گاندی با روایت ریچارد آتنبورو

گاندی! یک فیلم سینمایی برای مهاتما

تاریخ انتشار : ۰۵:۲۵ ۱۲-۰۷-۱۳۹۹

گاندی یک فیلم بیوگرافی ساخت سال 1982 است که بر اساس زندگی مهاتما گاندی ، رهبر جنبش استقلال طلبانه بدون خشونت هندوستان علیه استعمار انگلیس در قرن بیستم ساخته شده است. فیلم محصول مشترک هند و انگلستان است که توسط ریچارد آتنبورو از فیلم نامه ای به قلم جان بریلی کارگردانی و ساخته شده است. بن کینگزلی در نقش اول بازی می کند. این فیلم زندگی گاندی را از یک لحظه مشخص در سال 1893 پوشش می دهد ، زیرا او را به دلیل قرار گرفتن در کوپه ی ویژه "فقط سفیدپوستان " از قطار آفریقای جنوبی به پایین پرتاب می کنند و در پایان با ترور و خاکسپاری وی در سال 1948 فیلم به پایان می رسد .

تبریز امروز:

گاندی یک فیلم بیوگرافی ساخت سال 1982 است که بر اساس زندگی ماهاتما گاندی ، رهبر جنبش استقلال طلبانه بدون خشونت هندوستان علیه استعمار انگلیس در قرن بیستم ساخته شده است. فیلم محصول مشترک هند و انگلستان است که توسط ریچارد آتنبورو از فیلم نامه ای به قلم جان بریلی کارگردانی و ساخته شده است. بن کینگزلی در نقش اول بازی می کند. این فیلم زندگی گاندی را از یک لحظه مشخص در سال 1893 پوشش می دهد ، زیرا او را به دلیل قرار گرفتن در کوپه ی ویژه "فقط سفیدپوستان " از قطار آفریقای جنوبی به پایین پرتاب می کنند و در پایان با ترور و خاکسپاری وی در سال 1948 فیلم به پایان می رسد .

 

گاندی در هند در 30 نوامبر 1982 ، در انگلستان در 3 دسامبر و در ایالات متحده در 8 دسامبر به نمایش درآمد . این فیلم تحسین منتقدان با تحسین عمده ای که نسبت به تصویر کشیدن دقیق تاریخی فیلم از زندگی گاندی ، جنبش استقلال هند و وخیم شدن نتایج استعمار انگلیس در هند و همچنین بازیگری بن کینگزلی ، ویژگی های تولید و طراحی لباس به دست آورد ، مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. همچنین با بودجه 22 میلیون دلاری ، 127.8 میلیون دلار درآمد کسب کرد.

این فیلم یازده نامزد برتر در پنجاه و پنجمین دوره جوایز اسکار را دریافت کرد و موفق به کسب هشت برد (بیش از هر فیلم نامزد دیگری در آن سال) ، از جمله برای بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول برای کینگزلی شد. این فیلم به صورت گذشته نگر در 12 آگوست 2016 به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره فیلم روز استقلال به طور مشترک توسط اداره جشنواره های فیلم هند و وزارت دفاع ، به مناسبت گرامیداشت هفتادمین روز استقلال هند ، به نمایش درآمد. موسسه فیلم بریتانیا "گاندی" را به عنوان سی و چهارمین فیلم بریتانیایی قرن بیستم قرار داد.

در 30 ژانویه 1948 ، بعد از نیایش عصر ، گاندی پیر برای کمک به پیاده روی عصرانه خود برای دیدار با تعداد زیادی از استقبال کنندگان و دوستدارانش  به راه  می افتد. یک دیدارکننده کننده ، ناتورام گودس ، او را مورد تیر اندازی قرار داده و تیر را در قفسه سینه پیرمرد خالی می کند. گاندی فریاد می زند ، "اوه ، خدا!" ، و سپس می میرد .

در سال 1893 ، گاندی 23 ساله به دلیل هندی بودن در کوپه یدرجه یک ، با وجود داشتن بلیط درجه یک ، از قطار آفریقای جنوبی به پایین پرتاب می شود. وی که متوجه قوانین مغرضانه علیه هندی ها شده است ، سپس تصمیم می گیرد یک کمپین اعتراضی بدون خشونت برای حقوق همه هندی هادر آفریقای جنوبی آغاز کند. پس از دستگیری های متعدد و توجه ناخوشایند بین المللی ، سرانجام دولت با به رسمیت شناختن برخی از حقوق هندی ها ، از این کار دست بر  می دارد.

