خبر های ویژه

ماه گرگ‌ – اولین ماه کامل در روز سوم سال ۲۰۲۶

13 دی 1404

تصمیم‌های سال نو ۲۰۲۵ / ۲۰۲۶

13 دی 1404

صفحه‌ها و رسانه‌های اجتماعی در حال آسیب زدن به مهارت‌های گفت‌وگویی کودکان هستند. علت اهمیت این موضوع و راه‌های بازگرداندن این مهارت‌ها

12 دی 1404

گرانی، فقر و دولت؛ جامعه‌ای متوقف در کف هرم نیازها

10 دی 1404

شهردار طالبان: کابل را زیباتر از پاریس می‌سازیم

9 دی 1404

امر به معروف طالبان به آرایشگران مرد در بلخ: تراشیدن ریش مشتریان ۱۵ ماه حبس در پی دارد

9 دی 1404

نیروهای نظامی امارات از یمن خارج می شوند

9 دی 1404

فاصله ما با فرهنگ علوي

9 دی 1404

برای محمدرضا شجریان

6 دی 1404

برای بهرام بیضایی

6 دی 1404

ز ما رفت در خاک گنجینه‌یی / ز فرهنگ و آواز آیینه‌یی

6 دی 1404

باز هم بودجه دستگاه‌هاي بي‌خاصيت!

6 دی 1404

رشدیه؛ الگویی از شهرسازی انسان‌محور که آرام‌آرام از میان می‌رود

6 دی 1404

آفتی به‌نام دولت‌زدگی؛ نقدی بر کارنامه چپ‌گرایان افغانستان

6 دی 1404

طالبان، ترور در قلب تهران؟

6 دی 1404

نمایشگاه هنر آسیای مرکزی با الهام از گذشته، آینده‌ای را به تصویر می‌کشد

5 دی 1404

آخرین خبر ها

10 دی 1404

گرانی، فقر و دولت؛ جامعه‌ای متوقف در کف هرم نیازها

در هرم مازلو، پس از نیازهای فیزیولوژیک، امنیت قرار دارد: امنیت شغلی، امنیت اقتصادی، امنیت نسبت به آینده. تورم و بی‌ثباتی اقتصادی، این لایه را به‌شدت فرسوده کرده‌اند. جامعه‌ای که هر روز نگران قیمت‌ها، اجاره‌خانه، هزینه درمان و آینده فرزندانش است، در وضعیتی از اضطراب مزمن به سر می‌برد. از این منظر، اعتراض‌های اجتماعی را نمی‌توان صرفاً واکنش‌های هیجانی یا سیاسی دانست؛ آن‌ها اغلب پژواک فروپاشی احساس امنیت هستند. دستور رئیس‌جمهور برای ایجاد سازوکار گفت‌وگو با معترضان، اگر قرار است به نتیجه برسد، باید این واقعیت را بپذیرد که گفت‌وگو بدون بازسازی امنیت اقتصادی، به گفتاری نمادین و کم‌اثر تبدیل می‌شود.

9 دی 1404

شهردار طالبان: کابل را زیباتر از پاریس می‌سازیم

سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله طالبان، در مراسمی رسمی در کابل از کارکرد شماری از مقام‌های این گروه در پایتخت، به ویژه مولوی عبدالـرشید بلوچ، شهردار کابل، تقدیر کرد. این مراسم در وزارت داخله طالبان برگزار شد و در آن، شهردار کابل به دلیل آنچه «بازسازی‌ها و پیشرفت‌های شهری» عنوان شد، مورد ستایش قرار گرفت. مولوی عبدالـرشید بلوچ در سخنرانی خود گفت که قصد دارد کابل را بهتر از پاریس بسازد.

9 دی 1404

امر به معروف طالبان به آرایشگران مرد در بلخ: تراشیدن ریش مشتریان ۱۵ ماه حبس در پی دارد

منابع محلی در بلخ می‌گویند که ریاست امر به معروف و نهی از منکر طالبان به آرایشگران مرد در این ولایت هشدار داده‌ است که تراشیدن ریش مشتریان‌شان را متوقف کنند. به‌گفته‌ی منابع، ریاست امر به معروف طالبان در بلخ امروز (سه‌شنبه، ۹ جدی) در نشستی به آرایشگران مرد گفته است که اگر پس از این ریش مشتریان‌شان را بتراشند، ۱۵ ماه زندانی خواهند شد. چندین آرایشگر مرد گفته‌اند که مسئولان امر به معروف طالبان به آنان هشدار دادند که اگر هنگام تراشیدن ریش بازداشت شوند، مستقیم به نهادهای عدلی و قضایی این گروه معرفی و زندانی می‌شوند.

9 دی 1404

نیروهای نظامی امارات از یمن خارج می شوند

وزارت دفاع امارات متحده عربی با انتشار اعلامیه‌ای گفته است که حضور نظامی خود در یمن را به پایان رسانده است. گفته شده است که نیروهای نظامی امارات در سال ۲۰۱۹ از یمن خارج شده بودند و تا کنون تنها «تیم‌های ویژه ضد تروریزم» در آنجا باقی مانده بودند که اکنون تصمیم به خروج آن‌ها گرفته شده است. امارات متحده عربی گفته است که این تصمیم را بر اساس ارزیابی‌های جدید و به منظور تأمین امنیت نیروهای خود اتخاذ کرده است. این در حالی است که اردوی عربستان سعودی صبح امروز برای امارات متحده عربی ضرب‌الاجل ۲۴ ساعته تعیین کرده بود تا نظامیان خود را از یمن خارج کند.

