موضوعات تاریخی آفریقایی-آمریکایی و زندگی معاصر سیاهان

نقاشی های جیکوب لارنس + ,ویدئو

تاریخ انتشار : ۰۹:۲۱ ۰۱-۰۴-۱۴۰۱

جیکوب لارنس نقاش آمریکایی به خاطر به تصویر کشیدن موضوعات تاریخی آفریقایی-آمریکایی و زندگی معاصر سیاهان شهرت داشت. لارنس از سبک خود به عنوان "کوبیسم پویا" یاد می کند، اگرچه بنا به نظر خود او تأثیر اولیه آن چنان از هنر فرانسوی نبود که اشکال و رنگ های هارلم بود. او با استفاده از رنگ‌های سیاه و قهوه‌ای که با رنگ‌های زنده کنار هم قرار گرفته‌اند، تجربه آفریقایی-آمریکایی را زنده کرد.

تبریز امروز:

 

جیکوب لارنس نقاش آمریکایی  به خاطر به تصویر کشیدن موضوعات تاریخی آفریقایی-آمریکایی و زندگی معاصر سیاهان شهرت داشت. لارنس از سبک خود به عنوان "کوبیسم پویا" یاد می کند، اگرچه بنا به نظر خود او تأثیر اولیه آن چنان از هنر فرانسوی نبود که اشکال و رنگ های هارلم بود. او با استفاده از رنگ‌های سیاه و قهوه‌ای که با رنگ‌های زنده کنار هم قرار گرفته‌اند، تجربه آفریقایی-آمریکایی را زنده کرد. او همچنین 16 سال به عنوان استاد در دانشگاه واشنگتن تدریس کرد. لارنس یکی از شناخته شده ترین نقاشان آفریقایی-آمریکایی قرن بیستم است که به خاطر تصاویر مدرنیستی اش از زندگی روزمره و همچنین روایت هایی از تاریخ و شخصیت های تاریخی آفریقایی-آمریکایی شهرت دارد. در سن 23 سالگی با تابلوی 60 صفحه ای خود به نام The Migration Series که مهاجرت بزرگ آمریکایی های آفریقایی تبار از مناطق روستایی جنوب به شمال شهری را به تصویر می کشد، شهرت ملی به دست آورد. این مجموعه به طور مشترک توسط مجموعه فیلیپس در واشنگتن دی سی و موزه هنر مدرن (MoMA) در نیویورک خریداری شد. آثار لارنس در مجموعه‌های دائمی موزه‌های متعددی از جمله موزه هنر فیلادلفیا، موزه ویتنی، موزه هنر متروپولیتن، موزه بروکلین، موزه هنر آمریکایی خانه رینولدا و موزه هنر شمال غربی وجود دارد. تابلوی او در سال 1947 به نام سازندگان در کاخ سفید آویزان است. 

  جیکوب لارنس در 7 سپتامبر 1917 در آتلانتیک سیتی، نیوجرسی، جایی که والدینش از مناطق روستایی جنوب مهاجرت کرده بودند، به دنیا آمد. آنها در سال 1924 طلاق گرفتند. مادرش او و دو خواهر و برادر کوچکترش را به سرپرستی در فیلادلفیا فرستاد. هنگامی که او 13 ساله بود، او و خواهر و برادرش به شهر نیویورک نقل مکان کردند، جایی که او دوباره با مادرش در هارلم ارتباط برقرار کرد. لارنس مدت کوتاهی پس از آن زمانی که مادرشان او را در کلاس‌های بعد از مدرسه در خانه‌ای در شهرک هنر و صنایع دستی در هارلم به نام مرکز کودکان اتوپیا ثبت نام کرد تا او را مشغول کند، با هنر آشنا شد. لارنس جوان اغلب با مداد رنگی طرح هایی می کشید. او در ابتدا از نقش و نگارهای فرش مادرش کپی می کرد.

لارنس هم زمان به کودکان مدرسه ای در مدرسه آبراهام لینکلن آموزش می دهد پس از ترک تحصیل در ۱۶ سالگی، لارنس در یک خشکشویی و یک کارخانه چاپ مشغول به کار شد. او به هنر ادامه داد و در کلاس های کارگاه هنری هارلم که توسط هنرمند مشهور آفریقایی-آمریکایی چارلز آلستون تدریس می شد شرکت کرد. آلستون از او خواست تا در مرکز هنری جامعه هارلم به رهبری مجسمه‌ساز آگوستا ساویج شرکت کند. ساویج یک بورس تحصیلی برای مدرسه هنرمندان آمریکایی برای لارنس و یک جایگاه شغلی حقوقی در اداره پیشرفت کار، که در دوران رکود بزرگ توسط دولت فرانکلین دی. روزولت تأسیس شد، دریافت کرد.

