توفیق وحیدی آذر

چاره گذر از بحران ها ! توانایی های مدیر و معرفت ها و ارزش های اخلاقی تولید !

تاریخ انتشار : ۱۶:۱۲ ۱۴-۰۱-۱۴۰۰

جامعه ما هنوز له کردن جوجه های زنده و چند روزه را با لودر و دستگاه های وحشتناک فراموش نکرده است ! که چگونه معرفت ها و ارزش های اخلاقی در زیر سنگینی چرخ های لودر ها له شدند. تولید و توزیع برای خواص نه عامه مردم و توده ، خارج از معرفت های اخلاقی و ارزش ها است و به مثابه سوراخ کردن کشتی هایی است که نه از برکت صلاحیت بلکه از ویژه خواری نصیب این مدیران ناکارآمد شده است. کشتی های سوراخ توان حمل کاپیتان های نالایق شان را هم نخواهند داشت، چه بهتر درایت به خرج دهند که اگر خود نتوانند مدیران بالادست آنان چاره ای جز خردمندانه رفتار کردن نخواهند داشت ؛ که در هر صورت این سلسله معیوب ، ناتوان از ادامه کار خواهد بود ....................بحث چندین " ام " یا در زبان فارسی " میم " همچنان در تحلیل این ماجرا قابل دقت است. تولید هرچه باشد از محصول صنعتی تا ارائه خدمات با چندین "میم" مرتبط است ! میم اول "مواد اولیه" ، میم دوم "ماشین آلات و متد" ، میم سوم "منابع مالی" و میم چهارم "منابع انسانی" و میم پنجم و مهم ترین آنها " مدیریت " کار است ، گاه میم دیگری بنام " مشتری " نیز از عوامل تولید محسوب می گردد ! اما " میم " دیگر که بر این مجموعه وارد شده است و بقول معروف میم بعلاوه یا میم پلاس از عناصر مهم است " معرفت ها و ارزش های اخلاقی " تولید می باشد.

تبریز امروز: 

 

یکی از چلوپزهای تبریزی بر این باور عجیب بود، که فقیر فقرا را چه به چلوکباب خوردن !؟ این موضوع بسیار عجیب بود ، چشم تنگی وی باعث می شد که نتواند مشتریان با سر و وضع نابسامان را تحمل کند و به آنان غذای خوب بدهد ! او دوست داشت به افراد صاحب قدرت و کسبه پر توان در چهار راه شهناز غذا بدهد و وقتی بر روی شیشه اش تابلوی " غذا آماده " را نصب می کرد؛ تنها انتظار افراد خاص را می کشید ؛ چلوکباب او برای فقرا متفاوت از چلوکبابش برای دیگران بود ! اکنون سال هاست که مغازه چلوکبابی به شکلی دراماتیک و دردناک اجاقش خاموش شده و گرد و غبار پنجره هایش را فرا گرفته است.

*

وقتی فرزند خوش خیال و ساده لوح یکی از کارمندان دولت به کلمه ای خاص به نام " ژن برتر " اشاره کرد ،سر و صداها بلند شد و این کلمه به یک اسم خاص مانند " گوگل کردن " یا " کردانیسم " تبدیل شد ؛ همه با طنز از این از هزل گویی رد شدند و بهایی به آن ندادند ! اما او بسادگی و از سر سادگی و شاید از ناشیگری ماجرا را زودتر از دیگر آقازاده ها لو داد ! باید سال ها صبر می کرد تا وقتی از برتر بودن " ژن " صحبت می شد همه او را باورش می کردند. اما حنای دست او در مقابل جوانان باسواد و تحصیل کرده و خانواده هایشان که در رویای اشتغال فرزند باهوش و زحمتکش خود بودند بسرعت رنگ باخت.

*

ناپدید شدن مرغ از غرفه فروشگاه ها و ایستادن به صف خرید یک یا دو عدد مرغ لاغر و خالی بودن غرفه فروشگاه های عرضه کننده مرغ نشان مشخصی از عدم حصول به هدف سال مبتی بر جهش در تولید است ! مرغی که در قفسه های تمام فروشگاه وجود داشت ناگهان جا خالی می دهد و از سفره مردم خارج می شود ؛ پیشتر نیز اشاره کرده ام ، بحث کرامت انسانی همراه با تیرگی شیوع بیماری کرونا نیز تحت شعاع این ماجراست ؛ چگونه می توان ساده ترین غذای مردم را از دستشان گرفت ؟ و در کنارش آنان را در معرض کرونا قرار داد؟

*

بحث چندین " ام " یا در زبان فارسی " میم " همچنان در تحلیل این ماجرا قابل دقت است. تولید هرچه باشد از محصول صنعتی تا ارائه خدمات با چندین "میم" مرتبط است ! میم اول "مواد اولیه" ، میم دوم "ماشین آلات و متد" ، میم سوم "منابع مالی" و میم چهارم "منابع انسانی" و میم پنجم و مهم ترین آنها " مدیریت " کار است ، گاه میم دیگری بنام " مشتری " نیز از عوامل تولید محسوب می گردد ! اما " میم " دیگر که بر این مجموعه وارد شده است و بقول معروف میم بعلاوه یا میم پلاس از عناصر مهم است " معرفت ها و ارزش های اخلاقی " تولید می باشد.