9 دی 1404

فاصله ما با فرهنگ علوي

در آستانه سالروز ميلاد با سعادت مولي‌الموحدين حضرت اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام، مروري بر سيره آن حضرت در توجه به محرومين و توصيه‌هائي که به کارگزاران حکومت براي تأمين معيشت مردم مي‌فرمود، مي‌تواند براي مسئولين نظام جمهوري اسلامي که خود را پيروان سيره علوي مي‌دانند آموزنده باشد. 1- ساده‌زيستي اميرالمؤمنين، راه را براي توزيع عادلانه اموال بيت‌المال ميان عموم هموار مي‌کرد بطوري که هرچه در اختيار خزانه‌داري بود بدون تبعيض به مردم داده مي‌شد و هيچکس احساس خسران نمي‌کرد. اين روش عادلانه، بيشترين تأثير را در حفاظت از کرامت مردم برجاي مي‌گذاشت و همگان احساس مي‌کردند با عالي‌ترين مقامات حکومتي يکسان زندگي مي‌کنند. اين فرهنگ با نظام پرداخت حقوق در جامعه امروز ما که قرار بود براساس عدالت علوي عمل کند کاملاً در تضاد است. فاصله حقوق کارگران و کارمندان با مسئولان ارشد و نمايندگان مجلس بهيچوجه با عدالت سازگاري ندارد. از اين ظالمانه‌تر، درآمدهاي نجومي کساني است که به دليل فقدان نظارت بر عملکردها از طريق رانت‌خواري، ويژه‌خواري و دريافت پاداش‌هاي بي‌حساب و کتاب به ثروت‌هاي هنگفت مي‌رسند در حالي که خدمت ارزنده‌اي به کشور نمي‌کنند. 2- رسيدگي مولاي متقيان به محرومين در نهايت پنهان‌کاري صورت مي‌گرفت تا کرامت بندگان خدا حفظ شود. اينکه مشهور است يتيمان و ازکارافتادگان و زنان بي‌سرپرست در تاريکي شب آذوقه دريافت مي‌کردند اما نمي‌دانستند چه کسي اين خدمت را انجام مي‌دهد و بعد از ضربت خوردن حضرت علي متوجه عامل اين نوازش‌هاي پدرانه شدند، به اين معنا بود که حضرت براي کرامت آنان ارزش قائل بودند درست برخلاف ما که قشر ضعيف جامعه را صدقه‌خور مي‌دانيم و حتي وقتي مي‌خواهيم يک بسته کم‌ارزش را در شب يلدا يا ماه رمضان به آنها بدهيم، دوربين فيلمبرداري و عکاسي را هم به همراهمان مي‌بريم و جار و جنجال به پا مي‌کنيم که ايهاالناس ما به اين انسان محروم از جيب خودش چند کيلو خواربار و خرما و چند عدد تخم‌ مرغ داده‌ايم! بعد هم از تلويزيون جار مي‌زنيم که به اين تعداد خانواده فلانقدر کمک معيشتي کرديم بدون آنکه از خودمان بپرسيم در کشور ثروتمندي مثل ايران اصولاً چرا بايد ميليون‌ها خانواده فقير باشند! 3- اميرالمؤمنين مي‌فرمود اگر در دورترين نقطه قلمرو حکومت اسلامي يک بنده خدا با شکم گرسنه بخوابد، من به عنوان رئيس حکومت چه جوابي براي خدا مي‌توانم داشته باشم؟ ولي ما نه چنين سؤالي را مطرح مي‌کنيم و نه جوابي براي آن آماده کرده‌ايم. گويا قرار است تا قيامت فقير داشته باشيم و تا قيامت هم سايه کميته امداد و بنياد مستضعفان و ستاد فرمان امام بر سر فقرا مستدام باشد و هر روز هم فربه‌تر و گسترده‌تر و کارمندان بيشتر و ساختمان‌هاي سر به فلک کشيده‌تر! گوئي قرار نبود اين نهادها عمر مشخصي داشته باشند و در يک زمان معين اعلام پايان مأموريت کنند و اين خبر خوش را به مردم بدهند که ديگر فقير و محروم در کشور نداريم. 4- شايسته‌ گزيني، سيره عملي حضرت علي در حکمراني بود و با قاطعيت تمام دست خائنان و مفسدان را از بيت‌المال قطع مي‌کرد، افراد نالايق را کنار مي‌گذاشت و نيروهاي جوان و لايق را به همکاري دعوت مي‌کرد. ما قوم و خويش‌ سالاري را جايگزين شايسته‌سالاري کرده‌ايم، بالا کشيدن دوستان نالايق را به عادت تبديل کرده‌ايم و سالخوردگان نيازمند پرستاري را شايسته تکيه زدن بر مهم‌ترين مسندهاي تصميم‌گيري مي‌دانيم. از اين تأسفبارتر اينکه حکمراني را ارث پدري چند خانواده تلقي مي‌کنيم و ماندن در اصلي‌ترين مسندهاي مديريتي را حق مادام‌العمر آنها مي‌دانيم. 5- محصول اين فاصله گرفتن‌ها از سيره اميرالمؤمنين عليه‌السلام، همين فاصله طبقاتي وحشتناکي است که امروز جامعه ما از آن رنج مي‌برد. شوربختانه ما راهي را در پيش گرفته‌ايم که اميرالمؤمنين عليه‌السلام نه‌تنها آن را قبول نداشت بلکه همواره کارگزاران حکومتي را از پيمودن آن نهي مي‌کرد. ما به مناسک چسبيده‌ايم و فرهنگ علوي را کنار گذاشته‌ايم و در عين حال خود را پيرو علي مي‌دانيم! 13 رجب را وقتي مي‌توانيم واقعاً گرامي بداريم که ايران ثروتمند را به عرصه رفاه عموم مردم اين کشور تبديل کنيم. آن روز است که اميرالمؤمنين عليه‌السلام از ما راضي خواهد بود و نام ما را در فهرست اصحاب فرهنگ علوي ثبت خواهد کرد