در سال 1915 ، به دلیل پیروزی در آفریقای جنوبی ، گاندی به هند دعوت می شود ، جایی که اکنون او را به عنوان یک قهرمان ملی می دانند. از او خواسته می شود که برای استقلال هند از امپراتوری انگلیس مبارزه کند. گاندی موافقت می کند ، و یک برنامه غیر خشونت آمیز برای مبارزه با مقیاس بی سابقه را ترتیب می دهد ، میلیون ها هندی در سراسر کشور را هماهنگ می کند. برخی از فشارها مانند خشونت علیه معترضین ، حبس گاه به گاه گاندی و کشتار جالیانوالا باغ در سال 1919 وجود دارد.

با این وجود ، این مبارزات توجه زیادی را به دنبال دارد و انگلیس با فشار شدید مردم روبرو است. در سال 1930 ، گاندی از طریق راهپیمایی نمادین نمک ، علیه مالیات نمک اعمال شده توسط انگلیس اعتراض کرد. وی همچنین برای کنفرانسی در مورد خروجاحتمالی انگلیس از هند به لندن سفر می کند. با این حال ، این بی نتیجه است. پس از جنگ جهانی دوم ، سرانجام انگلیس استقلال هند را به رسمیت می شناسد .  هندی ها این پیروزی را جشن می گیرند ، اما مشکلات آنها خیلی زیاد است. کشور متعاقباً توسط دین تقسیم می شود. تصمیم گرفته شده است که منطقه شمال غربی و قسمت شرقی هند (بنگلادش فعلی) ، هر دو مکانی که اکثریت مسلمانان در آن هستند ، به کشوری جدید به نام پاکستان تبدیل شوند. امید است که با تشویق مسلمانان برای زندگی در یک کشور جداگانه ، خشونت فروکش کند. گاندی با این ایده مخالف است و حتی مایل است اجازه دهد محمد علی جناح اولین نخست وزیر هند شود  ، اما با این وجود تجزیه هند انجام می شود. تنش های مذهبی بین هندوها و مسلمانان به خشونت های سراسری دامن می زند. گاندی با ترس از نابودی سرزمین خود، اعتصاب غذا را اعلام کرد و گفت تا زمانی که جنگ متوقف نشود ، غذا نخواهد خورد. جنگ در نهایت متوقف می شود.

گاندی روزهای آخر خود را در تلاش برای ایجاد صلح بین هر دو ملت است. بنابراین ، او بسیاری از مخالفان هر دو طرف را عصبانی می کند ، که یکی از آنها گودس در یک توطئه برای ترور او نقش دارد. جسد گاندی سوزانده شده و خاکسترهای او بر روی گانگای مقدس پراکنده شده اند. وقتی این اتفاق می افتد ، بینندگان گاندی را با صدای دیگری از اوایل فیلم می شنوند.

این فیلم پروژه رویایی ریچارد آتنبورو بوده است ، اگرچه دو تلاش قبلی برای فیلمبرداری بی نتیجه مانده بود. در سال 1952 ، گابریل پاسکال با نخست وزیر هند (جواهر لعل نهرو) توافق کرد که فیلمی از زندگی گاندی را تولید کند. با این حال ، پاسکال در سال 1954 قبل از اتمام آماده سازی درگذشت. 

در سال 1962 موتیلال کوتاری با آتن بورو ، یک کارمند دولت متولد هند در کمیسیون عالی هند در لندن و پیرو معتقد گاندی تماس گرفت. کوتاری اصرار داشت که آتنبورو با او ملاقات کند تا در مورد یک فیلم در مورد گاندی بحث کنند.  آتنبورو پس از خواندن شرح حال لویی فیشر از گاندی ، موافقت کرد و 18 سال بعد را در تلاش برای ساخت فیلم گذراند. وی توانست از طریق ارتباط با لرد لوئیز مونتبتن ، آخرین نایب السلطنه هند ، با نخست وزیر نهرو و دخترش ایندیرا گاندی ملاقات کند. نهرو این فیلم را تأیید کرد و قول داد که به حمایت از تولید آن کمک کند ، اما مرگ او در سال 1964 یکی از شکست های بزرگ فیلم بود. آتنبورو فیلم را به یادگارهای کوتاری ، مونت باتن و نهرو تقدیم می کند.

