سنگ محک فرهنگی در شعری برای مقاومت انسان!

شکست ناپذیر ؛ شعری ازویلیام ارنست هنلی + ویدئو

تاریخ انتشار : ۰۴:۱۷ ۱۰-۰۵-۱۳۹۹

این شعر در روزنامه های قرن نوزدهم با عناوین متنوعی از جمله "خودم" ، "آواز یک روح قوی" ، "روح من" "صاحب سرنوشت خویش " ، "ناخدای روح من"چاپ شد. عنوان "شکست ناپذیر" ، "Invictus" ، هنگام ویرایش این شعر در کتاب آکسفورد نسخه 1900 توسط سردبیر آرتور کویلر کوچ اضافه شد.

تبریز امروز:

William Ernest Henley young.jpg

 شکست ناپذیر "Invictus" شعری کوتاه از دوره ویکتوریا ، شاعر انگلیسی ویلیام ارنست هنلی (1903 - 1849) است. این شعر در سال 1875 نگاشته شده و در سال 1888 در نخستین جلد اشعار او ، کتاب ابیات منتشر شده است.

 در ابتدا ، این شعر بدون عنوان منتشر می شد. چاپ دوم" کتاب ابیات" هنلی ، او شعر را به "R. T. H. B." تقدیم کردد  که اشاره ای به رابرت توماس همیلتون بروس (1846 - 1899) ، یک بازرگان اسکاتلندی موفق آرد ، نانوا و حامی ادبی دارد. نسخه اشعار هنلی در سال 1900 ، که پس از مرگ بروس منتشر شد ، شعر را به خاطره و یاد "I. M. R. T"  یعنی به خاطره رابرت توماس تغییر داد. 

این شعر در روزنامه های قرن نوزدهم با عناوین متنوعی از جمله "خودم" ، "آواز یک روح قوی" ،  "روح من"  "صاحب سرنوشت خویش " ،  "ناخدای روح من"چاپ شد.

عنوان "شکست ناپذیر" ، "Invictus" ،  هنگام ویرایش این شعر در کتاب آکسفورد  نسخه 1900 توسط سردبیر آرتور کویلر کوچ اضافه شد. 


فراسوی شبی که مرا در بر می دارد 
تیرگی همچون سیاه چالی از قطب تا قطب است .

من از همه خدایگان سپاسگزارم 
برای روح غیرقابل تصرفم.

در سقوط آزاد پیرامونی ام ،
من نه به صدای بلند هراسیده ام و نه گریسته ام .
زیر پرده شانس
سرم خونین است اما سر خم نیاورده ام 

فراسوی این مکان غضب و اشک
سایه تنفر و وحشت
و هنوز تهدید سالهاست
مرا بی خیال و نترس می یابد و خواهد یافت .

مهم نیست که دروازه چقدر تنگ است ،
چگونه به طوماری از مجازات متهم شده ام ،
من هنوز ارباب سرنوشت خویشم. 

من هنوز ناخدای روح خویشتنم .

هنگامی که ویلیام ارنست هنلی 16 ساله بود ، به دلیل عوارض ناشی از سل ،با قطع پای چپ مواجه شد ؛  در اوایل دهه 1870 ، پس از تلاش برای یافتن رهایی از درد در پای دیگر وی توسط جراح برجسته انگلیسی جوزف لیستر ، از قطع پای دوم نجات یافت ، او " شکست ناپذیر را در این زمان سرود . یک فریاد مقاومت و استحکام در برابر مرارت و سختی ها! اکنون "Invictus"  یک سنگ محک فرهنگی است. 

نلسون ماندلا ، در حالی که در زندان جزیره روبن زندانی بود ، این شعر را برای دیگر زندانیان تلاوت می کرد و با پیام تسلط خود قدرت می گرفت. 
آخرین بیت شعر در پایان سخنان باراک اوباما در مراسم یادبود نلسون ماندلا (10 دسامبر 2013) در آفریقای جنوبی نقل شد و در روی جلد شماره 14 دسامبر 2013 "اکونومیست" منتشر شد. 

ترجمه آزاد این شعر این گونه است:

در فراسوی این شب تیره که چون مغاکی میان دو قطب مرا در برگرفته است
برای سرشت استوار و تسخیرناپذیر خویش شکرگزار خدایانم
در مرارت های طاقت فرسا نه دست از تلاش برداشتم و نه به لابه و زاری افتادم
به پتک ایام و زیر آوار سرنوشت، سرم خونین اما برافراشته است
فراسوی این مکان پر از خشم و اشک، جز سایه های وحشت دیده نمی‌شود
و با تمامی تهدید و رنج سالیان دراز, در من نشانی از هول و هراس نیست

 

متن شعر توسط مورگان فریمن به یاد نلسون ماندلا خوانده شده است. 

 

ترجمه شعر تقدیم به بابک وحیدی آذر گردیده است

 


نظرات کاربران


@