شهر آقایان او را دوست نداشت!
شهر آقایان او را دوست نداشت! دوستدارش نشد ! مگر دوست داشتن فقط در آغوش کشیدن و از آن خود کردن است؟ اول از همه دوچرخه اش را گرفت ! آن را مچاله کرد ! شهر آقایان شادمانی اش را گرفت ! شور وجودش را گرفت! وخنده اش را ! دیگر چه ! ؟ آتا و آنا ا ! ؟ آری آنان را نیز گرفت و برزمینشان زد ! دیگر عکاسان شب نبودند ! که از آقایان با او عکس بگیرند ! چون در روشنایی ها آقایی در کار نبود که عکسی هم داشته باشد!
هدر رفتن آب در فضای سبز رشدیه + ویدئو
اکنون مدتی است که شهر تبریز با قطع جدولی آب مواجه است و هر از گاهی برنامه قطع آب نیز از طرف مجریان آن نیزرعایت نمی شود. ریزش سیل آسای آب از کوه در روز 26 مرداد و هدر رفت حجم بزرگی از آن برای مردمی که شاهد ماجرا بودند ؛ سوال برانگیز بود.
نیترات آمونیم را همه جا می توان یافت !
اعضای شورای اسلامی یک شهر سهمیه ای برای استخدام منتصبین خود به شهرداری ایجاد کرده اند . آنان بعد از ورود به شورا ؛ اقدام به استخدام و استفاده از سهمیه غیر قانونی خود می کنند . همه مردم ، فقیر و غنی آن را می بینند ؛ باسواد و بی سواد هردو متوجه ماجرا می شوند و شاید این یک نیترات آمونیم جهت بهم زدن شوراهای بی خاصیت باشد.
ائل گلی از آسمان
گل ، گل سنگ ، گورستان پینه شالوار
گلی از گل های کوه عینالی
آسمان تبریز
آسمان تبریز نشان از بارانی شدن هوا دارد ، ابرها به تیرگی می روند .
رییس شورای شهر تبریز بازداشت شد
سال ها پیش وقتی او کاندیدای عضویت در شورای شهر شد ، استقبال عمومی از این موضوع بسیار زیاد بود ، وی یک تحصیل کرده با مطبی بسیار شلوغ بود که در خدمت رسانی به مردم قرار داشت . شاید ظاهر او و شلوغی مطبش این ذهنیت را ایجاد می کرد که وی بی نیاز از هر گونه قدرت های فرمایشی خواهد بود. اما آویزان شدن پوسترها و بنرهایش از شاخه های باریک درختان و شکستن آنها ، هرگز همسو با این مفاهیم به نظر نمی آمدند . او مسئول محافظت از شهر شده بود اما درختان شهر را پاس نمی داشت . وقتی شورای شهر یکی از جوانان فاقد تجربه را برای شهردار شدن انتخاب کرد ، این سوال در ذهن مردم معصوم که تماشاگر بازی اعضای شورای شهر بودند پدید آمد که فامیل بازی در شان امانت داران مردم که با هر تدبیری اعتماد مردمان را بخود جلب کرده اند ، نیست !
یک گل از گل های کوه عینالی
طبیعت زگلوچه
دشت سبز خلوت است ، کسی در آن دیده نمی شود ! اما حیات در این سرزمین بشکلی قدرتمند در جریان است ! یک آبخیز داری کوچک و درختانی درون آب ! آواز پرنده هایی که دود نمی شناسند و قورباغه هایی که شیرجه در آب می زنند .... بهار در زگلوچه و دشت های همسایه اش بسیار زیبا ست ...
