اسدالله ولوالجی، شاعر، نویسنده و تاریخ‌نگار افغان در گذشت.+ ویدئو
حسیب ولوالجی، پسر ولوالجی فقید در یک پیام کوتاه در فیسبوک درگذشت پدرش را تایید کرده، یک سال پیش استاد ولوالجی در اثر انفجار مین در ولسوالی پغمان کابل دختر و همسرش را از دست داد. حسیب ولوالجی پسر استاد ولوالجی در فیسبوک نوشته است: "یک سال از اندوه مادر نگذشت پدر را از دست دادم." شمار زیاد قلم بدستان، سیاستمداران افغان و اهل مطبوعات در افغانستان در پیوند با درگذشت آقای ولوالجی واکنش سوگمندانه نشان داده اند.
فغان کودک افغان
کودکم ! خون تو ! با خون سیاوشان درهم آمیخت ! زمان های بسیار است که در سرزمینت سرخی رنگ سال شده است ! اما روزی خواهد رسید که این سرخی فقط آتش حرارت دل ها باشد!
نه من بیهوده گرد کوچه و بازار می گردم + ویدئو
نه من بیهوده گرد کوچه و بازار می‌گردم خدایا رحم کن بر من پریشان وار می‌گردم خطا کارم گناهکارم به حال زار می‌گردم مذاق عاشقی دارم پی دیدار می‌گردم شراب شوق می نوشم به گرد یار می‌گردم سخن مستانه می گویم ولی هوشیار می‌گردم گهی خندم گهی گریم گهی افتم گهی خیزم مسیحا در دلم پیدا و من بیمار می‌گردم بیا جانا عنایت کن تو مولانای رومی را غلام شمس تبریزم قلندروار می‌گردم
شانلی عاشیق شعری از حلاج اوغلو با خوشنویسی محمدعلی فرزبود
نه دئمک دیر سئویسن شانلی ائلی یا آنانی؟ او دئمک دیر: سئویسن انسانی، صونسوز جاهانی، بیر قیزیل گول سینه ده، گوللری سئومک نشانی، سئو _ سئویل، گول تک آچیل، قوی باهار اولسون یئر اوزو، چال محبت هاواسین بختیار اولسون یئر اوزو.
چای ! قطعه ای از شعر اورهان کمال
بیرگون اوتوروپ چای ایچاخ سنین له چای من دن اولسون، منظره سن دن
هه ژار شاعر انسان دردمند و فرودستان
عبدالرحمان شرفکندی "هه ژار" در 25 فروردین ماه 1300 شمسی در روستای شرفکند، روستایی بین بوکان و مهاباد به دنیا آمد. با کتاب خو گرفت. نخستین دیوان اشعارش را با نام آلکوک در ۱۳۲۵ خورشیدی در تبریز منتشر کرد.... ..........ز کارهای متفاوت او در زبان فارسی، ترجمه کتاب ارزشمند «قانون در طب» ابوعلی سینا از زبان عربی است
تمام شد عشق، شعری از احمد تللی
برای مردن زود بود ، بسیار زود ! هنوز چه وقت رفتنت بود ! آیا عاشق شدی و رفتی ! ؟ واقعا که برای عاشق شدن هم دیر بود ! تمام شد عشق ! آیدین تمام شد عشق ! دنیای فانی و عشق را کنار گذاردی و چه زود رفتی !آیدین روشن در 48 سالگی به دیار بقا رفت ! دنیای فانی و عشق را کنار گذارد و چه زود رفت ! او در تبریز بر سر مزار پدر رفت ؛ و چهل روز نگذشته در کنار پدر جای گرفت ! اهرمن ویروس را به خدمت گرفته بود تا او را از میان عاشقان زندگی بگیرد! برای مردن او چه زود بود
دست خطی از محمدعلی فرزبود در سالگرد تولد پروین اعتصامی
ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن گوشوار حکمت اندر گوش جان آویختن چشم دل را با چراغ جان منور داشتن آب حیوان یافتن بی رنج در ظلمات دل زان همی نوشیدن و یاد سکندر داشتن
ارنستو کاردنال شاعر الهیات آزادیبخش
و کهکشان شکل یک گل را به خود می گرفت همانطور که اکنون در یک شب پرستاره به نظر می رسد. گوشت و استخوان های ما از ستارگان دیگر است و شاید حتی از کهکشان های دیگر ، ما جهانی هستیم ، و بعد از مرگ به ستاره های دیگر برای خلق شدن کمک خواهیم کرد و دیگر کهکشان ها ما از ستارگان می آییم و به سوی آنها باز خواهیم گشت........
