اين، نگاه به درون نيست

تاریخ انتشار : ۱۶:۵۲ ۱۶-۰۱-۱۴۰۰

توصيه دقيق و کارساز «نگاه به درون به جاي نگاه به بيرون» که بارها در کلام رهبري در سال‌هاي سخت محاصره اقتصادي و تحريم‌هاي ظالمانه آمريکا تکرار شد و هنوز نيز ايشان بر آن تأکيد دارند، ايجاب مي‌کند مشکلاتمان را در تمام زمينه‌ها با تکيه بر نيروها و امکانات داخلي حل کنيم. براي عمل به اين توصيه، دو اهرم قوي در اختيار داريم؛ نيروي انساني با استعداد و ثروت‌هاي زيرزميني و روي زميني فراوان که ايران پهناور از آن برخوردار است. آنچه کم داريم، مديريت صحيح براي بکارگيري نيروي انساني و استفاده بهينه از امکانات و ثروت‌ها براي سرعت بخشيدن به چرخ‌هاي پيشرفت کشور است.

تبریز امروز:

توصيه دقيق و کارساز «نگاه به درون به جاي نگاه به بيرون» که بارها در کلام رهبري در سال‌هاي سخت محاصره اقتصادي و تحريم‌هاي ظالمانه آمريکا تکرار شد و هنوز نيز ايشان بر آن تأکيد دارند، ايجاب مي‌کند مشکلاتمان را در تمام زمينه‌ها با تکيه بر نيروها و امکانات داخلي حل کنيم.
براي عمل به اين توصيه، دو اهرم قوي در اختيار داريم؛ نيروي انساني با استعداد و ثروت‌هاي زيرزميني و روي زميني فراوان که ايران پهناور از آن برخوردار است. آنچه کم داريم، مديريت صحيح براي بکارگيري نيروي انساني و استفاده بهينه از امکانات و ثروت‌ها براي سرعت بخشيدن به چرخ‌هاي پيشرفت کشور است.
شوربختانه بايد اعتراف کنيم رفتار دستگاه‌هاي مختلف و متوليان امور با نيروهاي انساني در کشورمان بگونه‌ايست که به جاي جذب موجب دفع آنها مي‌شود. فرار مغزها و مهاجرت هزاران نفر از نيروهاي تحصيل‌کرده و کاردان به کشورهاي ديگر، نتيجه همين بي‌اعتنائي‌ها به نيروهاي انساني است. همه مي‌دانيم که بزرگ‌ترين مراکز علمي جهان از قبيل «ناسا» را دانشمندان ايراني اداره مي‌کنند و بهترين پزشکان کشورهاي اروپائي و آمريکائي، ايرانيان مهاجري هستند که نتوانسته‌اند در وطن خودشان زمينه مناسبي براي کار پيدا کنند.
نمي‌خواهيم بر تفکر مهاجرت از کشور و خدمت به کشورهاي ديگر صحه بگذاريم ولي اين واقعيت را نمي‌توان منکر شد که زمينه کار و خدمت در کشورهاي ديگر فراهم‌تر است و همين امر موجب شده دانشمندان ايراني اقامت و کار در آن کشورها را بر حضور در کشور خود ترجيح دهند. اين درست است که عِرق وطن‌دوستي بايد انگيزه ماندن در وطن و تحمل سختي‌ها را در ما ايرانيان به وجود بياورد و ما را از مهاجرت به کشورهاي ديگر منصرف نمايد ولي روي ديگر اين سکه اينست که مسئولين نيز موظفند زمينه‌هاي ماندن در کشور را براي کساني که چنان انگيزه‌هائي ندارند نيز فراهم سازند. اين تلاش بايد چنان باشد که حتي جاذبه‌هائي براي جذب دانشمندان ساير کشورها و ايجاد انگيزه در آنها براي خدمت در ايران پديد آورد و ايران را به بزرگ‌ترين مرکز تجمع متفکران و دانشمندان جهان تبديل کند. رفتار ما نه‌تنها اين‌گونه نيست، بلکه شرايط را طوري رقم مي‌زند که ديگران رغبتي به جذب شدن به ايران ندارند و بسياري از دانشمندان ايراني نيز رغبتي به ماندن در وطن خود ندارند.
در بخش ثروت‌هاي زيرزميني و روي زميني و امکانات فراواني که ايران به عنوان يک کشور ثروتمند دارد، نکات زيادي وجود دارند که يکي از آنها خام‌فروشي و ديگري وجود مشکلات فراوان بر سر راه مردمي است که مايل به تبديل ثروت‌هاي بالقوه به ثروت‌هاي بالفعل هستند. علاوه بر وجود قرطاس‌بازي‌ها، مقررات دست و پاگير، فساد نهادينه‌شده در سيستم پولي و بانکي و رانت‌خواري‌ها، حتي به بخش‌ مهمي از قانون اساسي که تشکيل تعاوني‌ها را براي حضور اقشار خرده‌پا در نظام اقتصادي و توليدي کشور توصيه مي‌کند، عمل نمي‌شود. ايران ما، زمينه‌ بسيار مساعدي براي کشاورزي دارد ولي بي‌توجهي به نيازهاي درازمدت کشور موجب شده زمين‌هاي کشاورزي به ويلاهائي براي طبقات برخوردار تبديل شوند و صاحبان خرده‌پاي زمين‌هاي کشاورزي با محروم شدن از اين زمين‌ها از توليدکننده به مصرف‌کننده تبديل شوند و کشور به تدريج به طرف يک جامعه مصرفي‌شدن به پيش برود و به بيرون وابسته شود.
ما به جاي اينکه منابع و ثروت‌هاي کشور را در اختيار ديگران قرار دهيم تا آنها را براي ما نقد کنند، بايد راه را براي نيروهاي انساني مستعد و کاردان داخلي باز کنيم تا با تکيه بر خودمان ثروت‌هاي بالقوه را نقد کنيم و در پرتو اين کار، علاوه بر توليد ثروت، به اشتغال‌زائي هم کمک نمائيم. نگاه به درون را اينگونه مي‌توان محقق کرد نه سپردن منابع و امکانات داخلي به اين و آن. تفاوتي هم ميان شرق و غرب وجود ندارد، اگر قرار است نگاهمان به بيرون نباشد، نه بايد به غرب تکيه کنيم و نه به شرق.
اگر مشکل ما نداشتن پول لازم براي سرمايه‌گذاري است، آن را هم به کمک مردم در داخل و ايرانيان خارج از کشور مي‌توان تأمين کرد. کافي است موانع را برطرف و تضمين‌هاي لازم را تأمين کنيم. قطعاً در چنان حالتي سرمايه‌هاي فراواني از خود ايراني‌ها به کشور سرازير خواهد شد حتي بسيار بيشتر از آنچه چين وعده آن را داده است.
برخورداري از تعامل متوازن به معناي داشتن روابط بازرگاني و انواع روابط فني و صنعتي و علمي با ديگران براي کشور لازم و اجتناب‌ناپذير است ولي سپردن کارها به بيگانگان، را نمي‌توان با سياست «نگاه به درون» توجيه کرد. امضاء سند 25 ساله با چين، نگاه به درون نيست بلکه نگاه به بيرون است. ما با اين اقدام، از ترس مار غاشيه به اژدها پناه برده‌ايم، آنهم اژدهاي زرد!


نظرات کاربران


@