"این یک ابراز عشق است. این چیز اساسی است که مرا راهنمایی می کند و به کارم قدرت می بخشد. زیرا اگر چیزی را دوست دارید ، آن را بهتر درک می کنید.

اسماعیل گلگی، خطاط و نقاش آبستره + ویدیو

تاریخ انتشار : ۱۳:۲۰ ۱۳-۰۱-۱۴۰۰

اسماعیل گلگی در زمان مرگ ناگهانی خود در سال 2007 ، مشهورترین هنرمند پاکستان بود. او نه تنها به دلیل استعداد بسیار زیاد خود به عنوان یک نقاش و مجسمه ساز محبوب بود ، بلکه همچنین به دلیل ایجاد میراثی منحصر به فرد از درک که باعث می شود هنر انتزاعی در دسترس همه افراد قرار گیرد. هنگامی که برای اولین بار در دهه 1940 نقاشی را شروع کرد ، گلگی به طور موقت در ایالات متحده زندگی می کرد و در آنجا برای مهندسی ابتدا در دانشگاه کلمبیا و سپس هاروارد آموزش می دید. ریشه درک او از جهان در دو دیدگاه بود: یکی منطقی و سازنده. دیگری نظری و انتزاعی بود. ذهن مهندسی او درک کرد که هر بخش ، عمل ، ژست ، ماده ، نیرو یا تکنیکی که ممکن است خودش به تنهایی با آن کار کند ممکن است ناچیز باشد ، اما با ترکیب روش مناسب آنها می توانند برای ایجاد چیزهای خارق العاده مانند ماشین ، پل ، یک خانه ، یا یک سد عمل نمایند. این درک کار مهندسی او را آگاه می کند و همچنین بخشی مهم از هنر او محسوب می شود. گلگی به عنوان یک نقاش خودآموخته ، کار نقاشی را شروع کرد. .........در سال 1960 ، پس از دیدن نمایشگاهی از آثار الین همیلتون ، نقاش اکشن در کراچی ، بیشتر جنبه های نظری نقاشی را درک کرد. او به جای تمرکز بر ایجاد تصاویر کاربردی ، شروع به ساختارشکنی در روند کار کرد. وی نیروهایی را که تصویری را در جای خود نگه داشته اند بررسی کرد: ضربات قلم مو ، خطوط ، رنگ ها ، اشکال و فرم هایی که با هم همکاری می کنند تا ویژگی اصلی تصاویر را به آنها بدهند. او دید که هر یک از آن عناصر حقیقت و زیبایی خاص خود را دارند. این تحقق کار او را دگرگون کرد و او را در راهی قرار داد که به مهمترین پیشگام هنر انتزاعی پاکستان قرن 20 تبدیل شود.

تبریز امروز:

 اسماعیل گلگی در زمان مرگ ناگهانی خود در سال 2007 ،مشهورترین هنرمند پاکستان بود. او نه تنها به دلیل استعداد بسیار زیاد خود به عنوان یک نقاش و مجسمه ساز محبوب بود ، بلکه همچنین به دلیل ایجاد میراثی منحصر به فرد از درک که باعث می شود هنر انتزاعی در دسترس همه افراد قرار گیرد. هنگامی که برای اولین بار در دهه 1940 نقاشی را شروع کرد ، گلگی به طور موقت در ایالات متحده زندگی می کرد و در آنجا برای مهندسی ابتدا در دانشگاه کلمبیا و سپس هاروارد آموزش می دید. ریشه درک او از جهان در دو دیدگاه بود: یکی منطقی و سازنده. دیگری نظری و انتزاعی بود. ذهن مهندسی او درک کرد که هر بخش ، عمل ، ژست ، ماده ، نیرو یا تکنیکی که ممکن است خودش به تنهایی با آن کار کند ممکن است ناچیز باشد ، اما با ترکیب روش مناسب آنها می توانند برای ایجاد چیزهای خارق العاده مانند ماشین ، پل ، یک خانه ، یا یک سد عمل نمایند. این درک کار مهندسی او را آگاه می کند و همچنین بخشی مهم از هنر او محسوب می شود. گلگی به عنوان یک نقاش خودآموخته ، کار نقاشی را شروع کرد. در دهه 1950 ، نقاشی های واقع گرایانه وی توجه ثروتمندان و قدرتمندان را به خود جلب کرد و صدها سفارش تصویرگری را از خانواده های سلطنتی افغانستان و عربستان و چندین رئیس جمهور آمریکا برای او به ارمغان آورد. در سال 1960 ، پس از دیدن نمایشگاهی از آثار الین همیلتون ، نقاش اکشن در کراچی ، بیشتر جنبه های نظری نقاشی را درک کرد. او به جای تمرکز بر ایجاد تصاویر کاربردی ، شروع به ساختارشکنی در روند کار کرد. وی نیروهایی را که تصویری را در جای خود نگه داشته اند بررسی کرد: ضربات قلم مو ، خطوط ، رنگ ها ، اشکال و فرم هایی که با هم همکاری می کنند تا ویژگی اصلی تصاویر را به آنها بدهند. او دید که هر یک از آن عناصر حقیقت و زیبایی خاص خود را دارند. این تحقق کار او را دگرگون کرد و او را در راهی قرار داد که به مهمترین پیشگام هنر انتزاعی پاکستان قرن 20 تبدیل شود.