باران عصر 24 اردیبهشت تبریز
مسجد امام علی (ع) رشدیه
کباب ساطوری بناب ؛ خاطرات مارک وینز + ویدئو
یک مسافر پیام رسان فرهنگ خود است ، اما بیشتر از آن او می تواند انتقال دهنده فرهنگ و سنت ها و نادیده های ما به خود مان و سپس مردم خود باشد.او از بیرون به ما نگاه می کند آنچه را که ما داشتیم و بی خبر از آن بودیم به ما می نمایاند . او از داشته های ساده ی ما لذت می برد ، در حالی که ما بی خبر از آن مانده بودیم .......مارک وینز را یکی از مشهورترین وبلاگ نویسان مواد غذایی در جهان معرفی می کنند. واینز یک کانال در یوتیوب با 5.42 میلیون مشترک و بیش از 1 میلیارد بازدید دارد. از نظر عده ای ، مارک بهترین معرفی کننده مواد غذایی در جهان است و درک آن دشوار نیست. وینز درک عمیقی از غذاها از سراسر جهان دارد. او در زمستان سال گذشته در ایران بود و از اغلب شهرهای ایران بازدید کرد . وی بازار تبریز و کباب پزی های شهر بناب را گشت و با حضور در رستوران های سنتی شهر ، اصالت و سنت را در مقابل فرهنگ وارداتی و غیر بومی سرزمین مادری قرار داد. مردم مهربان ، طنزهای زندگی روزمره ، شادمانی های پنهان و ناشکفته و ناملموس بخشی از این سفر بود.
معلم و ارسطوی شهر ما !
معلم های ما بسیارند ، از مادر که زبان و صحبت را به ما آموخت تا پدر که راه و رسم زندگی را و مردان و زنانی که برای مردمان جامعه الگو گذاشتند و آنان که در مدرسه و دانشگاه ، دستان انسان ها را برای رشد گرفتند .... روز همه معلم ها مان گرامی باد ...
آب و خاک سرخ عینالی در "چای"
آب رنگین سیلاب باران در داخل " چای " با رنگ عینالی آمیخته است ، تصویر از محله پل سنگی برداشته شده است....
سرنا و دهل برای بهار + ویدئو
لان مدتی است که هر روز صدای ساز و دهل شان را مردم شهر می شنوند ! می گویند بلوچ هستیم و از اول سال راه افتاده ایم و کل کشور را می گردیم . حسین بلوچ می گوید درامدم را برای مداوای دخترم لازم دارم ، مرد خوش برخوردی است با تمام قدرت در ساز خود می دمد و راه می افتاد. زندگی برای عده ای واقعا چقدر مشکل است! نه کسب و کار و نه در این بحران ها مددی ! تنها کار توکل به خداوند است و آستین ها را بالا زدن !
کنتور نویسی در شرایط فاصله گیری اجتماعی ؛ تصمیم ها را صحیح تر اتخاذ کنید.
زنگ در به صدا در می آید ، تصویر مردی با ماسک پشت آیفون دیده می شود ، او می گوید برای کنتورخوانی برق آمده ام ! باورم نمی شود ، او قرار است وارد یک یک خانه ها بشود و کنتور برق را بخواند و .... در راه خودم باز می کنم ، به او می گویم ؛ آیا واقعا از اداه برق آمده است ؟ مرد می گوید بلی ! از او می پرسم پس فاصله گذاری اجتماعی چه شده است ؟ می گوید من کارمند هستم و دستور دارم کنتورها را بخوانم و من به او می گویم ؛ تو فرض کن من در خانه نبودم ! روش کار شما در این شرایط اجتماع تنش آفرین است. با ماسک وارد خانه ها می شوی و سپس در صورت وجود ویروس در یکی از این خانه ها آن را به خانه های دیگر منتقل می کنی ! من نمی توانم اجازه دهم ؛ بر خلاف آنچه که صدا و سیما پخش می کند عمل کنی ؛ هزینه من را علی الحساب مشابه ماه گذشته یا سال قبل در همین ماه برایم بفرستید ، بعد از گذر از بحران ، همه را حساب می کنیم !
بساط سیرتازه
فصل سیر است و قرنطینه خانگی، اکنون در گوشه و کنار تبریز بساط فروش سیر تازه دایر است ، قرار نیست کسی هم در ادارات بگردو دیگران هم بگویند داداش سیر خوردی بوش داره می آید! مخصوصا یک شایعه ی بیهوده هم درست می کنند که سیر را سیر بخورید که ضد کروناست!!!! .
