مسیح مهاجری

ما تشنگان قدرتيم

تاریخ انتشار : ۱۳:۴۷ ۰۷-۰۴-۱۳۹۹

در آن سال‌ها کسي براي وزير و وکيل شدن به پارتي و پول و دوز و کلک متوسل نمي‌شد. بسيار اتفاق مي‌افتاد که به افرادي اصرار مي‌کردند اجازه بدهد نامش را در فهرست وزراي کابينه قرار دهند ولي او نمي‌پذيرفت و مي‌گفت شايسته‌تر از من هستند برويد به سراغ آنها. به افرادي اصرار مي‌کردند کانديداي نمايندگي مردم در مجلس شود و نامش در فهرست فلان حزب يا گروه قرار گيرد ولي قبول نمي‌کرد و مي‌گفت من در خودم شايستگي نشستن روي صندلي قانونگزاري را نمي‌بينم. همين روحيه موجب مي‌شد افراد شايسته‌تر به دولت و مجلس راه پيدا مي‌کردند و در نتيجه‌ی سپرده شدن مسئوليت‌ها به افراد بافضيلت‌تر و باتقواتر، امور کشور با موفقيت پيش مي‌رفت همانطور که در دوران دفاع مقدس و تحريم‌هاي همه‌جانبه آن زمان ديديم هر روز موفقيت‌ها و علاقه مردم به انقلاب و اعتمادشان به نظام جمهوري اسلامي و مسئولين بيشتر مي‌شد. گذشت زمان متأسفانه باعث فاصله گرفتن از اصول و آرمان‌ها و ارزش‌ها شد و زمينه را براي جنگ قدرت فراهم کرد. تأسف بالاتر اينکه براي مقابله با اين آفت بزرگ، اقدام بازدارنده‌اي هم صورت نگرفت و راه براي استمرار و تشديد جنگ قدرت باز گذاشته شد. همين بي‌مهاري کار را از جنگ قدرت به جنگ ثروت، جنگ شهرت، جنگ رانت‌خواري و جنگ منصب کشاند و پرهيز از پذيرش مناصب‌ جاي خود را به مسابقه براي بلعيدن مناصب داد. امروز ما در جامعه‌اي که قرار بود اسلامي و انقلابي باشد و بافضيلت‌ترها عهده‌دار مسئوليت‌ها باشند، شاهد تلاش‌هاي آشکار براي رساندن بي‌فضيلت‌ترها و بي‌تقواترها به مناصب هستيم. اينکه هر روز در جامعه ما فقيرها فقيرتر و ثروتمندها ثروتمندتر مي‌شوند، به همين دليل است. اگر بخواهيم بدون تعارف، جواب سؤال امروز را بدهيم، بايد آن را در همين بازگذاشتن مجراي جنگ قدرت جستجو کنيم.

تبریز امروز:

