همچون مولايمان اميرالمؤمنين، دنيا و مافيها را جيفه‌اي بدانيم که بي‌اعتنائي به آن مي‌تواند ما را براي ترويج تفکر توحيدي و اجراي عدالت علوي که فلسفه غديرند، شايسته سازد.

مرثيه‌اي براي عدالت علوي

تاریخ انتشار : ۱۸:۴۲ ۱۴-۰۵-۱۳۹۹

متأسفانه ما نتوانستيم از ميراث گرانقدر امام خميني حفاظت کنيم و اکنون که چهار دهه از پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي گذشته، در بخش عدالت تهي‌دست هستيم و تفکر توحيديمان نيز در پيچ و خم‌ها و دالان‌هاي تاريک جنگ قدرت و مسابقه‌هاي کثيف بداخلاقي‌هاي سياسي و انباشت ثروت‌هاي حرام، سرگردان و درحال درجا زدن و چه‌ بسا عقبگرد است. اعتراف به اين واقعيت تلخ، به معناي نفي خدمات بزرگ انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به ايران و حتي بسياري از ملت‌هاي ديگر و ناديده گرفتن پيشرفت‌هاي علمي، صنعتي، پزشکي، دفاعي و امنيتی نيست، ولي تأکيدي است بر اينکه اين پيشرفت‌ها و خدمات بدون رشد تفکر توحيدي و اجراي عدالت، ما را به جائي نمي‌رسانند. اين دو مکمل يکديگر هستند و ما تا اين هردو را با هم نداشته باشيم، به جائي نخواهيم رسيد. بي‌عدالتي اقتصادي ناشی از فاصله طبقاتي وحشتناک و هر لحظه درحال افزايش، خود را با بلندترين فريادها به رخ مي‌کشد. طبل بي‌عدالتي اخلاقي را هم که جنگ قدرت به صدا درآورده است. طشت بي‌عدالتي رسانه‌اي ما را هم که رسانه ملي با يکطرفه عمل کردن و کوبيدن بي‌وقفه استوانه‌هاي نظام همچون آيت‌الله هاشمي رفسنجاني حتي 4 سال بعد از پيوستن او به لقاء‌الله هر روز از بام جام‌جم به زمين مي‌اندازد. بي‌عدالتي سياسي، هم که در صلاحيت دادن‌ها و عزل و نصب‌ها و حاشيه امن بخشيدن‌ها کاملاً عيان است. ما با چنين رفتارهاي خلاف عدالت نه‌تنها نمي‌توانيم منادي توحيد باشيم، بلکه آفت خطرناکي شده‌ايم براي ريشه اعتقاد به توحيد.

تبریز امروز:

