اریش ازر هنرمند آلمانی

قصه های من و بابام - شوخی با آقای عکاس!

تاریخ انتشار : ۰۲:۲۶ ۱۶-۰۶-۱۳۹۹

بابام گفت چطوره بریم با هم یک عکس بگیریم !.......قبل از اینکه آقای عکاس دگمه دوربین را فشار بدهد !...... خواستیم با آقای عکاس شوخی بکنیم!....................

 تبریز امروز:

بابام گفت چطوره بریم با هم یک عکس بگیریم ! رفتیم آتلیه عکاسی و جلو دوربین نشستیم ،  قبل از اینکه آقای عکاس دگمه دوربین را فشار بدهد ! فکری به ذهن ما رسید و خواستیم با آقای عکاس شوخی بکنیم! یک معلق زدیم و همانطور ماندیم در مقابل دوربین ! وقتی آقای عکاس ، عکس ها را چاپ کرد ، از تعجب مانده بود چکار بکند ! این دیگه چی بود !؟

اونهم با مداد و وسایل نقاشی ؛ تصویر ما را روی عکس کشیده بود !

وقتی من و بابام برای گرفتن عکس مان به مغازه عکاسی مراجعه کردیم ، آقای عکاس از میان عکس ها آن را پیدا کرد و به ما داد. حالا نوبت من و بابام بود که تعجب کنیم !  عکس مان آماده بود و ما هر دو مانده بودیم که آقای عکاس چطوری عکس ما را برداشته است...... 

قصه های من و بابام - شوخی در مغازه عکاسی

 

قصه های من و بابام - شوخی در مغازه عکاسی

قصه های من و بابام - شوخی در مغازه عکاسی

قصه های من و بابام - شوخی در مغازه عکاسی

قصه های من و بابام - شوخی در مغازه عکاسی

قصه های من و بابام - شوخی در مغازه عکاسی

 

اریش ازر هنرمند آلمانی

متن از توفیق وحیدی آذر

 

 


نظرات کاربران


@