 یکی از راه هایی که گولگی به مردم کمک کرد تا درک گسترده تری از انتزاع داشته باشند این است که او از هنر به عنوان نوعی زبان سه بعدی قدردانی می کند. حروف و کلمات نوشته شده فقط اشکالی است که با افکار جاسازی شده است. با هم ترکیب می شوند ، عباراتی می شوند که می توانند اعمال را القا کنند. نقاشی ها ، مجسمه ها ، موسیقی و رقص یکسان است. آنها مظاهر اندیشه هستند ، که می توانند عمل را نیز القا کنند. Gulgee هنگامی که برای اولین بار نقاشی اکشن را تجربه کرد ، آن را تکنیکی اصطلاحی می دانست - یکی از توانایی ایجاد آثاری با قطعات منفرد که مشخص نیست ، اما با این وجود می توانند برای انتقال یک بیان معنی دار ترکیب شوند. نقاشی های اکشن او ژست را بعنوان عنصر اساسی هنر جدا می کند. ضربه های سرسبز و ناپایدار روی بوم سر می خورند و بیانگر حرکت و انرژی ضروری برای ارتباطات انسانی هستند. این نقاشی ها خطاطی خوانده می شوند ، نه به این دلیل که لزوماً از نوشتارهای خاص تقلید می کنند ، بلکه به دلیل تکیه بر همان نوع انعطاف پذیر ، منحنی ها ، خطوط و مورب هایی است که به خوشنویسی زیبایی می بخشد.

از نظر معنوی ، گلگی تحت تأثیر تصوف ، جنبه عرفانی اسلام قرار گرفت - بخشی که مومنان را به تأمل در باطن دعوت می کند. درست مانند سنتهای عرفانی هندوئیسم یا مسیحیت ، تصوف برخی از مراقبه های تکراری و فعال بدنی را به عنوان راهی برای رهایی از قدرت نفسانی تشویق می کند. در حالی که مسیحیان تسبیح و هندوها مال خود را دارند ، صوفیان آداب و رسوماتی مانند چرخیدن دارند. دراویش یا زاهدان صوفیه در حلقه های تکراری می چرخند تا خود را از خواسته های شخصی نجات دهند و به جوهر الهی نزدیک شوند. خطوط منحنی ، منحنی ها و خطوطی که گلگی در نقاشی های انتزاعی خود کاوش کرده است ، مستقیماً به حرکت دراویش چرخان مربوط می شود. آنها تجسم همان بیان انرژی اساسی جهان است ، که به ما یادآوری می کند که ما از یکدیگر جدا نیستیم ، بلکه بخشی از چیزی وسیع و مرتبط هستیم.

 

فرمهای نامشهود
همانطور که گلگی تسلط خود را بر انتزاع حرکتی داشت ، ضربات قلم موی او به تدریج از الگوهای قابل تشخیص تقلید کرد. اصطلاحات نامحسوس فشار او بیشتر و بیشتر به شخصیتهای نوشتاری واقعی مربوط می شد. بسیاری از آثار بعدی او تصاویر مجازی از کلمات و عبارات اسلام را ارائه می دهند. برای کسی که نمی تواند این نمادها را بخواند ، ممکن است تفاوت کمی بین نقاشی های ژست کاملاً انتزاعی و نقاشی های خوشنویسی او از قسمت های قرآن باشد. برای کسانی که می توانند نمادها را ترجمه کنند ، لایه های اضافی معنای قابل دسترسی است. در عین حال ، درک نمادها لایه های معنایی بالقوه کار را نیز محدود می کند. وقتی می توانیم این آثار را بخوانیم ، دیگر سعی در درک رمز و راز اصلی آنها نداریم. وقتی می بینیم یک رنگ پرشور ، پرانرژی و رنگارنگ وجود دارد ، ممکن است همان نیروهایی را که سیارات را به دور خورشید می رانند ، یا یک رقاص را در اطراف یک زمین رقص درک کنیم. وقتی می بینیم که در همان چرخش رنگ یک فرمان نوشتاری وجود دارد ، جنبش جهانی شخصیت آن به آسمان می شود و مجبور می شویم به معنای مجازی شکل واکنش نشان دهیم.

 چیزی که برای گلگی مهم بود این بود که مردم روزمره از کار او قدردانی می کردند. این یکی از دلایلی است که وی بین انتزاع ناب و شکل گیری خوشنویسی در نوسان است. او با ساختارشکنی در نوشتن  و بررسی عناصر انتزاعی ترکیب شده برای ساخت تصاویر زبانی ، چیزی پیچیده را به روشی ساده و زیبا بیان کرد. وی افرادی را که ممکن است به طور معمول احساس نمی کنند در مکالمه هنری انتزاعی گنجانده است ، با این مفهوم که در شرایط مختلف علانم انتزاعی می توانند نوع دیگری از ماده را ایجاد کنند ، ارتباط داد. آثار او بیانی شاعرانه از اینکه چگونگه  هدف می تواند با انرژی برای ایجاد عمل ترکیب شود و اینکه چگونه عمل می تواند احساس و ایده ها را منتقل کند. او مانند یک مهندس پلی ساخت - این پل بین انتزاع و شکل گیری بود. بین هنر و زندگی روزمره! به گفته خودش ، این همان چیزی است که او امیدوار است میراثش باشد. همانطور که او در مصاحبه ای که درست قبل از مرگ ضبط شده بود ، کار خود را توصیف کرد ، "این یک ابراز عشق است. این چیز اساسی است که مرا راهنمایی می کند و به کارم قدرت می بخشد. زیرا اگر چیزی را دوست دارید ، آن را بهتر درک می کنید.


نظرات کاربران


@