6 دی 1404
6 دی 1404

برای بهرام بیضایی

او به راه خویش می رود بی که اعتنا کند برین و یا برآن می شکافد آسمان سبز صبح را رو به رنگ های بی کران

6 دی 1404

ز ما رفت در خاک گنجینه‌یی / ز فرهنگ و آواز آیینه‌یی

بهرام بیضایی نه تنها یک هنرمند خلاق، بلکه یک متفکر و احیاگر فرهنگی بود که با پیوند عمیق میراث کهن سرزمینش با زبان هنر مدرن، هویت و روایت ایران را در قالبی جهانی بازتعریف کرد. حضور او در دانشگاه استنفورد، فرصتی برای شناخت بیشتر و مستقیم این میراث غنی برای مخاطبان بین‌المللی فراهم آورد

6 دی 1404

باز هم بودجه دستگاه‌هاي بي‌خاصيت!

اين مطلب از رئيس ‌جمهور پزشکيان بسيار شنيده شده است که بودجه دستگاه‌هاي بي‌خاصيت بايد قطع شود. سخن بسيار درستي است ولي افسوس که پشتوانه عملي ندارد. نگاهي به بودجه سال 1405 کل کشور نشان مي‌دهد نه‌تنها بودجه دستگاه‌هاي بي‌خاصيت حذف نشده بلکه افزايش هم يافته است. در بررسي اين موضوع که بسيار مهم است و با زندگي روزمره مردم سروکار دارد، بايد به دو نکته توجه شود. اول اينکه چرا رئيس ‌جمهور پزشکيان نتوانست بودجه دستگاه‌هاي بي‌خاصيت را حذف کند؟ و دوم اينکه آيا حذف بودجه اين دستگاه‌ها به نفع خود آنهاست يا به آنها ضربه وارد مي‌کند؟