*

به نظر می رسد در ماجرا تولید و جهش آن دو نقطه اساسی فراموش شده اند " میم " مدیر است و میم دیگر" معرفت ها و ارزش های اخلاقی " آن !

توزیع مرغ اکنون به شکلی زشت طبقاتی شده است ؛ پای مرغ و امعا و احشا آن در همه جا به وفور توزیع می گردد! که صاحبان و مشتریان آن ها مشخص هستند؛ فقرا و با کلی شرم و خجالت .......خانه اغنیا !

فروشگاه های شهری که هر از گاهی بدون رعایت پروتکل های بهداشتی به توزیع مرغ می پردازند که زشت ترین تصویر ممکن در جامعه ای است که زیر ذره بین نگاه مسلمانان و غیر مسلمانان و همسایگان و دوستان و دشمنان ما قرار دارد، چگونه انتظار دارید معلم های بازنشسته و شاغل و استادان بازنشسته و کارمندان شریف و اصناف تحت فشار بتوانند در این صف های ناگهانی مایحتاج غذایی روزانه خود را پیدا کنند ! آن هم در سرزمینی غنی که با این همه بریز و بپاش ها و ربودن پول هایش و بلوکه شدن ثروت هایش همچنان بی حد و حساب برای فوتبال و مربی خارجی اش ، سفرهای خارج از کشور مدیر کوتوله ها و خانم هایشان هزینه می کند.

سهم دیگران یعنی آنان که " ژن برتر " دارند در فروشگاه های زنجیره ای همیشه تخفیف دار است که مرغ را حتی تا چهار برابر گران تر و با آرایش و بسته بندی تحویل مشتریانش می دهد که محل توزیع آشغال هایش از پیش مشخص شده اند . شاید ژن برتر می خواهد مانند آنچه در آن آگهی و بنر در دیوار شهر آمده است، متفاوت و خاص باشد.

*

زمانی در دوران آزتک ها در امریکای جنوبی زیبا رویان قبیله برای خدایان آب و آتش و باد قربانی می شدند و زمانی در نزدیکی های ما گفته می شود کودکان و جوانان هوشمند قربانی شدند .زوال زیبایی و زوال هوش نصیب این اقوام گردیدند و آزتک ها در طول تاریخ از زیبایی سیما بی بهره شدند. عدم تغذیه صحیح مردم ضعف جسمانی و نازیبایی و صدها درد و بیماری و بلا را باخود خواهد داشت تا شاید خصم های برون بتوانند خود با این تدبیر و بکارگیری مدیران و افراد ناتوان خود را برتر بنمایانند و این امکان ناپذیر و آرزوی غیر قابل دسترس برای آنان خواهد بود که البته ناکام سازی آن با هشیاری مردمان خواهد بود .

*

جامعه ما هنوز له کردن جوجه های زنده و چند روزه را با لودر و دستگاه های وحشتناک فراموش نکرده است ! که چگونه معرفت ها و ارزش های اخلاقی در زیر سنگینی چرخ های لودر ها له شدند. تولید و توزیع برای خواص نه عامه مردم و توده ، خارج از معرفت های اخلاقی و ارزش ها است و به مثابه سوراخ کردن کشتی هایی است که نه از برکت صلاحیت بلکه از ویژه خواری نصیب این مدیران ناکارآمد شده است. کشتی های سوراخ توان حمل کاپیتان های نالایق شان را هم نخواهند داشت، چه بهتر درایت به خرج دهند که اگر خود نتوانند مدیران بالادست آنان چاره ای جز خردمندانه رفتار کردن نخواهند داشت ؛ که در هر صورت این سلسله معیوب ، ناتوان از ادامه کار خواهد بود .

جهش تولید و وفور محصول در بازار های مصرف تنها با مدیران توانمند و هوشمند و بادرایت و باسواد و بقول استادمان حاج آقا لطفی وند که در کلاس روایت کردند"المومن کیس فطن, حذر" که طمعی در اموال عمومی ندارند و از کار خود لذت می برند و دارای انگیزه های عقلانی هستند ، ممکن است! آنها که معرفت های اخلاقی و ارزش های تولید را درک کرده اند! و عاقلانه و با کیاست مدیریت می کنند ! نه آنانکه با دم جنبانکی و سند سازی و نامحرمی ، که سازمان های بیدار را متلاشی و سپس به خواب برند و آنها را سود ده جلوه گر نمایانند تا آن روزی که کشتی کج شود؛ سر به خصوصی سازی بزنند و کشتی کج را تحویل دهند و سر ناخدایی کشتی سالمی دیگر روند !!!

 

توفیق وحیدی آذر


نظرات کاربران


@