انیمیشن ارباب و مرد دهقان + ویدئو
امروز سالروز تولد لئو تولستوی است ؛ داستان کوتاه ارباب و مرد دهقان با عنوان Хозяин и работник نوشته لئو تولستوی در سال 1895 توسط تام تاسل به شکل انیمیشن ارائه شده است .......... ماجرای داستان به این صورت است که ؛ ارباب واسیلی آندریویچ برخونوف یکی از رعیت های خود به نام نیکیتا را برای سفری کوتاه با سورتمه می برد. آنها برای دیدار با صاحب زمین دیگری سفر می کنند تا واسیلی آندریویچ بتواند یک جنگل بخرد. او بی حوصله است و تلاش دارد، خود را زودتر به آنجا برساند تا قبل از سایر مدعیان در خانه مالک جنگل حاضر شود . . ......و تولستوی یکی از موضوعات معروف خود را تکرار می کند: این که تنها خوشبختی واقعی در زندگی با زندگی برای دیگران معنی می یابد .
قصه های من و بابام - ماهی بدشانس!
بابام از من پرسید ، دوست داری برای ناهار چه غذایی بخوریم ! من هم گفتم ، ماهی ! بابام گفت ، برای ناهار پس بلند شو بریم ماهی گیری ! من هم خوشحال شدم و با هم تور ماهیگیری را برداشتیم و به کنار رودخانه شهر رفتیم! بابام با انداختن تور به سرعت یک ماهی را گرفت و آنرا داخل سطل پر از آب انداخت و به خانه بردیم ! در خانه من و بابام برای آماده کردن غذا، ماهی را از توی سطل درآورده و روی میز آشپزخانه گذاشتیم ، ماهی حرکتی کرد و من قدرت تحمل دیدن کشته شدن ماهی را نداشتم ! بی اختیار گریه ام گرفت !
خرچنگ
خرچنگ دوست دارد هرجا و همه چیز را گاز بگیرد . اما گاز گرفتن خانواده فیل دریایی ممکن است یک چالش بیش از حد بزرگ باشد که بتواند از عهده آن برآید.
قصه های من و بابام ! امضای بابام
تکالیفم را خوب انجام نداده بودم ، آقای معلم روی کلیه آنها خط کشید و زیر تکالیفم یادشتی برای بابام نوشت ! و آن وقت از من خواست تا بابام آن نوشته را ببیند و پائین آن را امضا کند. در راه خانه فکرم خیلی خراب بود و کلی خیالات به سرم زد
یک توبره پر از سیب + ویدئو
یک توبره پر از سیب یک انیمیشن قدیمی اتحاد جماهیر شوروی محصول سال 1975 است که موضوع اصلی آن مهربانی است ، این کارتون به کارگردانی ویتولد بوردریلوفسکی و با قصه پردازی نقاش و هنرمند ولادیمیر سوته یف و کارگردانی هنری ولادیمیر آربکف و هنرمندی آنپیلف و انیماتوری اولگا اورلووا ، جوزف کورویان ، اولگ سافرونوف ، ویکتور لیکاچف ، آناولی آبارنف و تی پومرانت سوا اجرا شده است
اخبار دروغ ! تمساح و گورخرها
اخبار دروغ و جعلی حجم عظیمی از خبر را تشکیل می دهد ، این اخبار بحدی زیاد هستند که ممکن است موجب نادیده انگاشتن اخبار واقعی نیز گردد!، خبر خورده شدن یک گورخر در حین عبور از رودخانه توسط یک تمساح که مانند یک سنگ توی آب بود، ممکن است ،دروغ انگاشته شود، حال اخباری که توسط تمساح در شبکه های اجتماعی وارد می شود و در آنها تمساح خود را یک سنگ و یک پله برای عبور از رودخانه معرفی می کند، مورد قبول واقع گردد.
قصه های من و بابام -تفاوت قد کشیدن من و درخت !
من و بابام توی پارک گردش می کردیم ، یک دفعه بابام از من خواست تا کنار یک درخت بایستم . من هم کنار آن درخت ایستادم و بابام با یک میخ اندازه قد من را ، روی تنه درخت علامت گذاری کرد و یک میخ روی تنه درخت کوبید .........مدت ها گذشت و زمستان آمد و رفت و من و بابام دوباره کنار درخت رفتیم ! وقتی من کنار درخت ایستادم ، با کمال تعجب دیدیم که میخ بالاتر از سر من قرار گرفته است !!! یعنی درخت در یک سال بیشتر از من قد کشیده بود...........
31 سال پیش از اختراع چرخ
چرخ یکی از مهم ترین اختراعات بشری است ، چرخ چطور اختراع شد و 31 سال پیش از اختراع آن زندگی چگونه بود ؟ اوریجینالوس به نمایش آن می پردازد.
گاو
شب ، گاو آرزو دارد بین ابرها پرواز کند. اما وقتی او بیدار می شود لکه هایش را از بین رفته می بیند. آیا او دوباره آنها را پیدا خواهد کرد؟
داستان پرواز میو و جیرا+ ویدئو
این انیمیشن داستان دو دوست است ، میو و جیرا ، که گاهی اوقات زندگی شان را با ایده های دیوانه وارشان پیچیده می کند. این بار او تصمیم می گیرد پرواز را یاد بگیرد - صرف نظر از هزینه آن.