6 دی 1404

رشدیه؛ الگویی از شهرسازی انسان‌محور که آرام‌آرام از میان می‌رود

شهر صرفاً مجموعه‌ای از خیابان‌ها و ساختمان‌ها نیست؛ شهر حافظه دارد، هویت دارد و حاصل تصمیم‌هایی است که گاه دهه‌ها بعد معنی خود را آشکار می‌کنند. احداث شهرک رشدیه در شمال‌غرب تبریز، در پای کوه سرخ عینالی، یکی از همان تصمیم‌های آگاهانه است؛ محله‌ای که در دهه ۱۳۶۰ توسط مردان فراخ نگر در باغمیشه شکل گرفت تا کیفیت زندگی، آرامش و پیوند با طبیعت را به متن شهر بازگرداند. رشدیه بر اساس یک طرح تفصیلی مدون و کارشناسی‌شده طراحی شد؛ طرحی که در آن تراکم، ارتفاع، کاربری زمین و نسبت فضاهای باز و سبز به‌دقت تعیین شده بود. اجرای چنین طرحی، بدون تردید مستلزم هزینه‌کرد از ثروت عمومی بود؛ هزینه‌ای که نه برای ساخت چند ساختمان، بلکه برای خلق الگویی پایدار در شهرسازی صرف شد. بی‌اعتنایی به این طرح، به معنی نادیده گرفتن سرمایه عمومی و تضعیف اعتبار برنامه‌ریزی شهری است. معماری غالب رشدیه شامل خانه‌های دوبلکس ویلایی با نمای آجر سه‌سانتی در قطعات ۱۳۰ تا ۱۵۰ مترمربع است. و در کنار ان اپارتمان های چندین طبقه با فواصل مناسب و فضای سبز بسیار در بین این بناها خود می نمودند. این الگو، امکان داشتن باغچه‌های کوچک، تراکم پایین و سکونت‌پذیری بالا را فراهم کرد و در عین حال، بافتی هماهنگ و خوانا به محله بخشید. قرارگیری شهرک در پای کوه عینالی و دید مستقیم کوه از آخرین خیابان‌ها و عدم مزاحمت برای شهروند تبریزی و حریم منظر شهر، پیوندی کم‌نظیر میان معماری و طبیعت ایجاد کرده است. تمرکز فعالیت‌های تجاری در بازارچه‌ای مرکزی نیز مانع از برهم خوردن آرامش سکونتی محله شده بود. در کنار این ویژگی‌های کالبدی، رشدیه واجد شاخص‌های مهم زیست‌محیطی است. تردد گونه‌هایی از حیات کوهستان مانند خرگوش و روباه در حاشیه شهرک و تداوم رویش گل‌های وحشی عینالی در محدوده همجوار، نشان‌دهنده فشار پایین انسانی و تعادل نسبی میان سکونت و طبیعت است؛ تعادلی شکننده که با افزایش تراکم، تغییر کاربری‌ها و آلودگی‌های بصری ،صوتی و نوری به‌سرعت از بین می‌رود. تجربه تاریخی شهرهای ایران نشان می‌دهد که ارزش معماری اغلب با تأخیر شناخته می‌شود. خانه‌های دوره قاجار که زمانی «قدیمی» تلقی می‌شدند، امروز ثروت شهری‌اند. معماری مسکونی عصر پس از قاجار نیز پیش از آنکه به‌درستی شناخته و تثبیت شود، در موج ساخت‌وسازهای چندطبقه از میان رفت. در ادامه این روند، می‌توان گفت تاکنون سبک شاخص و تثبیت‌شده‌ای برای معماری مسکونی عصر جدید شکل نگرفته است؛ مگر در قالب شهرک‌ها و محلات برنامه‌ریزی‌شده. از این منظر، رشدیه یک امکان تاریخی است؛ محله‌ای که در صورت بقا، می‌تواند در دهه‌ها یا حتی سده‌های آینده، نماد شهرک‌سازی پس از انقلاب اسلامی تلقی شود. با این حال، تهدید رشدیه نه ناگهانی، بلکه تدریجی است. تعدی به حریم کوهستان ، حرکت به سوی ساخت و ساز بر روی گسل ، عدم لحاظ حد ارتفاع گیری و بالارفتن ساختمان های کوچک و بزرگ در کوهستان با عنوان های مانند چند ده هکتاری، صدور مجوز برای تبدیل خانه‌های مسکونی به کافی‌شاپ‌ها و بنگاه‌های معاملات املاک، تغییر کاربری‌ها، صدور مجوزهای بلندمرتبه‌سازی در همان فضای خانه ویلایی کوچک و تغییر الگوی معماری، به‌تدریج کارکرد سکونتی و هویت محله را مخدوش می‌کند و حقوق شهروند داخل و خارج از شهرک را مورد تعدی قرارمی دهد. این در حالی است که چنین فعالیت‌ها و سبک‌های ساختمانی، در هر نقطه دیگری از شهر نیز امکان استقرار دارند و ضرورتی برای تحمیل آن‌ها به رشدیه وجود ندارد. این تصمیمات موردی، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت به درآمدزایی سازمان های شهری و افراد سودجو منجر شود، اما در بلندمدت پیامدی جز جوانمرگی ساختمان‌ها، تولید نخاله‌های ساختمانی، افزایش ترافیک، آلودگی صوتی و هوا و نهایتاً فرسایش هویت محله نخواهد داشت. اضمحلال رشدیه، بیش از آنکه تخریب فیزیکی باشد، نتیجه سازوکارهای نهادی و عدول مستمر از روح طرح تفصیلی است. رشدیه یک محله معمولی نیست؛ سندی زنده از امکان شهرسازی انسان‌محور در ایران معاصر است. حفاظت از آن به معنای بازگشت به گذشته نیست، بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده شهر تبریز و حفظ امکان شکل‌گیری میراث معماری معاصر برای نسل‌های بعدی در تبریز و در کل کشور و حتی منطقه است.

6 دی 1404

آفتی به‌نام دولت‌زدگی؛ نقدی بر کارنامه چپ‌گرایان افغانستان

چپ افغانستان، اگر می‌خواست به یک نیروی سیاسی پایدار تبدیل شود، باید ابتدا از رهگذر کار طولانی، پایه توده‌ای می‌یافت و پیش از برداشتن خیزهای بلند برای تصرف قدرت سیاسی، به خودآگاهی سیاسی می‌رسید. این خودآگاهی، مستلزم گفتن «نه» به وابسته‌گی بود. اما چپ، بی‌تجربه و ناآگاه، خیلی زود به شوروی یا چین گرایش پیدا کرد و به این ترتیب، امکان سیاست‌ورزی مستقلانه را از دست داد. چپ گرایش‌یافته به چین، نسخه‌های سیاسی مائو تسه‌تونگ را ـ بی‌توجه به تفاوت‌های عمیق تاریخی، اجتماعی و فرهنگی ـ می‌خواست در افغانستان پیاده کند. دهقان افغانستانی، جای دهقان چینی نشانده شد و «جنگ دهقانی» بدون زمینه عینی آن، به یک شعار میان‌تهی بدل گشت. در سوی دیگر، چپ وابسته به شوروی، افغانستان را چون نسخه کوچک‌شده‌ای از اتحاد جماهیر شوروی می‌دید و می‌کوشید همان الگوهای حزبی، دولتی و امنیتی را در جامعه‌ای کاملاً متفاوت پیاده کند. این تقلید مکانیکی، نه‌تنها به استقلال سیاسی چپ لطمه زد، بلکه آن را در چشم بخش بزرگی از جامعه، به نیرویی بیگانه و وابسته بدل ساخت؛ تصویری که مجاهدین و نیروهای سنتی، به‌خوبی از آن بهره‌برداری کردند. باری، کارنامه چپ افغانستان، بیش از هر چیز، روایت فرصت‌های سوخته است؛ فرصت‌هایی برای ساختن سیاستی مستقل، اجتماعی و ریشه‌دار. شش جدی، نماد شکست پروژه‌ای است که می‌خواست از راه میان‌بُر، جامعه را دگرگون کند. چپی که شنا نیاموخته بود، به دریای متلاطم قدرت پرید و نه‌تنها خود غرق شد، بلکه بسیاری دیگر را نیز با خود به کام فاجعه کشاند. اگر نقدی امروز معنا داشته باشد، نه برای احیای نوستالژی شکست‌خورده، بلکه برای فهم این واقعیت است که بدون صبر استراتژیک، بدون استقلال سیاسی و بدون پیوند واقعی با جامعه، هیچ پروژه رهایی‌بخشی دوام نخواهد آورد؛ چه نامش چپ باشد، چه هر عنوان دیگر.