لارنس تحصیلات خود را نیز ادامه داد و با آلستون و هنری بنارن، یکی دیگر از هنرمندان رنسانس هارلم، در کارگاه آلستون-بانارن کار کرد. او همچنین در سال 1937 در کارگاه هنری هارلم در نیویورک تحصیل کرد. هارلم برای اکثر هنرمندان سیاهپوست در ایالات متحده آموزش های اساسی ارائه کرد. لارنس یکی از اولین هنرمندانی بود که  توسط جامعه آفریقایی-آمریکایی در هارلم آموزش دید. لارنس در طول فعالیت هنری طولانی خود، بر کاوش در تاریخ و مبارزات آمریکایی های آفریقایی تبار تمرکز کرد. جنبه‌های «سخت، روشن، شکننده» هارلم در طول رکود بزرگ قتصادی، به همان اندازه رنگ‌ها، شکل‌ها و الگوهای داخل خانه‌های ساکنان آن الهام‌بخش لارنس بود. لارنس به مورخ پل کارلستروم گفت: «حتی در خانه مادرم، افراد نسل مادرم خانه‌های خود را به رنگ‌های مختلف تزئین می‌کردند... بنابراین شما می‌توانید به ماتیس فکر کنید.»

 در طول زندگی حرفه ای خود بر اساس نظر رسانه ها. لارنس به خاطر نمایش‌های دراماتیک و پر جنب و جوشش از صحنه‌های معاصر زندگی شهری آفریقایی-آمریکایی‌ها و همچنین رویدادهای تاریخی که همه آن‌ها را در اشکال واضح، رنگ‌های روشن، شفاف، الگوهای پویا، و از طریق وضعیت ظاهری آشکار حرکات به تصویر می‌کشد، توجه زیادی را به خود جلب کرد. . توسن در انری درسال  1989 او در همان ابتدای کارش رویکردی را توسعه داد که باعث شهرت او شد و سنگ محک او باقی ماند: ایجاد مجموعه‌ای از نقاشی‌هایی که داستانی را روایت می‌کنند یا در موارد کمتری جنبه‌های بسیاری از یک موضوع را به تصویر می‌کشند. اولین گزارش های زندگی او از شخصیت های کلیدی دیاسپورای آفریقایی بود.

