سینمای فابیو گوآگلیونه و فابیو رزینارو

بردباری و درنگ خواسته فیلم " مین "

تاریخ انتشار : ۰۵:۳۶ ۱۶-۰۷-۱۳۹۹

مین در بیابان؛ استعاره ای است از مین هایی که در روابط عاطفی، خانوادگی، اجتماعی و شغلی مواجه شده بود......فیلم به بیننده القا می کند که بردباری و درنگ آگاهانه، چیزی است که ما در این زیستن شتابزده، به شدت به آن نیاز داریم. واکنش های تند و سریع و اتوماتیک به شرایط و اتفاقات؛ واکنشی ناآگاهانه از سوی فعالیت تله ها، عقده ها و سایه های شخصیتی است. ما به رویدادهای امروزِ زندگیمان همان واکنشی را نشان میدهیم که در گذشته داشته ایم. ما به ناشناخته های امروز بر اساس شناخته های دیروز عکس العمل نشان می دهیم. درنگ و صبر ! بردباری در هنگام کنش ها و واکنش ها می تواند افقی از انتخاب های جدید را به روی ما بگشاید.

تبریز امروز:

 

ماین (Mine) یک فیلم جنگی مهیج روانشناختی 2016 است که به نویسندگی و کارگردانی فابیو گوآگلیونه و فابیو رزینارو که در اولین کارگردانی فیلم سینمایی خود ساخته است. در این فیلم یک آرمی هامر" نقش یک تفنگدار دریایی ایالات متحده بازی می کند که در یک مأموریت تعیین شده با بد شانسی در مین روبی قدم روی یک مین می گذارد و باید تا رسیدن نیروهای کمکی بی حرکت بماند. این فیلم در 7 آوریل 2017 در ایالات متحده اکران شد.

 


در شمال آفریقا ، مایک استیونز ، تک تیرانداز تفنگدار دریایی ایالات متحده و تامی مدیسون ، مأمور پشتیبانی او ، در یک مأموریت مخفیانه برای ترور رهبر یک گروه افریقایی هستند که قرار است در یک عروسی بادیه نشین ها حاضر شود . مایک آماده تیراندازی می شود ولی  پسر رهبر گروه بی خبر در مقابل پدرش ایستاده است و مانع راه او می شود، این پسر در حال برگزاری مراسم عروسی است. مایک در انجام ترور کمی درنگ می کند. به دلیل انعکاس نور  محل اختفای آن ها دیده می شود و محافظین محل مایک و تامی  را متوجه  می شوند و آنها را مورد حمله قرار می دهند . با این حال ، طوفان شن های فروریخته از کوهستان موجب توقف تعقیب آنها می شود و مایک و تامی در بیایان آواره می شوند ، به این دو نفر دستور داده می شود تا راهی به دهکده ای پیدا کنند که با توقف طوفان شن می توان آنها را از آنجا انتقال داد.

با این حال ، در مسیر روستا ، تامی قدم در روی مین زمینی می گذارد . پاهای تامی قطع شده اند و او برای خلاصی از موقعیت دشوار و عدم فشار بر مایک خود را می کشد . ولی پای مایک نیز بر روی یک مین می رود  و او می داند که اگر پایش را بردارد مین منفجر خواهد شد.

در حال حاضر تنها ، مایک از طریق فرستنده با مافوق خود تماس می گیرد ، وی به او می گوید که قبل از نجات باید چند روز صبر کند. استیونز که در معرض محیط سخت کویر قرار گرفته است ، با یادآوری خاطرات و یا تصور ظاهر تامی ، دوست دخترش ، والدینش و لحظاتی از وقتی که پسر جوانی بود ، با عوارض روحی و جسمی وضعیت دشواریکه در آن گرفتار شده است می جنگد.

 

یک بربر ، که مدتها پیش یکی از پاهای خود و همچنین تنها دخترش را به دلیل مین گذاری از دست داده است ، چندین بار بدیدنش می آید . بربر که به زبان انگلیسی صحبت می کند ، مایک را ترغیب می کند که از تسلیم شدن  بگذارد و زندگی را پیش ببرد. او اصرار دارد که مایک پس از زنده ماندن در حمله شبانه سگهای صحرا در حالی که موفق شد پای خود را در همان مکان ثابت نگه دارد ، یک انسان خوش شانس است.