ئوزگه لر خاراب آغلار
من عاشیق، خارا باغلار آتلاری خارا باغلار ؟ من ئولوم یار آغلاسین، ئوزگه لر خاراب آغلار
حوسنون گوزل آیت لری ای سئوگیلی جانان
حوسنون گوزل آیت لری ای سئوگیلی جانان اولموش بوتون عالمده سنین شأنینه شایان گل ایله نوازش منه وئر بوسه لبیندن چونکی گوزلین بوسه سی دیر عاشقه احسان سوردوم کی کؤنول هاردادی آلدیم بو جوابی هئچ سورما تاپیلماز اونی آختارسا دا انسان رحم ائیله دئدیم ، سئل کیمی گوز یاشیمی توکدوم گل قانیمینن اویناما ای آفت دوران انصافین اگر وار سؤیله بو نظامی سنن نئجه رفتار ائیله سین ای مه تابان
قد انار العشق للعشاق منهاج الهدا ! عشق عاشق لر اوچون هدایت یولونو ایشیقلاندیردی
قد انار العشق للعشاق منهاج الهدا سالک راه حقیقت عشقه ایله ر اقتدا . عشقدر اول نشئه ی کامل کیم اوندندر مدام می ده تشویر حرارت ، نی ده تاثیر صدا. وادی وحدت حقیقتده مقام عشقدر کیم مشخص اولماز اول وادیده سلطاندن گدا. ایله مز خلوت سرای سر وحدت محرمی عاشقی معشوقدن ، معشوقی عاشقدن جدا . ای کی اهل عشقه،سویلرسن ملامت ، ترکین ایت! سویله کیم ممکنمیدر تغییر تقدیر خدا؟ عشق کلکی چکدی خط حرف وجود عاشقه کیم اولا ثابت حق اثباتنده نفی ماعدا ای " فضولی " انتها سیز ذوق بولدن عشقدن بویله در هر ایش که حق آدیله قیلسه ن ابتدا
رهایی روح از تن ! شاعر جلال ملکشاه
جلال ملکشاه متولد ۱۳۳۰ به روستای «مه له کشا» سنندج دیده به حیات گشود. کودکی و نوجوانی را در سنندج گذارنید و دیپلمش را درین شهر گرفت . سرودن شعر و نوشتن داستان از دوران کودکی و نوجوانی اش آغاز شد . ملکشاه شاعر و نویسنده ای فعال بود و اشعار و مقالات وی که دیدی منتقدانه داشت در بسیاری از مجلات کشور منتشر شده اند. رنج قرین زندگی اش بود و شعر متعهد راه رنج را برایش هموار می کرد
شعری از لوییس گلیک + ویدئوی شعر
راست نیست اگر بگویم هیچ واهمه‌ای ندارم از چیزی. می‌هراسم از بیماری، خواری. مثل همه، رؤیاهایی دارم. اما آموخته‌ام پنهان‌شان کنم برای مصون ماندن از گزند خوشبختی: شادی‌ها، خشمِ سرنوشت را برمی‌انگیزند خواهرانی را ماننده‌اند شریر که در نهایت هیچ احساسی به یکدیگر ندارند جز حسد.
سفر به خیر!
به کجا چُنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید - دل من گرفته زین جا هوسِ سفر نداری زِ غبارِ این بیابان؟ - همه آرزویم امّا چه کنم که بسته پایم به کجا چنین شتابان؟ - به هر آن کجا که باشد به جز این سَرا، سَرایم! - سفرت به خیر، امّا تو و دوستی خدا را چو ازین کویرِ وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها، به باران برسان سلامِ ما را!