***

او فقط 21 سال داشت که مجموعه 41 نقاشی او از ژنرال هائیتی توسن لوورتور، که انقلاب بردگان را رهبری کرد که سرانجام به استقلال رسیدند، در نمایشگاهی از هنرمندان آفریقایی-آمریکایی در موزه هنر بالتیمور به نمایش گذاشته شد. به دنبال آن یک سری نقاشی از زندگی هریت تابمن (1938-1939) و فردریک داگلاس (1939-1940) برگزار کرد او که تا کنون به طور معجزه آسایی از نقش ایده های آکادمیک و روش های رایج هنر در امان مانده است، مسیر پیشرفتی را دنبال کرده است که توسط انگیزه های درونی خود دیکته شده است... او با کار در محیط بسیار محدود خلق و خوی مسطح به غنا و درخشندگی دست یافت. هارمونی رنگی قابل توجه و هیجان انگیز...  در 24 ژوئیه 1941، لارنس با نقاش گوندولین نایت، که او نیز شاگرد ساویج بود، ازدواج کرد. وی به آماده‌سازی برای نقاشی‌های او کمک کرد و در زیرنویس‌های نقاشی‌های آثار چند اثر او مشارکت داشت. سری مهاجرت لارنس مجموعه 60 تابلویی از نقاشی‌های روایی را با عنوان مهاجرت سیاه‌پوستان یا و مهاجران ادامه می‌دادند،  که اکنون سری مهاجرت نامیده می‌شود، در سال‌های 1940–1941 او مجموعه اش را تکمیل کرد. این سریال مهاجرت بزرگ را به تصویر می‌کشد، زمانی که صدها هزار آمریکایی آفریقایی تبار پس از جنگ جهانی اول از مناطق روستایی جنوب به شمال شهری نقل مکان کردند. از آنجایی که او در حال کار با موادی بود که به سرعت خشک می‌شد، وی تمام نقاشی‌ها را از قبل برنامه‌ریزی کرد و سپس یک باره نقاشی را می کشید. تک رنگی که در همه صحنه ها از آن استفاده می کرد تا یکنواختی تونال را حفظ کند. تنها پس از آن او به رنگ بعدی ادامه می داد. این مجموعه در گالری داون تاون در روستای گرینویچ به نمایش گذاشته شد، که لارنس را به اولین هنرمند آفریقایی-آمریکایی تبدیل کرد که توسط یک گالری نیویورک به نمایش در می امد. این نمایش به او رسمیت داد. منتخبی از این مجموعه در شماره 1941 مجله فورچون به نمایش درآمد. کل مجموعه به طور مشترک خریداری شد و توسط مجموعه فیلیپس در واشنگتن دی سی، که دارای نقاشی های با اعداد فرد است، و موزه هنر مدرن نیویورک، که دارای شماره زوج است، تقسیم شد. کارهای اولیه او شامل تصاویری کلی از زندگی روزمره در هارلم و همچنین یک سریال مهم به تاریخ آفریقایی-آمریکایی (1940-1941) بود. در سال‌های 1941 تا 1942، مجموعه بیوگرافیک دیگری شامل بیست و دو پانل به جان براون، اختصاص یافت.  لارنس که به سفارش کار می‌کرد، نقاشی‌ها را به عنوان مجموعه‌ای از چاپ‌های سیلک در سال 1977 بازسازی کرد. در سال 1943، هاوارد دوری، که در نیویورک تایمز می نوشت، فکر کرد که لارنس در سری بعدی 30 تصویری خود "با موفقیت بیشتری توجه خود را بر زندگی چند جانبه مردمش در هارلم متمرکز کرده است". او این مجموعه را «یک سند اجتماعی شگفت‌انگیز» نامید و نوشت:رنگ لارنس برای تفاسیر او کاملاً زنده است. یک رویکرد نیمه انتزاعی قوی به او کمک می کند تا به اظهارات اولیه یا کهن الگویی خود برسد. در مواجهه با این اثر احساس می‌شود که گویی تجربه‌ای عنصری خارق‌العاده را تضمین می‌کند. لارنس در استفاده از ریتم و همچنین در طراحی یکتا و روان رشد کرده است.

 در طول جنگ جهانی دوم، لارنس به گارد ساحلی ایالات متحده فراخوانده شد و به عنوان متخصص امور عمومی با اولین خدمه تک نژادی در USCGC Sea Cloud، زیر نظر کارلتون اسکینر، خدمت کرد. او زمانی که در گارد ساحلی بود به نقاشی و طراحی ادامه داد و تجربه جنگ را در سراسر جهان مستند کرد. لارنس در این مدت 48 تابلو تولید کرد که همگی از بین رفته اند. لارنس به درجه افسر خرد درجه سه ارتقا یافت. آثار گم شده در اکتبر و نوامبر 1944، تمام 60 تابلوی مهاجرت به علاوه 8 نقاشی را که لارنس بر روی دریای ابر خلق کرد به نمایش گذاشته شد. او همچنان در یونیفرم خود در مقابل تابلویی قرار گرفت که روی آن نوشته شده بود: "جاکوب لارنس، مجموعه مهاجرت و آثار خلق شده در گارد ساحلی ایالات متحده".

Wait, How Could There Be Lost Wartime Paintings Of Jacob Lawrence? –  greg.org

گارد ساحلی این هشت نقاشی را به نمایشگاه هایی در سراسر ایالات متحده فرستاد. در نابسامانی و تغییرات پرسنلی که در پایان جنگ با اعزام سرباز به وجود آمد، مفقود شدند. پس از جنگ در سال 1945، بورسیه تحصیل هنرهای زیبا توسط بنیاد گوگنهایم به او اعطا شد. در سال 1946، جوزف آلبرز لارنس را برای پیوستن به هیئت علمی برنامه هنر تابستانی در کالج بلک مانتین استخدام کرد. با بازگشت به نیویورک، لارنس به نقاشی ادامه داد، اما افسرده شد. در سال 1949، او خود را در بیمارستان Hillside در کوئینز بستری کرد و یازده ماه در آنجا ماند. او با نقاشی در آنجا، مجموعه بیمارستانی خود را تولید کرد، آثاری که در تمرکز بر حالات عاطفی سوژه هایش به عنوان یک بستری برای اوپیش از آن غیرمشخص بود. بین سال‌های 1954 و 1956 لارنس یک سریال 30 پانلی به نام «مبارزه: از تاریخ مردم آمریکا» تولید کرد که صحنه‌های تاریخی را به تصویر می‌کشید.