6 دی 1404

طالبان، ترور در قلب تهران؟

ترور ژنرال اکرام‌ الله سريع، از عناصر مؤثر دوران جمهوريت افغانستان که بعد از سلطه طالبان بر اين کشور به ايران پناهنده شد و در تهران زندگي مي‌کرد، از دو جهت قابل تأمل است. اول اينکه تروريست‌هاي مزدور بيگانگان، تهران را هم ناامن کرده‌اند و دوم اينکه حتي پناهندگان نيز در ايران امنيت ندارند. گروه‌هاي مخالف طالبان در افغانستان، ترور ژنرال سريع‌ را به حکومت خودخوانده طالبان نسبت داده‌اند. نکته قابل توجه اينکه سه ماه قبل نيز در مشهد يکي از پناهندگان افغانستاني ترور شد. وي از ياران اسماعيل‌ خان والي سابق هرات بود. خود اسماعيل ‌خان نيز اکنون در مشهد زندگي مي‌کند و از اهداف اصلي توطئه طالبان است. سرتيپ اکرام ‌الله سريع، در دوران جمهوريت، فرمانده پليس ايالت بغلان و سپس فرمانده پليس ايالت تخار بود. وي از مخالفان سلطه طالبان بر افغانستان بود و جبهه مقاومت اين کشور، او را از افراد مؤثر در پيشبرد اهداف ضدطالبان مي‌دانست. ژنرال سريع، روز سوم ديماه جاري هنگام خروج از دفتر کار خود در يکي از خيابان‌هاي تهران در حالي که چند نفر او را همراهي مي‌کردند هدف تيراندازي افراد ناشناس قرار گرفت و بعد از انتقال به بيمارستان در اثر جراحات وارده درگذشت. يکي از همراهان او نيز کشته و فرد ديگري مجروح شد. هرچند تاکنون هيچ گروهي مسئوليت اين ترور را برعهده نگرفته ولي طالبان نيز اتهامات وارده را رد نکرده است. آنچه از ترورهاي تهران و مشهد که قربانيان آنها مخالفين طالبان هستند بايد آموخته شود اينست که دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي ايران اکنون با توطئه پيچيده‌اي مواجه هستند که هرطور شده بايد آن را کشف و بر آن غلبه کنند. براي کشور ايران بهيچوجه قابل تحمل نيست که يک گروه مدعي رابطه حسنه با دولت اين کشور براي سرکوب کردن مخالفين خود به ترور متوسل شود. دولت جمهوري اسلامي ايران بايد به اين اقدامات تروريستي واکنش قاطع نشان دهد و دقيق‌ترين اقدام اينست که نفوذ حکومت خودخوانده طالبان در ايران را قطع نمايد. ايران در مواجهه با پديده طالبان مرتکب اشتباهاتي شد که اکنون در معرض عوارض منفي آن اشتباهات قرار گرفته است. 1- اشتباه اول، تلاش براي تطهير طالبان بعد از سلطه‌اش بر کابل در مرداد 1400 بود. طالبان در نتيجه تباني با آمريکا براساس پيمان دوحه جايگزين جمهوريت شد تا اهداف آمريکا را در منطقه دنبال کند ولي مسئولان ايراني در آن زمان اين تباني را پيروزي طالبان بر آمريکا معرفي کردند! 2- دومين اشتباه، تحويل دادن سفارت و کنسولگري‌هاي افغانستان به طالبان بود که زمينه را براي نفوذ همه‌جانبه اين گروه در لايه‌هاي مختلف جامعه ايراني فراهم کرد. 3- اشتباه سوم، دادن امتيازات اقتصادي و تسهيلات عبور و مرور براي اتباع افغانستاني بود که راه را براي انجام برنامه‌هاي گروه طالبان در داخل ايران باز کرد. طالبان يک گروه تروريستي است که نه مي‌توان به وعده‌هايش اعتماد کرد و نه از توطئه‌هايش مي‌توان در امان ماند. ترورهاي مشهد و تهران، خودداري طالبان از دادن حقابه ايران، ايجاد محدوديت براي نهادهاي ايراني در افغانستان و ظلمي که به زبان فارسي و فارسي‌زبانان و شيعيان مي‌شود نمونه‌هاي روشن غيرقابل اعتماد بودن طالبان هستند. 4- پنهان کردن اخبار ترورهائي که عوامل طالبان در حرم رضوي، شاهچراغ، مراسم سالگرد شهيد سليماني، خيانت‌هاي عظيم در جنگ تحميلي 12روزه و همراهي نفوذي‌هاي اتباع با رژيم صهيونيستي و موارد ديگر انجام دادند يکي ديگر از اشتباهات بود. حالا هم تلاش مي‌شود ترورهاي مشهد و تهران مکتوم بمانند تا مبادا کوچک‌ترين خدشه‌اي به اعتبار گروه تروريستي طالبان وارد شود! 5- کوتاه آمدن در برابر حاميان داخلي طالبان به ويژه در اخراج اتباع غيرمجاز و بدتر از آن باز کردن مجدد مرزها براي بازگشت آنان، از خطرناک‌ترين اشتباهات است. متأسفانه معاون سفير ايران در کابل نيز همزمان با ترور ژنرال سريع به نماينده طالبان در هرات وعده تسهيلات بيشتر داده است! قانون انحرافي تأسيس سازمان ملي مهاجرت نيز مکمل اين اشتباه است. ايران بايد اين اشتباهات را سريعاً جبران کند و نفوذ حاميان داخلي طالبان را قطع نمايد. فقط با اين دو اقدام است که مي‌توان مانع ادامه توطئه طالبان در ايران شد.