بسم‌الله الرحمن الرحيم
 امروز که روز هفتم تير و سالگرد فاجعه انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي و شهادت آيت‌الله بهشتي و 72 نفر از خدمتگزاران صادق و لايق ملت ايران به دست گروهک تروريستي منافقين است، پاسخ دادن به يک سؤال درباره شرايط امروز جامعه‌اي که در آن زندگي مي‌کنيم، با تکيه بر افکار و انديشه‌هاي قافله‌سالار اين شهدا، مي‌تواند راز و رمز پيچيدگي‌هاي موجود را نشان بدهد.
سؤال اينست که چرا جنگ قدرت ميان صحنه‌گردانان سياست کشور، پاياني ندارد؟
يکي از راه‌هاي يافتن پاسخ اين سؤال اينست که به جمله ماندگار و بسيار پندآموز شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي مراجعه کنيم که مي‌گفت: ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت.
اين جمله را آن عالم عامل متعهد و مخلص در يکي از سخنراني‌هايش اينطور تفسير کرد که «جامعه وقتي جامعه پيشتاز متقين مي‌شود که در خود آن جامعه هرکس جلوتر است معلوم باشد با فضيلت‌تر و باتقواتر است.»
همين بافضيلت‌تر بودن و باتقواتر بودن را نيز آيت‌الله بهشتي اينطور معنا مي‌کرد که «وقتي او را در يک سمت و مسئوليت قرار مي‌دهند اگر ديد فردي از او شايسته‌تر و مناسب‌تر و بافضيلت‌تر و کاردان‌تر آمده و مي‌خواهند اين سمت را به او واگذار کنند، فوراً بگويد تا امروز نوبت من بود و از امروز به بعد نوبت اين برادر، نوبت اين خواهر است.»
اين روحيه را در سال‌هاي اول انقلاب بسيار مي‌ديديم. در آن سال‌ها کسي براي وزير و وکيل شدن به پارتي و پول و دوز و کلک متوسل نمي‌شد. بسيار اتفاق مي‌افتاد که به افرادي اصرار مي‌کردند اجازه بدهد نامش را در فهرست وزراي کابينه قرار دهند ولي او نمي‌پذيرفت و مي‌گفت شايسته‌تر از من هستند برويد به سراغ آنها.
به افرادي اصرار مي‌کردند کانديداي نمايندگي مردم در مجلس شود و نامش در فهرست فلان حزب يا گروه قرار گيرد ولي قبول نمي‌کرد و مي‌گفت من در خودم شايستگي نشستن روي صندلي قانونگزاري را نمي‌بينم. همين روحيه موجب مي‌شد افراد شايسته‌تر به دولت و مجلس راه پيدا مي‌کردند و در نتيجه‌ی سپرده شدن مسئوليت‌ها به افراد بافضيلت‌تر و باتقواتر، امور کشور با موفقيت پيش مي‌رفت همانطور که در دوران دفاع مقدس و تحريم‌هاي همه‌جانبه آن زمان ديديم هر روز موفقيت‌ها و علاقه مردم به انقلاب و اعتمادشان به نظام جمهوري اسلامي و مسئولين بيشتر مي‌شد.
گذشت زمان متأسفانه باعث فاصله گرفتن از اصول و آرمان‌ها و ارزش‌ها شد و زمينه را براي جنگ قدرت فراهم کرد. تأسف بالاتر اينکه براي مقابله با اين آفت بزرگ، اقدام بازدارنده‌اي هم صورت نگرفت و راه براي استمرار و تشديد جنگ قدرت باز گذاشته شد. همين بي‌مهاري کار را از جنگ قدرت به جنگ ثروت، جنگ شهرت، جنگ رانت‌خواري و جنگ منصب کشاند و پرهيز از پذيرش مناصب‌ جاي خود را به مسابقه براي بلعيدن مناصب داد. امروز ما در جامعه‌اي که قرار بود اسلامي و انقلابي باشد و بافضيلت‌ترها عهده‌دار مسئوليت‌ها باشند، شاهد تلاش‌هاي آشکار براي رساندن بي‌فضيلت‌ترها و بي‌تقواترها به مناصب هستيم. اينکه هر روز در جامعه ما فقيرها فقيرتر و ثروتمندها ثروتمندتر مي‌شوند، به همين دليل است. اگر بخواهيم بدون تعارف، جواب سؤال امروز را بدهيم، بايد آن را در همين بازگذاشتن مجراي جنگ قدرت جستجو کنيم.
شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي فقط 15 ماه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي يعني در سال 1359 با فرياد رسا هشدار داده بود که ما هنوز نتوانسته‌ايم عدالت را در جامعه انقلابي‌مان برقرار کنيم و تا زماني که در اين جامعه سيرها و خيلي‌ سيرها و گرسنه‌ها و خيلي گرسنه‌ها هستند، اين جامعه، اسلامي نيست. امروز اگر بهشتي در ميان ما بود، مي‌گفت اين جامعه، با اينهمه اختلاف طبقاتي نه‌تنها اسلامي نيست، بلکه پسوند اسلامي براي آن، تهمتي ناروا به اسلام است. او همان وقت راه مبتلا نشدن به چنين وضعيتي را گوشزد کرده بود ولي ما در 39 سال گذشته فقط براي بهشتي سينه زديم و به هشدارهاي او توجه نکرديم. او با صداي رسا گفته بود:
«من صريحاً مي‌گويم در هر جامعه‌اي که زمامدارانش تشنگان قدرت باشند، در آن جامعه خودبخود طاغوت جاي خودش را بدست آورده است. اگر مي‌خواهيد جامعه‌مان طاغوتي نشود بکوشيد زمامدارانتان تشنگان قدرت نباشند و عاشقان خدمت باشند.»


نظرات کاربران


@