18 آذر 1396
وارطان اهل تبریز است و خودش نیز علاقه ای بسیار به گفتن این جمله دارد، چون تبریز را بسیار دوست می دارد.کارگاهش حس هنر و زیبایی و لطافت بسیار دارد، مدادهای رنگی گوشه کارگاه ، مجسمه ها ، نقاشی ها ، رنگ و بوم و حس حیات هنر در کنار انسان و لبخند دائمی و شاد هنرمند همه جزوی از آتلیه نقاشی وارطان هستند.
تبریز امروز:
وارطان واهرامیان اهل تبریز است و خودش نیز علاقه ای بسیار به گفتن این جمله دارد، چون می گوید؛ " تبریز را بسیار دوست می دارم ".
در کارگاه نقاشی کوچک اما سه طبقه اش در خیابان شریعتی تبریز پذیرای علاقمندان به نقاشی است ، نقاشی می کشد و به هنرآموزان آموزش می دهد.
کارگاهی که حس هنر و زیبایی و لطافت در آن بسیار است، مدادهای رنگی گوشه کارگاه ، مجسمه ها ، نقاشی ها ، رنگ و بوم و حس حیات هنر در کنار انسان و لبخند دائمی و شاد هنرمند همه جزوی از آتلیه نقاشی وارطان هستند.
او در 27 آبان ماه سال 1334 در تبریز بدنیا آمده است. پدرش آقای گریگور واهرامیان تحصیل کرده نقاشی از دانشگاه مسکو و سال ها پیش از نخجوان به تبریز مهاجرت کرده بود ؛ سبک کار نقاشی پدر ناتورالیسم بود. مادرش خانم ماروسیا نیز که هنرآموز پدر بوده و در ماجرای عاشقانه ی "هنرمند و هنرجو" و یا استاد و شاگرد با او ازدواج می کند، به سبک امپرسیونیست ها نقاشی می کرد و وارطان در خانه ای پر از نقاشی و هنر رشد می کند.
بعد از مرگ زود هنگام پدر، مادر کلاس نقاشی را در خانه اداره می کند و وارطان نیز در کنار مادر قرار می گیرد و نقاشی را می آموزد ، سال ها مسئولیت و هنر همراه زندگی اش می شوند.
مزاحم تلفنی
سمفونی کوهستان
سیزده
وارطان واهرامیان موسیقی نیز کار می کند و همیشه عده ای هنرآموز مشغول آموختن موسیقی از او هستند. عضو هیئت داوران در جشنواره موسیقی سنت پطرزبورگ روسیه بوده است. رهبر گروه کر کلیسای تبریز است ، بر روی اشعار مولانا آهنگ ساخته است و سرودهایی همچون باغ رنگین ، نغمه گل ، ای وطن ، فجر بهمن ، شب انقلاب ، مطلع سپیده ، ای ایران ، پرستوی دل و چراغی از یار، را در فهرست آثار موسیقایی اش دارد. آثارش در هر دو زمینه نقاشی و موسیقی به خارج از کشور نیز رسیده و ثبت و تحت پوشش کپی رایت قرار گرفته است.
در تبریز و در خارج از مرزها نمایشگاه نقاشی برگزار کرده و با سایر نقاشان شهرمان در برگزاری نمایشگاه های گروهی اهتمام نموده است. آثارش ذهن را از مکان و زمان جدا می کنند که در آنها به رستاخیز ، آلام بشری ، ابدیت ، معجزه ، وفاداری ، عشق ، همدردی ، ریاضت و مقاومت پرداخته است.
گذر زمان
مرگ بوفالو
او سبک سورئال در نقاشی را نه یک انتخاب بلکه الزام برای ارائه ذهنیت و افکار و ایده هایش می داند که شاید در سبک های دیگر آنچنان امکان رفتن در اعماق برایش وجود نمی داشت.
Great article. Thank you so much for publishing this. Very interesting read.
اخبار ، گزارشات ، عکسها و فیلم های خود را برای ما ارسال دارید . برای ارسال میتوانید از طریق آدرس تلگرامی یا ایمیل استفاده کنید.