بین الملل

6 دی 1404

ز ما رفت در خاک گنجینه‌یی / ز فرهنگ و آواز آیینه‌یی

بهرام بیضایی نه تنها یک هنرمند خلاق، بلکه یک متفکر و احیاگر فرهنگی بود که با پیوند عمیق میراث کهن سرزمینش با زبان هنر مدرن، هویت و روایت ایران را در قالبی جهانی بازتعریف کرد. حضور او در دانشگاه استنفورد، فرصتی برای شناخت بیشتر و مستقیم این میراث غنی برای مخاطبان بین‌المللی فراهم آورد

تبریز

6 دی 1404

رشدیه؛ الگویی از شهرسازی انسان‌محور که آرام‌آرام از میان می‌رود

شهر صرفاً مجموعه‌ای از خیابان‌ها و ساختمان‌ها نیست؛ شهر حافظه دارد، هویت دارد و حاصل تصمیم‌هایی است که گاه دهه‌ها بعد معنی خود را آشکار می‌کنند. احداث شهرک رشدیه در شمال‌غرب تبریز، در پای کوه سرخ عینالی، یکی از همان تصمیم‌های آگاهانه است؛ محله‌ای که در دهه ۱۳۶۰ توسط مردان فراخ نگر در باغمیشه شکل گرفت تا کیفیت زندگی، آرامش و پیوند با طبیعت را به متن شهر بازگرداند. رشدیه بر اساس یک طرح تفصیلی مدون و کارشناسی‌شده طراحی شد؛ طرحی که در آن تراکم، ارتفاع، کاربری زمین و نسبت فضاهای باز و سبز به‌دقت تعیین شده بود. اجرای چنین طرحی، بدون تردید مستلزم هزینه‌کرد از ثروت عمومی بود؛ هزینه‌ای که نه برای ساخت چند ساختمان، بلکه برای خلق الگویی پایدار در شهرسازی صرف شد. بی‌اعتنایی به این طرح، به معنی نادیده گرفتن سرمایه عمومی و تضعیف اعتبار برنامه‌ریزی شهری است. معماری غالب رشدیه شامل خانه‌های دوبلکس ویلایی با نمای آجر سه‌سانتی در قطعات ۱۳۰ تا ۱۵۰ مترمربع است. و در کنار ان اپارتمان های چندین طبقه با فواصل مناسب و فضای سبز بسیار در بین این بناها خود می نمودند. این الگو، امکان داشتن باغچه‌های کوچک، تراکم پایین و سکونت‌پذیری بالا را فراهم کرد و در عین حال، بافتی هماهنگ و خوانا به محله بخشید. قرارگیری شهرک در پای کوه عینالی و دید مستقیم کوه از آخرین خیابان‌ها و عدم مزاحمت برای شهروند تبریزی و حریم منظر شهر، پیوندی کم‌نظیر میان معماری و طبیعت ایجاد کرده است. تمرکز فعالیت‌های تجاری در بازارچه‌ای مرکزی نیز مانع از برهم خوردن آرامش سکونتی محله شده بود. در کنار این ویژگی‌های کالبدی، رشدیه واجد شاخص‌های مهم زیست‌محیطی است. تردد گونه‌هایی از حیات کوهستان مانند خرگوش و روباه در حاشیه شهرک و تداوم رویش گل‌های وحشی عینالی در محدوده همجوار، نشان‌دهنده فشار پایین انسانی و تعادل نسبی میان سکونت و طبیعت است؛ تعادلی شکننده که با افزایش تراکم، تغییر کاربری‌ها و آلودگی‌های بصری ،صوتی و نوری به‌سرعت از بین می‌رود. تجربه تاریخی شهرهای ایران نشان می‌دهد که ارزش معماری اغلب با تأخیر شناخته می‌شود. خانه‌های دوره قاجار که زمانی «قدیمی» تلقی می‌شدند، امروز ثروت شهری‌اند. معماری مسکونی عصر پس از قاجار نیز پیش از آنکه به‌درستی شناخته و تثبیت شود، در موج ساخت‌وسازهای چندطبقه از میان رفت. در ادامه این روند، می‌توان گفت تاکنون سبک شاخص و تثبیت‌شده‌ای برای معماری مسکونی عصر جدید شکل نگرفته است؛ مگر در قالب شهرک‌ها و محلات برنامه‌ریزی‌شده. از این منظر، رشدیه یک امکان تاریخی است؛ محله‌ای که در صورت بقا، می‌تواند در دهه‌ها یا حتی سده‌های آینده، نماد شهرک‌سازی پس از انقلاب اسلامی تلقی شود. با این حال، تهدید رشدیه نه ناگهانی، بلکه تدریجی است. تعدی به حریم کوهستان ، حرکت به سوی ساخت و ساز بر روی گسل ، عدم لحاظ حد ارتفاع گیری و بالارفتن ساختمان های کوچک و بزرگ در کوهستان با عنوان های مانند چند ده هکتاری، صدور مجوز برای تبدیل خانه‌های مسکونی به کافی‌شاپ‌ها و بنگاه‌های معاملات املاک، تغییر کاربری‌ها، صدور مجوزهای بلندمرتبه‌سازی در همان فضای خانه ویلایی کوچک و تغییر الگوی معماری، به‌تدریج کارکرد سکونتی و هویت محله را مخدوش می‌کند و حقوق شهروند داخل و خارج از شهرک را مورد تعدی قرارمی دهد. این در حالی است که چنین فعالیت‌ها و سبک‌های ساختمانی، در هر نقطه دیگری از شهر نیز امکان استقرار دارند و ضرورتی برای تحمیل آن‌ها به رشدیه وجود ندارد. این تصمیمات موردی، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت به درآمدزایی سازمان های شهری و افراد سودجو منجر شود، اما در بلندمدت پیامدی جز جوانمرگی ساختمان‌ها، تولید نخاله‌های ساختمانی، افزایش ترافیک، آلودگی صوتی و هوا و نهایتاً فرسایش هویت محله نخواهد داشت. اضمحلال رشدیه، بیش از آنکه تخریب فیزیکی باشد، نتیجه سازوکارهای نهادی و عدول مستمر از روح طرح تفصیلی است. رشدیه یک محله معمولی نیست؛ سندی زنده از امکان شهرسازی انسان‌محور در ایران معاصر است. حفاظت از آن به معنای بازگشت به گذشته نیست، بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده شهر تبریز و حفظ امکان شکل‌گیری میراث معماری معاصر برای نسل‌های بعدی در تبریز و در کل کشور و حتی منطقه است.

