اثر لئو تولستوی

انیمیشن ارباب و مرد دهقان + ویدئو

تاریخ انتشار : ۱۶:۲۲ ۱۸-۰۶-۱۴۰۰

امروز سالروز تولد لئو تولستوی است ؛ داستان کوتاه ارباب و مرد دهقان با عنوان Хозяин и работник نوشته لئو تولستوی در سال 1895 توسط تام تاسل به شکل انیمیشن ارائه شده است .......... ماجرای داستان به این صورت است که ؛ ارباب واسیلی آندریویچ برخونوف یکی از رعیت های خود به نام نیکیتا را برای سفری کوتاه با سورتمه می برد. آنها برای دیدار با صاحب زمین دیگری سفر می کنند تا واسیلی آندریویچ بتواند یک جنگل بخرد. او بی حوصله است و تلاش دارد، خود را زودتر به آنجا برساند تا قبل از سایر مدعیان در خانه مالک جنگل حاضر شود . . ......و تولستوی یکی از موضوعات معروف خود را تکرار می کند: این که تنها خوشبختی واقعی در زندگی با زندگی برای دیگران معنی می یابد .

تبریز امروز:

 

 امروز سالروز تولد لئو تولستوی است ؛ داستان کوتاه ارباب و مرد دهقان نوشته لئو تولستوی توسط تام تاسل به شکل انیمیشن ارائه شده است .

این داستان با عنوان Хозяин и работник یک داستان کوتاه از لئو تولستوی در سال 1895 است.

ماجرای داستان به این صورت است که ، ارباب واسیلی آندریویچ برخونوف یکی از رعیت های خود به نام نیکیتا را برای سفری کوتاه با سورتمه می برد. آنها برای دیدار با صاحب زمین دیگری سفر می کنند تا واسیلی آندریویچ بتواند یک جنگل بخرد. او بی حوصله است و تلاش دارد، خود را زودتر به آنجا برساند تا قبل از سایر مدعیان در خانه مالک جنگل حاضر شود .

این دو مرد خود را در میان کولاک می بینند ، اما ارباب از بخل خود ، می خواهد با فشار راه را ادامه دهند. به دلیل بارش برف ، آنها  راه خود را در جاده پیدا نکرده و گم می شوند. ارباب و دهقان سرانجام خود را در یک شهر می بینند و برای استراحت توقف می کنند. واسیلی آندریویچ تصمیم می گیرد که باید به خانه برگردند.

مردان در راه از جاده خارج می شوند و راه را گم می کنند و اسب خسته می شود ، بنابراین تصمیم می گیرند شب را بخوابند و صبح مجددا راه خود را پیدا کنند. نیکیتا که برعکس  واسیلی آندریویچ لباس گرمی ندارد ، به زودی خود را در معرض مرگ ناشی از سرمازدگی می بیند.

واسیلی آندریویچ تصمیم می گیرد تا نیکیتا را ترک کرده بگذارد تا او بمیرد و خود به تنهایی سوار اسب می شود. او در میان برف به دور خود می چرخد ​​و سرانجام از اسب می افتد و دوباره خود را در کنار نیکیتا و سورتمه می بیند. ارباب به وحی معنوی/اخلاقی تنهایی دست می یابد و تولستوی یکی از موضوعات معروف خود را تکرار می کند: این که تنها خوشبختی واقعی در زندگی با زندگی برای دیگران معنی می یابد .

آنگاه ارباب بر روی دهقان دراز می کشد تا او را در طول شب سرد گرم نگه دارد. صبح ، دهقانان سورتمه ای را بیرون می کشند که تنها در نیم مایلی از شهر فاصله داشت. روستائیان واسیلی آندریویچ و اسب را مرده می بینند، اما نیکیتا هنوز زنده است.

 

توفیق وحیدی آذر


نظرات کاربران


@