مهربان بهش جانی بدهد تا راه بیافتد و برود و یا فریب روباه مکار و گربه نره را هم بخورد ، هم سنگین وزن بود و هم آنقدر بتن زیر پایش ریخته بودند که امکان فرار و گم شدن نداشت. هرچند آن یکی مجسمه هم خیال فرار از پارک بسرش زده بود ! اما فرارش ناکام مانده بود ! شاید هم دوران کرونا است و مجسمه ها هم واهمه از ویروس دارند ، هرچند آدم ها و دولتی ها چندان محلش نمی گذارند. حامد لطف الله پور مجسمه ساز جوان اکنون مات و مبهوت از گم شدن مجسمه اش است و نمی داند کجا را بگردد.
فصل جمع آوری کدوی سراب
تصویر فصل پاییز تصویر درو محصول است ، رنگ زرد صحرا را پر کرده است و این گونه است که زحمات کشاورز ثمر خود را نشان می دهد.
پلمپ دیوار در شهرک سهند
دیدن یک بلوک بتنی سنگین وزن در مقابل یک ساختمان و یک مغازه مدت هاست به یک منظره طبیعی در شهر تبریز تبدیل شده است ، گاه بلوک بتونی کمی با فاصله از در ورودی می افتد و مغازه دار به کار خود مشغول می شود و بلوک گذار هم کار خود را کرده است و به وظیفه خود عمل کرده است ... حتی گاه بلوک بتونی یک دهنه از مغازه را می بندد و دهنه دیگر مغازه بدون مانع باقی می ماند وصاحب مغازه غیرمجاز با مشکلات زیادی در ادامه کار اجرای و احداث مغازه خود مواجه نمی گردد...اما ماجرای بلوک گذاری در شهرک سهند شکلی دیگر پیدا کرده است ، در این شهرک دیوار پلمپ شده است که یک دفعه صاحب ملک دیوار را خراب نکند تا یک دفعه مغازه ای بجای دیوار پیدا شود... به هر حال تمام مشکلات با پول حل می شود و بلوک که برداشته می شوند ، مغازه ای با حل مشکل طرح تفضیلی و بی نیاز از ناراحتی همسایه و شهروند افتتاح می شود.
وقتی کاشی حمام نمای ساختمان می شود و ناگهان فرو می ریزد
در پیاده رو منتظر هستم ، ناگهان صدای افتادن و شکستن به گوش می رسد ، یکی از کاشی های حمام که برای نماکاری ساختمان استفاده شده است ، روی زمین افتاده است ؛ همه بعد از افتادن کاشی خود را جمع و جور می کنند و از محل افتادن کاشی کنار می روند. اما کار تمام شده است ، البته فعلا !!! چون بقیه کاشی ها در حال افتادن هستند و آماده ریزش از روی دیوار . اجرای کار بی کیفیت بوده است و نظارت فنی برای آن وجود نداشته است و گذر زمان و شرایط آب و هوایی بر مشکلات کار افزوده است و به این صورت جان مردم در معرض خطر قرار می گیرد.
تبریز ؛ حوض جلوی خانه امیر نظام گروسی
طراحی شهر ؛ بدون لحاظ حدود تراکم و ترافیک ! + ویدئو
راننده خودروی متوقف در سمت چپ ناگهان به طرف دست راست خیابان حرکت می کند و ماشینی که مسیر باریک خود را از میان دو ماشین متوقف انتخاب کرده ، تحت تاثیر حرکت ناگهانی او پا روی ترمز می گذارد و یک برخورد جزیی بوجود می آید .راننده ماشین متوقف مدعی تخلف از سوی راننده در حال حرکت است و می گوید چرا دقت نکرده و سر و صدا بالا می رود ......... فرهنگ، مهندسی و نظارت و کنترل می توانند نقش موثری در ترافیک داشته باشند . در محلی که امکان احداث پارکینگ برای تمام ساکنین نبوده است ، شاید لازم می بود طراحی بر اساس ساختمان های کم مرتبه و تک واحدی انجام می گرفت . خیابان باریک است و در پارکینگ بحد کافی برای ماشین ها جا وجود ندارد.
عمارت قدیمی ائل گلی
آجی چایی + ویدئو
مانند ماری پیچ و خم به تن داده و در بستر زمین پیش می رود ، از هرجا که گذشته سپیدی نمک خود را به آنجا پاشیده است ؛ زمانی نه چندان دور در گوی بورون آجی چایی شنا کردن یک تفریح تعطیلات بود ......آجی هنوز علیرغم بی مهری ها زیبا مانده است
آلا داغلار ، نقاشی طبیعت در کوهستان های تبریز + ویدئو
از تبریز که به سمت روستای خواجه از مسیر جاده قدیم اهر می روی ، ناگهان به محوطه ای زیبا می رسی که چندان زمینی به نظر نمی رسد ! تپه هایی کم ارتفاع که به سان گل آراسته شده اند. زمستان و بهار ، پائیز و تابستان همواره این کوه های می درخشند. سرزمینی بسیار زیبا که با زیبایی های " آجی چایی" درهم آمیخته اند.....
بقعه سید ابراهیم ، آرامش گاهی در دوه چی بازارچاسی
شعری به زبان عربی بر روی سنک حجاری شده است:... چشمانت چه رسیده که تا می گویی خود را نگهدارید، هر دو زیر پرده اشک پوشیده می شوند و به قلبت چه رسیده که چون او را به بیداری می خوانی، بیشتر شیفته می شود؟ آیا عاشق، محبت را در میان آب دیده و آتش دل نهفته می پندارد؟..............در وسط حاشیه بالا در میان ترنجی بزرگ با عبارت " در مدینه قاهره مصر در سنه هزار و دویست و هفتاد به رشته تحریر کشیده شد به تاریخ و با عبارت " راقمه سنگلاخ خامه روان ، زخامه تحفه برد سوی خواجه دو جهان " به نویسنده و حجار آن اشاره شده است . میرزای سنگلاخ برای تهیه این سنگ نبشته در شهر قاهره هشت سال زحمت کشیده است. میرزا سنگلاخ می خواست با هزینه دولت عثمانی سنگ را در مدینه منوره بر روی قبر شریف حضرت رسول اکرم نصب نماید. دولت عثمانی پول کافی نداد و میرزا سنگلاخ قهر کرد و سنگ ها را با خرج و یاری میرزا جعفرخان مشیرالدوله از راه دریای مدیترانه و دریای سیاه به بندر پوطی برد و از آنجا با کمک مادی و نفوذ سیاسی میرزا عبدالرحیم خان سرکنسول ایران در تفلیس ، از راه نخجوان و ایروان به تبریز آورد .مردم تبریز به استقبال رفتند .سنگ در یکی از حجرات مدرسه اکبریه قرار داده شد و اشخاص زیادی از آن دیدن کردند......میرزا باا کتیبه خود در تبریز ماند تا در 17 صفر 1294 هجری در گذشت و در بقعه سید ابراهیم به خاک سپرده شد.. سنگ " بسم الله " را در کنار قبر او به دیوار بقعه نصب کردند .