Jacob Lawrence: The American Struggle

شامل ارجاعاتی به رویدادهای جاری مانند جلسات استماع ارتش و مک کارتی در سال 1954 است، و گاهی اوقات جنبه های نسبتاً مبهم یا نادیده گرفته شده تاریخ آمریکا را بررسی می کند، مانند یک زن، مارگارت کوکران کوربین، در جنگ یا دیواری که توسط سیاهان برده نادیده ساخته شده بود که از نیروهای آمریکایی محافظت می کرد. نبرد نیواورلئان. لارنس به جای عناوین سنتی، هر تابلو را با یک نقل قول برچسب گذاری کرد، یا برای افزودن صدای فردی به کار خود یا تزریق واژگان سنگین. سخنرانی پاتریک هنری که به خاطر جمله «به من آزادی بده یا به من مرگ بده» معروف است، او با متنی متفاوت توضیح داد: «آیا زندگی آنقدر عزیز است یا آرامش آنقدر شیرین است که به قیمت زنجیر و بردگی خریداری شود». تابلویی که سیاه‌پوستان را در حال مبارزه با بریتانیایی‌ها نشان می‌دهد با این جمله مردی که برای رهایی از بردگی در سال 1773 شکایت کرد، عنوان شده است: "ما هیچ دارایی نداریم! ما زن نداریم! ما هیچ فرزندی نداریم! ما شهر نداریم! هیچ کشوری نداریم!" سه تابلو (تابلوهای  14، 20 و 29) گم شده‌اند، و سه تابلو دیگر فقط در سال‌های 2017، 2020 و 2021 در نمایشگاه قرار گرفتند. سیاست تند اواسط دهه 1950 باعث شد سریال نقاشی های او  نتواند خریدار موزه پیدا کند و تابلوها به یک مجموعه دار خصوصی فروخته شده بود که آنها را دوباره به عنوان آثار جداگانه فروخت. موزه هنر بروکلین یک نمایشگاه گذشته نگر از آثار او در سال 1960 برپا کرد. انتشارات لارنس چندین کار را برای کودکان به تصویر کشیده است. هریت و سرزمین موعود در سال 1968 منتشر شد و از مجموعه نقاشی هایی استفاده کرد که داستان هریت تابمن را روایت می کرد. این کتاب به‌عنوان یکی از بهترین کتاب‌های مصور سال توسط نیویورک تایمز معرفی شد و توسط بوستون گلوب مورد ستایش قرار گرفت: «استعدادهای هنری، حساسیت و بینش نویسنده نسبت به تجربه سیاه‌پوست منجر به ایجاد کتابی شده است که در واقع در درون خواننده، یک کتاب خلق می‌کند. تجربه معنوی." دو جلد مشابه بر اساس مجموعه‌های جان براون و مهاجرت بزرگ او دنبال شد. لارنس برای گزیده‌ای از 18 افسانه ازوپ برای انتشارات آسیاب بادی در سال 1970 تصاویری خلق کرد و انتشارات دانشگاه واشنگتن مجموعه کامل 23 داستان را در سال 1998 منتشر کرد.