روزنامه جمهوری اسلامی نوشته است ، چقدر خوب و دلچسب بود اگر با کارنامه‌اي درخشان در بخش عدالت به استقبال عيد غدير مي‌رفتيم.
غدير، نماد تأسيس امامت به فرمان الهي توسط پيامبر گرامي اسلام در آخرين سال انجام رسالت با هدف استمرار دعوت به توحيد و استقرار عدالت در جامعه بشري است. آنهمه اهميت که خدا و پيامبرش براي ابلاغ پيام امامت در روز 18 ذيحجه سال حجة‌الوداع داشتند و خدا به پيامبر فرمود عدم ابلاغ اين پيام به منزله عدم ابلاغ رسالت است و انجام اين مأموريت را اِکمال دين و اِتمام نعمت بر انسان‌ها دانست، براي اين بود که جريان توحيد استمرار يابد و استقرار عدالت تضمين شود.
توحيد و عدالت، که اولي پاکي و زلالي تفکر است و دومي پاکي و زلالي عمل، هردو از همان آغاز دشمن داشتند. اميرالمؤمنين حضرت علي عليه‌السلام نیز چون به قوت توحيد و شدت عدالت معروف بودند، دشمنان زيادي داشتند. واقعه غدير نيز چون نماد تأسيس امامتي بود که مسئوليت استمرار توحيد و استقرار عدالت را برعهده داشت، از همان روز تأسيس با مخالفت افرادي مواجه شد که چرب و شيرين برخورداري از قدرت، مانع اعتقاد آنها به توحيد و پاي‌بنديشان به عدالت بود. اين دشمني‌ها همواره در طول تاريخ اسلام سد راه توحيد و عدالت بودند.
انقلاب اسلامي که به رهبري امام خميني در ايران به پيروزي رسيد، اميد به رفع موانع موجود بر سر راه گسترش تفکر توحيدي و تحقق عدالت، لااقل در ايران، جان گرفت. امام خميني به راستي منادي توحيد و تشنه برقراري عدالت بود و در اين راه تلاش‌هاي زيادي کرد و به ثمرات خوبي هم دست يافت که تربيت شدن ميليون‌ها انسان به تربيت توحيدي و روحيه عدالتخواهانه در ايران و بسياري از نقاط جهان محور اصلي آن بود.
متأسفانه ما نتوانستيم از ميراث گرانقدر امام خميني حفاظت کنيم و اکنون که چهار دهه از پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي گذشته، در بخش عدالت تهي‌دست هستيم و تفکر توحيديمان نيز در پيچ و خم‌ها و دالان‌هاي تاريک جنگ قدرت و مسابقه‌هاي کثيف بداخلاقي‌هاي سياسي و انباشت ثروت‌هاي حرام، سرگردان و درحال درجا زدن و چه‌ بسا عقبگرد است. اعتراف به اين واقعيت تلخ، به معناي نفي خدمات بزرگ انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به ايران و حتي بسياري از ملت‌هاي ديگر و ناديده گرفتن پيشرفت‌هاي علمي، صنعتي، پزشکي، دفاعي و امنيتی نيست، ولي تأکيدي است بر اينکه اين پيشرفت‌ها و خدمات بدون رشد تفکر توحيدي و اجراي عدالت، ما را به جائي نمي‌رسانند. اين دو مکمل يکديگر هستند و ما تا اين هردو را با هم نداشته باشيم، به جائي نخواهيم رسيد.
بي‌عدالتي اقتصادي ناشی از فاصله طبقاتي وحشتناک و هر لحظه درحال افزايش، خود را با بلندترين فريادها به رخ مي‌کشد. طبل بي‌عدالتي اخلاقي را هم که جنگ قدرت به صدا درآورده است. طشت بي‌عدالتي رسانه‌اي ما را هم که رسانه ملي با يکطرفه عمل کردن و کوبيدن بي‌وقفه استوانه‌هاي نظام همچون آيت‌الله هاشمي رفسنجاني حتي 4 سال بعد از پيوستن او به لقاء‌الله هر روز از بام جام‌جم به زمين مي‌اندازد. بي‌عدالتي سياسي، هم که در صلاحيت دادن‌ها و عزل و نصب‌ها و حاشيه امن بخشيدن‌ها کاملاً عيان است. ما با چنين رفتارهاي خلاف عدالت نه‌تنها نمي‌توانيم منادي توحيد باشيم، بلکه آفت خطرناکي شده‌ايم براي ريشه اعتقاد به توحيد.
اينها نه تخيلات است نه مبالغه و نه گزافه‌گوئي. هرچند ممکن است به مذاق عده‌اي خوش نيايد ولي مرثيه‌ايست براي عدالت علوي که قرار بود با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران اجرائي شود. هنوز هم نااميد نيستيم. کافي است در وابستگي‌مان به قدرت تجديدنظر کنيم و همچون مولايمان اميرالمؤمنين، دنيا و مافيها را جيفه‌اي بدانيم که بي‌اعتنائي به آن مي‌تواند ما را براي ترويج تفکر توحيدي و اجراي عدالت علوي که فلسفه غديرند، شايسته سازد.


نظرات کاربران


@