کرونا٬ تبریز را به «شهر ارواح» تبدیل کرد
طبق آمار رسمی مقامات ایران٬ تاکنون 756 مورد ابتلا به کرونا در تبریز ثبت شده و 72 نفر نیز بر اثر آن جان باخته‌اند. تبریز به عنوان یکی از شلوغ‌ترین شهرهای ایران، این روزها خلوت بوده و مردم این شهر ترجیح می‌دهند خود را در خانه قرنطینه کنند. خودروهای شهرداری نیز با گشت در محلات تبریز٬ از مردم می خواهد که در خانه‌هایشان بمانند. عید نوروز هم که جایگاه خاصی در میان مردم تبریز دارد٬‌ نتوانسته است خیابانها و محلات را به حالت عادی بازگرداند. در عید نوروز مردم برای دیدن آشنایان به خانه‌های یکدیگر می‌روند و معمولا خیابانها شلوغ می‌شود٬ اما ویروس کرونا عید امسال را به خلوت‌ترین نوروز تبدیل کرده است.
امشب یک شب بارانی بود
فرهنگ فقر یا فقر فرهنگ ، سرویس غیربهداشتی در دوران شیوع ویروس
این یک منظره بسیار زشت و آلوده در انتهای خیابان عباسی و در محل تجمع میوه فروش ها و وانت های میوه و محل گذر مردم در شهر تبریز است . اکنون سال هاست که مردم باید این فقر فرهنگی یا فرهنگ فقر را با تمام وجود حس کنند! این بنای پر هزینه که با ثروت عمومی به عنوان سرویس بهداشتی ساخته شده و سپس در موقع افتتاح آن پلاکارد هدیه شهرداری به مردم تبریز چسبانیده شده است، اکنون برعکس نیت احداث آن عمل نموده و به عنوان یک سرویس غیربهداشتی در شهر نمایان است روزانه ده ها نفر ساعت با ده ها نفر در وانت های ضد سد معبر شهرداری درکنار آن چند نفره هزینه می شود و آنان بی اعتنا از آن رد می شوند . آیا زمان احیا یا تخریب کامل این سرویس غیربهداشتی که می بایست به عنوان نماد آموزشی و فرهنگی و بهداشتی مردم و سازمان های مسئول عمل می نمود ، نرسیده است؟
بدترین زمان برای قطعی آب
قطعی برق در خط آبرسانی هروی و سعید آباد منجر به قطع آب مشترکین واقع در ولیعصر جنوبی و شمالی، بارنج، توانیر، جاده تهران، ائل گولی، زعفرانیه، گلشهر، پرواز، کوی نصر و شهرک باغمیشه شده است - ارزش آب مطرح نیست که بسیار با ارزش است ، زمان نبودنش اکنون چندان صحیح دیده نمی شود ، در شرایط پراسترس و نیازهای بهداشتی آن نمی توان به سادگی از ماجرای قطعی آب در بخشی بزرگ از تبریز گذشت و آن را ندید ! حتی وقتی که قطعی آن ساعتها بیشتر از آن طول می کشد که قول داده بودند
خانه ای با روحی عظیم
همه چیز به ظاهر درهم ریخته است ، اما زندگی باز در آن جریان دارد! گذشته ای دیرین که تا به حال رسیده است ،حوض خانه خالی است ، سال ها آب باران صورتش را شسته تا غوغای حیات در آن به خواب نرود ! صندلی چوبی لهستانی در کنار مبل چوبی هنوز در تراس خانه باقی است . کلاغ ها بر روی درخت فریاد می کشند و درختان افسانه ای وحشی" عرعر" بی خیال و بی اعتنا به آب و بی آبی خود را بالا می کشند ! راستی آنجا چه کسانی بودند، حکایت آنان از زندگی در این خانه ی پر از هنر و خلاقیت و زیبایی چه بوده است ! خانه بسیار زیباست، معمار آن را نمی شناسمش !چه ایده ای در پس این طرح عظیم و این عظمت در آنجا نهفته بود ...... خانه بسیار عظیم است و روحی بزرگ در پس این غنای فرهنگی همچنان ایستاده است! اینجا بخشی از روح آرام بخش" تبریز " می تواند باشد.
توت فرنگی های قرمز
وقتی دوربین را بر روی توت فرنگی های خوش رنگ چرخانیدم ، صدای اعتراضش درآمد ! الان عکس حتما بعد خودمان را در تلگرام می بینیم و من هم با تائید موضوع از او اجازه گرفتم و تصویر توت فرنگی های درشت سرخ را گرفتم ....