علم و تکنولوژی

5 دی 1404

رخدادهای ذوب بی‌سابقه، کاهش یخ‌های قطب شمال را شتاب می‌بخشد

چشمانداز قطب شمال با سرعتی بی‌سابقه در حال تغییر است. علاوه بر افزایش دما، تغییرات اقلیمی موجب بروز دوره‌هایی از ذوب شدید می‌شود؛ رویدادهایی که طی آنها، یخی که پیش از این طی هفته‌ها یا ماه‌ها از بین می‌رفت، در عرض تنها چند روز آب می‌شود. این وقایع روزافزون، پویایی معمول از دست رفتن یخ‌ها را بر هم زده‌اند. آنها وضعیت برف و یخ را که آسیب‌پذیرترین عناصر سامانه اقلیمی قطبی هستند، به‌گونه‌ای بنیادین دگرگون ساخته‌اند. برف‌های انباشته شده در زمستان دیگر جبران‌کننده تلفات تابستان نیست. این تراز سالانه دهه‌هاست که منفی بوده، اما رخدادهای شدید که ممکن است روزها یا هفته‌ها به درازا بکشند، نرخ ذوبی بسیار بالاتر از حالت عادی پدید می‌آورند. اینها امواج گرمایی‌ای هستند که نه با دمای هوا، بلکه با نرخ بالای ذوبی تعریف می‌شوند که برف و یخ را به ناپدیدشدن وامی‌دارد.

آموزش و زندگی

4 آذر 1404

انجمن روان‌شناسی آمریکا: تماشای ویدیوهای کوتاه اینستاگرام باعث «فسیل شدن مغز» می‌شود

سال گذشته اصطلاح «فسیل شدن مغز» (brain rot) به‌عنوان واژه سال فرهنگ لغت آکسفورد انتخاب شد. این عبارت عامیانه اینترنتی در واقع نگرانی‌ها درباره مصرف «مقادیر بیش از حد محتوای کم‌کیفیت آنلاین، به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی» را بازتاب می‌داد. اکنون یافته‌های جدید انجمن روان‌شناسی آمریکا تایید می‌کند که این فسیل شدن مغز نه‌تنها حقیقی و بیش از یک شوخی اینترنتی است، بلکه یک سندروم واقعی عصب‌ـ‌شناختی بوده که آسیب‌های قابل اندازه‌گیری ایجاد می‌کند. مطالعه‌ای با عنوان «خوراک‌ها، احساسات و تمرکز: مرور نظام‌مند و فراتحلیل همبستگی‌های شناختی و سلامت روانی مرتبط با استفاده از ویدئوهای کوتاه» به‌طور مستقیم مصرف محتوای ویدئویی کوتاه در پلتفرم‌هایی مانند تیک‌تاک، اینستاگرام و یوتیوب را به پدیده فرسایش مغز مرتبط کرده است.