آیریلیق
آیریلیق دوشدو یئنه جانیله جانان آراسیندا گولموشم شمعه کی ، آغلار یانیرام جان آراسیندا آه و اشکیم نه دی ؟ نیسانداکی طوفاندی ؛ یاغیشدیر اوره گیم قوش کیمی آواره دی طوفان آراسیندا ........................................ چوخ دولاندیر باشیوا ؛ آت داشیمی سونرا سوپک تک منده آشفته دوشوم بر و بیابان آراسیندا گوزلرین قوربانی یام توپراغا بیرعبرتیلن باخ گور تفاوت نه دی درویشیله سلطان آراسیندا منی بختیم کیمی همشهرلریمده اونودوبلار "خلفه چین " تکتاپاجاقلار سورا دیوان آراسیندا حشمتین جاهین آزالماز ائله " درویشه " محبت قصه لر واردی قاریشقایلا سلیمان آراسیندا
یاشلیق دراماسی ، آواز و شعر تورکمن + ویدئو
کریم قوربان نفس در سال ۱۹۴۲ پس از ناکامی در عشق، شعر «یاشلیق دراماسینی» را سرود که دربارهٔ عشق شکست خورده اش می‌باشد. این شعر در بین مردم بیشتر با نام «منینگ یگیت وقتیم، سنینگ قیز وقتینگ» مشهور می‌باشد؛ اجرای رحیم حیوه لیکاری زیبا برای این سروده است!
باغلی اومیدلرین ایتمیش آچاری.......
بیر آخشام تاکسیدان دوشدوب پاییزا بیلمه دیک هارایا هایانا گئده ک درین سولارینی قاتیب دایازا دنیز ده باغلیدی یای کینوسی تک یاغیشین الینده ن قاچیپ بیر کونجه دایاندایق اوزوموز قیبله یه ساری یئنه تاپیلمادی پاییز گلینجه باغلی اومیدلرین ایتمیش آچاری.......
حیدربابایه سلام شهریار ، شعر یادها و خاطره ها
انتخاب 27 شهریور برای روز شعر و ادب در ایران ، روز وفاق و بلند نظری در جامعه احساس و هنر است ، که با لطافت شعر به دوستی ها با هم می پردازند ..... این روز با حس های پاک و انسان دوستانه شاعر مرزها را در هم می نوردد .
"جای سبزی " دادن برای حمیرا نکهت دستگیرزاده ممکن نخواهد بود !
فردا به صدای سبز شگفتن سلام خواهم داد و آمدن گیاه را به زمین چشم روشنی خواهم گفت و دمیدن علف را در لای سنگ‌های شقاوت دعوت خواهم کرد من که از دیروز تا امروز غیابت این‌ها را به خود، جای سبزی داده ام
شعری برای مادر !
با یک جنگل پرنده در صدا با کبوتران خنده در نگاه روشنم کردی باز سپیده‌ها را زیر پای خورشید می گستری باز سایبان می‌شوی در ظهر خسته‌گی باز رقصی می‌شوی در نا پیدای آواز مادر! و حرف حرف نام من می‌شوی با یک حنگل پرنده در صدا به گلویم می آویزی
ای دل ، بو جهان جمله سی افسانه دگیلمی ؟
ای دل ، بو جهان جمله سی افسانه دگیلمی ؟ دونیا یه اویانلار دخی دیوانه دگیلمی ؟ زحمت چکوبن خانه بنا ائمه جهاندا بو خانه لرین آخری ویرانه دگیلمی ؟
بیر قوجا اوتوروب !
بیر قوجا اوتوروب اوتوروب ئوزی کیمی بز بومبز ، دنیزین قارشیسیندا اوفوق سوز مسافه ده ایتیر باخیشی یوخدور یئر یوزونده گنجلیک ، یوخدور! *** بیر اوشاق اویناییر اویناییر ئوزو کیمی الوان اوتلارین ، چیچک لرین آراسیندا گونش باخیر گوز قیرپمادان ..... یوخدور قوجالیق یئر یوزونده ، یوخدور !
اینانیر، اینانیر، اینانیر سنه ......
آمان الله، دلی قیش یاغیش لاری یاغاندا یویاندا نه دن سه، بزمیش بو شهرین ائولرینی آغلاییب کوچه لره آخاندا پاس آتمیش ناوالچالارین چاره سیز تنهالیقی یادینا سال منی یادینا سال منی قویدوغون یئری تاپ منی ، تاپ ،آمان، الله و بیل ، و بیل ، و بیل کی دوروب ،پنجره قاباغیندا ، باخیرام ، باخیرام یاغیش و یاغیش سسی آلتدا آیاقی یالین ، باشی آچیق قالمیش بیر اینسان طالعینه و بو طالع یی یه سی بو الله سیز دونیادا دا اینانیر، اینانیر، اینانیر سنه ......