بعداً مایك مورد حمله شورشیان قرار می گیرد  ، كه وی را در محل فعلی خود ردیابی كرده بودند ، اما قادر به مقابله با آنها می شود . پس از آنکه مایک از شرایط سخت خود خسته شد ، مایک با اکراه تصمیم به پذیرفتن توصیه های بربر می گیرد. او ذهنیت راه افتادن را کنار می گذارد - فقط برای اینکه مین منفجر نشود ، زیرا تقریباً مطمئن است که این  که زیر پایش است یک مین است. او زمین را حفاری می کند و می فهمد آنچه که او فکر می کرد ماده منفجره است در واقع فقط یک قوطی حلبی است که یک سرباز اسباب بازی کوچک درون آن وجود دارد. او به هیجان درمی آید و ......

***

فیلم علیرغم نگاه غربی خود ، می تواند زاویه ای دیگر از انسان و استعاره هایش را به نمایش بگذارد ......

سرباز مایک اگر پا را بلند کند بلافاصله مین منفجر می شود و مرگ او حتمی خواهد بود. در عین حال خستگی بیش از حد، گرمای روز، سرمای شب، بی خوابی و ایستادنِ مدام، تشنگی و گرسنگی او را از پا درآورده است.

در این شرایط در این حال و روز؛ او به حالتی نیمه هوشیار فرو می رود و خاطرات گذشته اش را مرور می کند ، در طی مرور این خاطرات؛ بیننده متوجه می شود که قبل از این اتفاق، این سرباز بارها و بارها بر روی مین های دیگری رفته و آنها را منهدم کرده است.

▫️ مینِ رابطه عاطفی با همسرش،
▫️مینِ دعوا و نزاع با دوستان و همکارانش،
▫️مینِ درگیری در کافه با غریبه ها و ... تا می رسد به اولین مین.

مایک  بخاطر می آورد که چه کسی اولین مین را برای او کاشته است و او پایش را روی آن گذاشته و همه چیز نابود شده است. مینی که پدرش برای او کاشته است. پدری خشن، مست و بی مسئولیت که او و مادرش را دلیل بدبختی زندگی می دانسته و همیشه با رفتاری پرخاشگرانه آنها را آزار می داده است .در طول همه اتفاقات و حوادث گذشته، زمانی که پایش روی مین می رفته بلافاصله انفجار رخ می داده و همه چیز نابود می شده است.

اما این مین در این بیابان او را وادار می کند تا کاری را انجام دهد که قبل از این انجام نمی داده است،

"بردباری "
او چندین روز صبر پیشه می کند و بردبارانه انتظار می کشد تا بلکه نیروهای کمکی برسند و مین را خنثی کنند. برددباری طاقت فرسا و بسیار دشوار.

مین در بیابان؛ استعاره ای است از مین هایی که او در روابط عاطفی، خانوادگی، اجتماعی و شغلی خودش منهدم کرده است.

این بردباری چندین روزه در آن بیابان به او می آموزد که اگر فوراً و با عجله به آن حوادث و اتفاقات؛ واکنشی که از پدرش آموخته است ، واکنش نشان نمی داد، زندگی بهتری را تجربه می کرد.

***

انسان به بردباری و صبوری آگاهانه نیاز دارد، چیزی که بشر در این زیستن شتابزده، به شدت به آن نیاز داریم.

واکنش های تند و سریع و اتوماتیک به شرایط و اتفاقات؛ واکنشی ناآگاهانه از سوی بشری است که عقده ها و سایه های شخصیتی بسیار متفاوت دارد.

ما به رویدادهای امروزِ زندگیمان همان واکنشی را نشان میدهیم که در گذشته داشته ایم. ما به ناشناخته های امروز بر اساس شناخته های دیروز عکس العمل نشان می دهیم.

درنگ در هنگام کنش ها و واکنش ها می تواند افقی از انتخاب های جدید را به روی ما بگشاید. باید بیازماییم و در هنگامه یکی از رفتارها یا واکنش هایمان، اندکی درنگ کنیم و با بردباری از خودمان بپرسیم:

آیا این یک مین است؟ آیا این مینی از گذشته است؟
آیا این من هستم که واکنش نشان میدهم یا گذشته من است که دارد فرمان می دهد؟

آیا انتخاب دیگری دارم یا این تنها انتخاب است؟ فیلم در صحنه یافتن قوطی با یک سرباز اسباب بازی در داخل آن نشان می دهد که مین های زندگی قوطی توخالی هستند که انسان در مقابل ناشناختگی آنها عکس العملی متفاوت از خود بروز می دهد..

 

 

با استفاده از یادداشتی از شبکه های اجتماعی

 


نظرات کاربران


@