دیوید لین و سام اشپیگل قصد داشتند پس از اتمام فیلم پلی بر روی رودخانه کوای ، در مورد گاندی فیلمی بسازند كه گفته می شود با الك گینس در نقش گاندی ساخته شده است. سرانجام ، این پروژه به نفع لارنس عربستان (1962) کنار گذاشته شد.  در اواخر دهه 1960 اتنبرو با اكراه با پروژه گاندی خود به سراغ لین رفت و لین با كارگردانی فیلم موافقت كرد و نقش اصلی را به آتنبورو پیشنهاد داد. در عوض ، لین فیلمبرداری از دختر رایان را آغاز كرد و در این مدت موتیلال کوتاری درگذشت و پروژه از هم پاشید.

آتنبورو مجدداً در سال 1976 با حمایت برادران وارنر سعی در احیای پروژه داشت. سپس نخست وزیر ایندیرا گاندی در هند وضعیت اضطراری اعلام کرد و فیلم برداری غیرممکن شد. رانی دوب ، تهیه کننده مشترک ، نخست وزیر ایندیرا گاندی را متقاعد کرد که 10 میلیون دلار اول از شرکت ملی توسعه فیلم هند ، به ریاست دی وی اس راجو در آن زمان ، تأمین کند و سرانجام باقیمانده بودجه جمع شود. سرانجام در سال 1980 آتنبورو توانست باقیمانده بودجه لازم برای ساخت فیلم را تأمین کند. جان بريلي ، فيلم نامه نويس وي را به جيك ابرتس ، مدير عامل در شركت توليد جديد گولدکرست كه تقريباً دو سوم بودجه اين فيلم را جمع آوري كرده بود ، معرفي كرد.

فیلمبرداری در 26 نوامبر 1980 آغاز شد و در 10 مه 1981 به پایان رسید. برخی از صحنه ها در نزدیکی پل کویل وار، در بیهار فیلمبرداری شد. بر اساس رکوردهای جهانی گینس ، بیش از 300000 سیاهی لشکر در صحنه تشییع جنازه استفاده شد که بیشترین میزان برای هر فیلم است. 

در طول زمان پیش از تولید ، حدس و گمان های زیادی در مورد اینکه چه کسی می تواند نقش گاندی را بازی کند وجود داشت. انتخاب بن کینگزلی انتخاب مهمی بود زیرا که بخشی از میراث هند با او بود پدرش گجراتی بود و نام تولد وی کریشنا باهنجی بود. 
گاندی در 30 نوامبر 1982 در دهلی نو ، هند به نمایش در آمد. دو روز بعد ، در 2 دسامبر ،در میدان اودئون لستر لندن یک نمایش سلطنتی داشت. اکران محدود این فیلم در ایالات متحده در روز چهارشنبه ، 8 دسامبر 1982 و به دنبال آن اكران گسترده تری در ژانویه 1983 انجام شد.

این فیلم در 5 روز اول فروش خود از 4 سینما ،تئاتر زیگفلد در شهر نیویورک ؛ تئاتر آپ تاون در واشنگتن دی سی ؛ سنتری پلازا در لس آنجلس و یورک در تورنتو در آمریکای شمالی 183 هزار و 583 دلار فروش کرد. به دلیل طولانی مدت بودن فیلم ، فقط سه بار در روز قابل نمایش است.  این فیلم در ایالات متحده و کانادا به 52،767،889 دلار آمریکا رسید ،  که دوازدهمین فیلم پردرآمد سال 1982 شد.

در خارج از آمریکای شمالی ، فیلم در سایر نقاط جهان 75 میلیون دلار فروش داشته است. این سومین فیلم پردرآمد سال خارج از آمریکای شمالی بود. 

در انگلستان ، این فیلم 7.7 میلیون پوند درآمد کسب کرد. این یکی از ده فیلم برتر مستقل بریتانیا با بیشترین سود در همه زمان ها است که براساس تورم تنظیم شده است.

در هند ، این فیلم با کسب درآمد بیش از 100 کرور یا 1 میلیارد روپیه یکی از پردرآمدترین فیلم های تاریخ (و بالاترین فیلم برای یک فیلم خارجی) در زمان اکران بود. با نرخ ارز امروز ، این رقم به 14.9 میلیون دلار می رسد ، که همچنان یکی از پردرآمدترین فیلم های وارداتی در کشور است. این نمایش در بمبئی و دهلی معاف از مالیات است.  گولد کرست 

 5،076،000 پوند در این فیلم سرمایه گذاری کرد و در ازای آن 11،461،000 پوند دریافت کرد و 6385،000 پوند سود کسب کرد. 

