نقاشی پابلو پیکاسو

گرنیکا ، "تصوير همه شهرهای بمباران‌شده"

تاریخ انتشار : ۲۰:۲۵ ۲۶-۰۷-۱۳۹۹

تابلوی پيکاسو يک ویِژگی برجسته دارد و آن هم استفاده صرف از رنگ‌های سياه و سفيد با سايه‌های خاکستری است. اين شگرد پيام نمادين اثر را پررنگ‌تر کرده و در القای بيشتر کوبندگی آن موثر افتاده است. همه اين ويژگی‌ها اثر پيکاسو را حاوی پيام و نشانه‌ای می‌کنند عام و فراگير که مرزهای گرنيکا و اسپانيا را درمی‌نوردد و ابعادی جهانی می‌يابد. پيکاسو خود به درستی گفته است گرنيکا "تصوير همه شهرهای بمباران‌شده" است.

تبریز امروز:

گرنیکا

گرنیکا ماجرای اغلب جنگ های امروزی است؛ جنگ اخلاقی ؛ جنگ محترمانه معنی چندانی نمی تواند داشته باشد، جنگ جنگ است . بمب شیمیایی ،انداختن موشک و کشتن غیرنظامیان، جنگ و تحریم دارو و غذا ، استفاده و بقولی سواستفاده از کودکان و وارد کردن آنان به صحنه جنگ ! و کشتن معصومیت کودکانه در آنان !

***

ژنرال فرانکو تحمل جمهوری نوپای اسپانیا را نداشت و کلیسا همراه او بود ، از آلمانی ها در خواست بمباران گرنیکا را در باسک اسپانیا کرد ، سه ونیم ساعت بمباران ادامه داشت ، آنچه که از شهر و انسان ها ماند و آنچه که بسر شهر آمده بود در تابلو پابلو پیکاسو نمود یافت ! 

در این کار پیکاسو گاو نر نمادی از فرانکو است، فرانکو که گروهش فالانژ نام دارد ، از آلمان‌های نازی می‌خواهد که به دستور خودش آن شهر را بمباران کنند. چهره گاو در تصویر گرنیکا بی‌تفاوت است که این نشان‌دهنده بی‌تفاوتی فرانکو به عذابی است که در تابلو هم به تصویر کشیده شده‌است. اسب نماد نجابت، شرافت و آزادی است. در این تابلو همه عناصر نیمرخ هستند و فرشته به سمت چپ است؛ که منظور از چپ بودن فرشته حرکت به سمت چپ است. لامپی که بالای آن چراغ نفتی خاموش قرار گرفته شده‌ است اشاره به تکنولوژی‌ای دارد که این بمباران را ممکن کرد. در دوران مدرن تکنولوژی به جای کمک‌کردن به انسان علیه او بوده ‌است. تخت بودن این اثر و اینکه عمقی ندارد به واقعیت جهان که به این سمت می‌رود اشاره دارد. به تدریج پیکرهای ایستا و سترگ نمای او صورتی غریب و مشوش یافتند و با عناصر تمثیلی درآمیختند. دل‌مشغولی تازه پیکاسو ابداع صور خیالی و نمادینی بود که از خصلت بیانی قوی برخوردار باشند. او در آثار این دوره اش (۱۹۳۴–۱۹۴۵)، از تلفیق خط‌های منحنی با شکل‌های زاویه‌دار جلوه‌های مهیج و بیانگر پدیدمی‌آورد. درون‌مایه بسیاری از آثارش نوعی درام تخریب بود که در نمادهای برگرفته از گاوبازی ارائه می‌شد. صور تمثیلی پرده گرنیکا نیز از همین نمادهای کهن اسپانیایی سرچشمه گرفتند. گرنیکا با اینکه با فاجعه بمباران شهرک گرنیکا در اسپانیا ارتباط دارد، هیچ صحنه‌ای از واقعه در تابلو بازنمایی نشده است. نوعی شبکه‌بندی کوبیست در ساختمان تصویر به چشم می‌خورد. در مرکز ترکیب‌بندی اسبی شکم‌دریده را می‌توان دید که در حفره دهانش علامت شیهه درد مجسم شده، و در سمت چپ، گاوی بی حرکت همچون فاتحی مغرور ایستاده است، نشانه‌های بیم و درد و مرگ در اینجا و آنجا پراکنده‌اند. زنی پریشان و بیمناک، همچون پژواک فریادی، از بالا به درون می‌آید و با چراغی که در دست دارد، صحنه را روشن می‌کند. حالت غیرطبیعی و متشنج صحنه به واسطه ساختار فضای تصویری بارزتر شده‌است. مناظر داخل و خارج، پاره‌های نور و تاریکی، و خط‌های تیز و منحنی در هم آمیخته‌اند. این همه بعدی تمثیلی به تصویر می‌دهد؛ ولی این پرده، نه توصیفی نمادین از یک رویداد واقعی و مشخص، بلکه افسانه‌ای تصویری مبتنی بر واقعیت است.

در تابلو پيکاسو عفريت جنگ و مرگ حضوری نامريی دارد. همه حرکت‌ اشياء، آدم‌ها و جانوران رو به آسمان دارد، يعنی رو به همان مکانی که اين عفريت در شدت و ابعادی بی‌سابقه بر سر شهر، گرد رنج و مرگ می‌پاشد. در تابلو، تهاجم‌کننده و ابزار و تسليحات او به چشم نمی‌آيند و تنها رنج و دهشت قربانيان است که در چشم بيننده می‌نشيند. قربانيان در تنگ‌جايی به هم پيچيده‌اند و آلام و وحشت و در عين حال غرور و عزم توامان خويش را به نمايش می‌گذارند و يا خود در مفاهيم اسطوره‌ای و فرهنگی نمادی از اين حالات و رفتارها هستند.


ارائه‌ی تصوير به صورت اجزا و قطعات گسسته، مثل همه کارهای پيکاسو در اينجا نيز بر جذابيت شاهکار او افزوده است و در عين حال نکبت و خشونت جنگ را به نحو عريا‌ن‌تری پيش چشم بيننده می‌‌گذارد.

تابلوی پيکاسو يک ویِژگی برجسته دارد و آن هم استفاده صرف از رنگ‌های سياه و سفيد با سايه‌های خاکستری است. اين شگرد پيام نمادين اثر را پررنگ‌تر کرده و در القای بيشتر کوبندگی آن موثر افتاده است. همه اين ويژگی‌ها اثر پيکاسو را حاوی پيام و نشانه‌ای می‌کنند عام و فراگير که مرزهای گرنيکا و اسپانيا را درمی‌نوردد و ابعادی جهانی می‌يابد. پيکاسو خود به درستی گفته است گرنيکا "تصوير همه شهرهای بمباران‌شده" است.

***

پیکاسو هرگزی نقدی بر تابلویش ننوشت و همه در دنیای خیال و تفسیر و تشریح به آن نگریستند  او خود نیز به این موضوع اشاره کرد .


نظرات کاربران


@