کودک و نوجوان

14 آبان 1404

مردی کوچک امروز.... بزرگ تر شده است

پسر کوچولو، نه! مرد کوچک! در دشتِ بی‌انتها، بادِ تندِ غروب می‌زند به صورتش! آی دستِ کوچکش، چوبِ گوسفندان را محکم گرفته، و مادر، با نانِ تازه، منتظرِ مردی است که امروز،...... بزرگ تر شده است

7 شهریور 1404

سفر

3 آبان 1404

قیرمیزی قویروق داش قوشی ،دم‌سرخ ایرانی در عینالی

او پرنده‌ای کوچک و چابک است که در دامنه‌های خشک و سنگی کوهستان عینالی زندگی می‌کند. رنگ بدنش خاکی با دُمی نارنجی‌سرخ است. اغلب روی سنگ‌ها می‌نشیند و حشرات را از روی زمین شکار می‌کند. این عکس‌ها در ماه آبان گرفته شده‌اند، زمانی که پرنده در مسیر زمستان‌گذرانی خود در تبریز دیده می‌شود.

2 ساعت پیش

ماه گرگ ، اولین ابرماه سال 2026

1 روز پیش

یوهان سباستیان باخ – آداجیو از کنسرتوی هارپسیکورد در رِ مینور (BWV 974)

5 روز پیش

موسیقی تبت

6 روز پیش

جنگ فراموش شده روس ها در افغانستان

1 هفته پیش

سینما آریانای کابل با خاک یکسان شد

1 هفته پیش

رخدادهای ذوب بی‌سابقه، کاهش یخ‌های قطب شمال را شتاب می‌بخشد

1 هفته پیش

مسیح دوغولدو - مسیح متولد شد

1 هفته پیش

نار داناسی

1 هفته پیش

چیلله گئجه سی

1 هفته پیش

کنسرتو ویلن و پیانو

7 سال پیش

نارگیل

7 سال پیش

بوکس ، انیمیشن از گری باردین

6 سال پیش

تیاپ، لیاپ و نقاشی -گری باردین

7 سال پیش

زنگ صبح

7 سال پیش

" ای "

6 سال پیش

درد و همدردی - ویلیام کنتریج

6 سال پیش

یادمان - ویلیام کنتریج

6 سال پیش

روباه و موش

6 سال پیش

قصه های من و بابام- درگیری با زنبور !

6 سال پیش

قصه های من و بابام - هدیه !

5 سال پیش

آماده کردن سالاد و ترشی زمستانی ! آشپزی آذربایجان!

5 سال پیش

پیراشکی کلم روی ساج ! آشپزی آذربایجان !

5 سال پیش

کوفته بزباش، اشترودل سیب ! آشپزی آذربایجان !

5 سال پیش

پیتی یا دیزی شکی روی ساج و آتش!غذای آذربایجان!

5 سال پیش

قوتاب ، نان سبزی ! غذای آذربایجان!

5 سال پیش

پیروق ( پای ) پنیر و کمپوت ایت بورنی! آشپزی آذربایجان!

5 سال پیش

تهیه روغن اسطوخودوس و مانتی ازبکستانی ، آشپزی آذربایجان

5 سال پیش

سرخ کردن سیب زمینی ، آشپزی آذربایجان!

5 سال پیش

قندریزی با قیزیل گول یا گل سرخ، آشپزی آذربایجان!

5 سال پیش

سالاد حلقه ای انار ! سفره ی آذربایجان

7 سال پیش

سمفونی حکیم نظامی

7 سال پیش

شور امیروف

7 سال پیش

بورژوازی کوچک کوچک! گفتگو با پسر در تابوت!

7 سال پیش

آینه - صحنه سیرک چارلی چاپلین

7 سال پیش

بچه ها نگاهمان می کنند!

7 سال پیش

بچه ها نگاهمان می کنند!

7 سال پیش

دزد دوچرخه - آخرین سکانس

7 سال پیش

سیاره ها

7 سال پیش

پسر بچه - مراسم صبحانه

7 سال پیش

پسر بچه - شروع کار

6 سال پیش

ابله - اثر آنتون چخوف

5 سال پیش

مسجد بابری ، معمای دمکراسی هندی

5 سال پیش

خط آهنی در صحرا

5 سال پیش

صدای جنگ در قره باغ بلند است! آتش بسی دیده نمی شود. ( الجزیره)

5 سال پیش

گاندی ، تریلر فیلم سال 1982

5 سال پیش

بانک ! فیلم صامت از چارلی چاپلین

5 سال پیش

'گاندی ! فیلم سینمایی زندگی مهاتما

6 سال پیش

فیلم 2016 Mine مین | دوبله فارسی

5 سال پیش

سکانس نگاه به اپ

5 سال پیش

صحنه ای از فیلم " مین "

ارتباط با تبریز امروز

اخبار ، گزارشات ، عکسها و فیلم های خود را برای ما ارسال دارید . برای ارسال میتوانید از طریق آدرس تلگرامی یا ایمیل استفاده کنید.

info@tabriz-emrooz.ir

اشتراک در خبرنامه

برای اطلاع از آخرین خبرهای تبریز امروز در کانال تلگرام ما عضو شوید.

کانل تلگرام تبریز امروز

فرم تماس با تبریز امروز

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تبریز امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
طراحی وتولید توسططراح وب سایت