نقدها نه تنها در داخل کشور (در هند) بلکه در سطح بین المللی نیز مثبت بودند.  این فیلم در نیوزویک ،  تایم ،  واشنگتن پست ، مجله مطالعات آسیایی ، مورد بحث یا نقد قرار گرفت. بازی بن کینگزلی به ویژه مورد ستایش قرار گرفت. در میان معدود افرادی که دید منفی تری به فیلم داشتند ، لورنس جیمز ، مورخ ، آن را "جادوگری محض" خواند در حالی که آخیل گوپتا ، انسان شناس گفت که "از جهت ناخوشایند و برداشت سطحی و گمراه کننده از تاریخ رنج می برد." این فیلم همچنین توسط برخی از مفسران راست گرایان که به حمایت از عدم خشونت فیلم اعتراض داشتند ، از جمله پت بوکانان ، امت تیرل ، و به ویژه ریچارد گرنیه ، مورد انتقاد قرار گرفت . 

در زمان نمایش ، ریچارد شیکل نوشت که در به تصویر کشیدن "حضور معنوی گاندی ... کینگزلی چیزی حیرت انگیز نیست."  "فضیلت منحصر به فرد" فیلم این است که "چهره عنوان آن نیز یک شخصیت معمولی است به معنای دراماتیک این اصطلاح ". شیکل سبک کارگردانی آتنبورو را دارای "زیبایی متعارف و قابل پیش بینی تر از روح بخشیدن" می داند ، اما این "انکار خودکامه سبک" باعث می شود تا توجه فرد در جایی که تعلق دارد محکم بماند: راجر ایبرت به این فیلم چهار ستاره داد و آن را" یک تجربه قابل توجه "خواند ،  و آن را در رتبه پنجم 10 فیلم برتر سال 1983 خود قرار داد. .

در نیوزویک ، جک کرول اظهار داشت که "تعداد بسیار کمی فیلم وجود دارد که باید کاملاً دیده شود. گاندی ریچارد آتنبورو یکی از آنهاست."  فیلم "به موضوعی با اهمیت بسیار می پردازد ... با ترکیبی از هوش و تأثیر عاطفی فوری ...  و بن کینگزلی ... آنچه را که احتمالاً حیرت انگیزترین عملکرد بیوگرافی در تاریخ صفحه است ، ارائه می دهد. " کرول اظهار داشت که "کمترین شخصیتهای اقناعی متحدان غربی و همدستان غربی گاندی" مانند یک روحانی انگلیسی و یک روزنامه نگار آمریکایی هستند ، اما "سبک" قدیمی "آتنبورو دقیقاً برای ی ، روانشناسی روانشناختی مناسب است کیفیتی که او می خواهد. " با ارائه گاندی به عنوان عمیق ترین و موثرترین انقلابیون ، ایجاد یک واکنش زنجیره ای شخصی شدید از یک نظم شخصی شدید ، یک چالش قدرتمند را برای مخاطبان خود ایجاد می کند ، که منجر به پیامدهای فوق العاده تاریخی می شود. در زمان ناآرامی های عمیق سیاسی ، فروپاشی اقتصادی و بحران هسته ای ، دیدن "گاندی" تجربه ای است که ذهن و قلب بسیاری را تغییر خواهد داد. 

پاتریک فرنچ با بازبینی منفی در فیلم ، در " تلگراف " نوشت:

منشأ مهم یك افسانه در مورد گاندی ، فیلم ریچارد آتنبورو در سال 1982 بود. این قسمت را هنگامی که گاندی تازه وارد از یک قطر ریلی درجه یک در پیترماریتزبورگ پس از چمدان های سفر،  مسافر سفید پوست به بیرون از کوپه هدایت می شود ،  در حقیقت ، تقاضای گاندی برای مجاز شدن به سفر درجه یک توسط شرکت راه آهن پذیرفته شد. این قسمت به جای آنکه شروع کارزاری علیه ستم نژادی را رقم بزند ، یک مبارزه برای  سفر با قطار را نشان می دهد.

نهایت فیلم زندگی نامه مردی است که مانند فقرا زندگی می کرد و مانند فقرا بود ، او فقیری بود که حکومت یافت و این ناممکن است.


نظرات کاربران


@