گوزن شمالی
آیا کرم شب تاب ها را می شناختید؟ اما باید مراقب بود ، آنها بسیار خجالتی هستند! این همان چیزی است که دوستان ما هنگامی که گوزن شمالی دست و پا چلفتی سعی در پیوستن به گروه کر دارد ، آن را پیدا می کنند. حالا باید ریتم مناسب را پیدا کرد تا کرم شب تاب ها را رقصاند.
فیلی که تب داشت
بیمار بودن خیلی آزار دهنده است! مخصوصاً اگر بیمار فیل باشد و آنفلوانزا گرفته باشد . او نیاز مبرم به چند دوست دارد تا به او کمک کنند تا بهبود یابد.
قصه های من و بابام - یک چتر برای سه نفر
ناگهان هوا تیره شد و ابرها همه جا را فرا گرفتند . باران مثل سیل شروع به باریدن کرد ! هیچ جایی برای پناه گرفتن نبود ! به طرف خانه برمی گشتیم ! و باران ما را خیس کرده بود ! جلوتر از ما یک آقایی با چتر در حال رفتن بود ، باران به او نمی زد ،
قصه های من و بابام - تکالیف مدرسه و تنبیه آقای معلم
از مدرسه که رسیدم مشغول نوشتن تکالیفم شدم، آخر شب بابام که متوجه کلافه بودنم شده بود از من خواست تا در حل تمرین ها به من کمک کند، کارها خوب پیشرفت کردند حل تکالیف مدرسه به پایان رسید و ما خوابیدیم .
قصه های من و بابام - قهرمانی با تمرین ممکن است!
بابام مشغول ورزش کردن بود ، هالتر بلند می کرد ، طناب بازی می کرد و دمبل می زد ! او حرکات ژیمناستیک را انجام می داد ! من از تمرین کردن او خیلی خوشم آمده بود! ازش خواستم تا من هم با او تمرین بکنم ! با هم هالتر بلند کردیم ، طناب بازی انجام دادیم و نوبت به حرکات ژیمناستیک رسید و در نهایت با دمبل کار کردیم! بابام احساس می کرد که خیلی قوی شده است ! او با یک دستش من را از زمین بلند کرد و نگه داشت ! بعد از آنکه بابام من را روی زمین گذاشت ! من هم که با بابام تمرین می کردم ، به سرعت دستم بابام را گرفتم و بلندش کردم ! در این حالت قیافه ی بابام واقعا دیدنی بود !
هیپو هوپ ، یک روز از زندگی اسب آبی و مادرش
هنگامی که زیر آفتاب گرم آنران قرار گرفت ، یک اسب آبی مادر عرق ریزان به سمت درون آب خنک رودخانه قدم زد. بچه اسب کوچک هم می خواست همین کار را انجام دهد اما خیلی زود فهمید که برای راه رفتن مثل مادرش خیلی کوچک است. او در کف رودخانه توجه یک ماهی کوچک را جلب کرد ... و سپس دوباره یک ماهی دیگر ، و سپس دو ماهی. آنها با هم چاره ای اندیشیدند ..
بازی روی نرده ها ، قصه های من و بابام
روز تعطیل بود ، صبح من و بابام راه افتادیم تا کمی در کوچه و خیابان و پارک ها بگردیم ! همه جا خلوت بود و کسی در خیابان ها نبود ! رفتیم و رفتیم تا اینکه موقع عبور از کنار پارک جنگلی متوجه نرده محافظ پارک شدیم ! من به سرعت روی نرده ایستادم و مثل بازیگران سیرک تلاش کردم تا تعادل خودم را روی آن حفظ کنم ، بابام هم تا من را در آن حالت دید ، او نیز روی نرده ایستاد ! با شادی و خنده روی نرده در حال بازی و حفظ تعادل بودیم ! روی نرده می نشستیم و دوباره می ایستادیم ، و آواز می خواندیم ؛ چقدر خوش می گذشت ! گاه هم خم می شدیم تا نیافتیم ! عجب بازی شاد و قشنگی بود !!!
گورخر
یک روز گورخر به سمت درخت می دود و یاد می گیرد که ...........................
زباله گرد ! انیمیشن
مرد زباله گرد در میان وسایلی که از میان زباله ها پیدا می کند ، ناگهان یک ساز دهنی را می بیند! او گوشه ای نشسته و شروع به زدن ساز می کند اما مردم عصبانی از صدای ساز نیمه شب به او میوه و انواع اشیا را پرتاب می کنند !
این سیگار است که آدم را می کشد
سیگار آدم را می کشد ، یا آدم سیگار را می کشد ! کدامیک !؟
نعل اسب و شانس اسب
اسب نعلش را می اندازد و از آن به بعد فقط بدشانسی می آورد.
مگس و قورباغه ها
سه قورباغه بر سر مگس خوشمزه درگیرند. اما چیزی وجود دارد که مگس می تواند به آنها بیاموزد. در ماجرای این حیوانات ، بعضی از اتفاقات فقط برای یک حیوان ممکن است رخ دهد!
روباتو ،یک روز از زندگی ویلن زن کنار خیابان
نوازنده خیابانی که در فقر و تنهایی زندگی می کند. پس از برخورد با یک سگ ولگرد ، زندگی او در مسیری دیگری قرار می گیرد . کارگردان انیمیشن فلوریان مگنین ، فلیکس فرراند هستند
آفتاب پرست در انتظار شکار
سناریست انیمیشن بر این باور بوده است که " آفتاب پرست " فاقد دشمن طبیعی است و او فقط تغذیه می کند ولی آخر سر ........................ کارگردان و سناریست انیمیشن تامر اشد است