 لارنس پس از اولین دوره تدریس خود در کالج بلک مونتین، در چندین مدرسه  از جمله مدرسه جدید برای تحقیقات اجتماعی، لیگ دانشجویان هنر، موسسه پرت،  و مدرسه اسکوهگانتدریس کرد،.او در سال 1970 یک هنرمند مهمان در دانشگاه واشنگتن شد و از سال 1971 تا 1986 استاد هنر آنجا بود. او مشاور فارغ التحصیل لیتوگراف و نقاش آبستره جیمز کلاوسن بود مدت کوتاهی پس از نقل مکان به ایالت واشنگتن، لارنس مجموعه ای متشکل از پنج نقاشی را در سفر به سمت غرب پیشگام آفریقایی-آمریکایی، جورج واشنگتن بوش انجام داد. این نقاشی ها اکنون در مجموعه موزه تاریخ ایالت واشنگتن است. او در این بخش از زندگی حرفه ای خود چندین مأموریت عمده را بر عهده گرفت. در سال 1980، او "اکتشاف"، یک نقاشی دیواری به طول 40 فوت ساخته شده از چینی روی فولاد، شامل دوازده پانل اختصاص داده شده به تلاش دانشگاهی را تکمیل کرد که در مرکز بلک برن دانشگاه هاوارد نصب شد. واشنگتن پست آن را "بسیار پیچیده و در عین حال کاملاً بی تکلف" توصیف کرد و گفت رنگ‌ها کاملاً مسطح هستند، اما از آنجا که چینی لایه‌ای است، و از آنجا که لارنس اینجا و آنجا سایه‌های سیاه قوی نقاشی می‌کند، نقاشی دیواری او ظاهر نقش برجسته‌ای غنی دارد. پر از قافیه های بصری است. صحنه کوچک جان هنری، مرد فولادی، در تابلوی پایانی با تصویری از یک مجسمه‌ساز در صحنه هنری منعکس می‌شود: او به دلایل کاملاً متفاوت، یک سنبله دیگر را به یک قطعه سنگ می‌کوبد. این هنری نیست که آدم از آن خسته شود، زیرا آن کاری نیست که بتوان یکباره خواند. لارنس مجموعه دیگری را در سال 1983 تولید کرد.

Hallie Ford Museum of Art: Jacob Lawrence: The Hiroshima Series

هشت چاپ صفحه نمایش به نام سری هیروشیما. لارنس که برای تهیه تصاویر تمام صفحه برای ویرایش جدیدی از یک اثر به انتخاب خود سفارش کرده بود، هیروشیما اثر جان هرشی (1946) را انتخاب کرد. او چندین بازمانده را در لحظه بمباران در میان ویرانی فیزیکی و عاطفی به زبان تصویری انتزاعی به تصویر کشید تئاتر نقاشی لارنس توسط دانشگاه واشنگتن در سال 1985 سفارش داده شد و در لابی اصلی تالار Meany برای هنرهای نمایشی نصب شد.سالهای گذشته موزه هنر آمریکایی ویتنی در سال 1974 نمایشگاهی از کل زندگی حرفه ای لارنس را به نمایش گذاشت، همانطور که موزه هنر سیاتل در سال 1986 انجام داد. در سال 1999، او و همسرش بنیاد ژاکوب و گوندولین لارنس را برای خلق، ارائه و مطالعه هنر آمریکایی، با تاکید ویژه بر آثار هنرمندان آفریقایی-آمریکایی تأسیس کردند این جزو املاک آنها است و یک آرشیو قابل جستجو از نزدیک به هزار تصویر از کار آنها را حفظ می کند.لارنس تا چند هفته قبل از مرگش بر اثر سرطان ریه در 9 ژوئن 2000 در سن 82 سالگی به نقاشی ادامه داد نیویورک تایمز او را به عنوان "یکی از برجسته ترین نقاشان فیگوراتیو مدرن آمریکا" و "در میان پرشورترین وقایع نگاران بصری تجربه آفریقایی-آمریکایی" توصیف کرد. نقاشی باید سه چیز داشته باشد: جهانی بودن، وضوح و قدرت. وضوح و استحکام به طوری که ممکن است از نظر زیبایی شناسی خوب باشد. جهانی بودن تا برای همه مردم قابل درک باشد» یک نمایشگاه گذشته نگر از آثار لارنس که قبل از مرگش برنامه ریزی شده بود، در مجموعه فیلیپس در می 2001 افتتاح شد و این آثار در موزه هنر آمریکایی ویتنی، موسسه هنرهای زیبای دیترویت، موزه هنر شهرستان لس آنجلس و موزه هنرهای زیبا به نمایش درآمدند . هنر، هیوستون. این نمایشگاه همزمان با انتشار Jacob Lawrence: Paintings, Drawings, and Murals (1935-1999)، A Catalog Raisonne بود.

 

Jacob Lawrence in Times Square: New York City's heavily trafficked public  art | Materials for the Arts

آخرین کار عمومی سفارش داده شده او، نقاشی دیواری موزاییکی نیویورک در ترانزیت ساخته شده از شیشه مورانو در اکتبر 2001 در ایستگاه مترو میدان تایمز در شهر نیویورک نصب شد

همسرش گوندولین نایت بعد از او در سال 2005 در سن 91 سالگی درگذشت.

 

 

برگردان از منابع انگلیسی : کاوه وحیدی آذر


نظرات کاربران


@