مسیح مهاجری

مکتب عدالتخواهي امام خميني

تاریخ انتشار : ۱۷:۵۸ ۱۰-۰۳-۱۳۹۹

در بهار 1366 نامه‌هائي ميان شوراي مديريت حوزه علميه قم و امام خميني و فرزندشان حاج‌احمدآقا مبادله شد که دقت در محتواي مختصر اما بسيار شفاف پاسخ‌هاي امام، مي‌تواند به شناخت سيره امام در رفتار با بيت‌المال و همينطور چگونه زندگي کردن به‌ويژه زندگي مسئولين و روحانيت کمک زيادي کند و درس ساده‌زيستي به همه بياموزد. ماجرا از درخواست شوراي مديريت حوزه علميه قم از امام خميني براي کمک مالي به اين شورا جهت پيشبرد امور شروع شد که گويا قبلاً به صورت حضوري با امام خميني صحبت شده و امام قول مساعد داده بودند و قرار بود موضوع از طريق احمدآقا دنبال شود. اعضاء شورا نامه‌اي به امام مي‌نويسند و احمدآقا نامه را به امام مي‌دهد و چون در نامه تقاضاي مبلغي بيش از تصور امام شده بود و اضافه شده بود که در صورت عدم پرداخت پول از طرف شخص امام، از بنياد مستضعفان به آنها کمک گردد، امام فرمودند چنين کاري را انجام نمي‌دهند و از طرف امام چيزي به بنياد گفته نشود. اين نکته را هم امام اضافه کرده بودند که «هرچه پول و ساختمان زياد گردد، دروس و معنويت کم مي‌شود». وقتي اين درخواست تکرار شد، احمدآقا که راوي اين نامه‌نگاري‌هاست و متهم به عدم تمايل براي انجام گرفتن چنين کمکي از طرف امام به شوراي مديريت شده بود، در نامه‌اي که به امام مي‌نويسد، ضمن آوردن سوابق ماجرا و نقطه‌نظرهاي امام، اين نکته را هم از قول امام قيد مي‌کند که شما فرموديد: «من خيال مي‌کردم آقايان پنجاه هزارتومان احتياج دارند.» درنهايت، امام در پاسخ به اين نامه فرزندشان مي‌‌نويسند: نظر من همانست که قبلاً کراراً گفته‌ام. من با اين تشريفات مخالفم و براي حوزه علميه مضر مي‌دانم. اساس، اسلام و تحصيل است که با اين نحو زياده‌روي‌ها منافي است و من از بعض آقايان تعجب مي‌کنم که تو را زيرسؤال بردند.

تبریز امروز:

⬅️در بهار 1366 نامه‌هائي ميان شوراي مديريت حوزه علميه قم و امام خميني و فرزندشان حاج‌احمدآقا مبادله شد که دقت در محتواي مختصر اما بسيار شفاف پاسخ‌هاي امام، مي‌تواند به شناخت سيره امام در رفتار با بيت‌المال و همينطور چگونه زندگي کردن به‌ويژه زندگي مسئولين و روحانيت کمک زيادي کند و درس ساده‌زيستي به همه بياموزد.
ماجرا از درخواست شوراي مديريت حوزه علميه قم از امام خميني براي کمک مالي به اين شورا جهت پيشبرد امور شروع شد که گويا قبلاً به صورت حضوري با امام خميني صحبت شده و امام قول مساعد داده بودند و قرار بود موضوع از طريق احمدآقا دنبال شود. اعضاء شورا نامه‌اي به امام مي‌نويسند و احمدآقا نامه را به امام مي‌دهد و چون در نامه تقاضاي مبلغي بيش از تصور امام شده بود و اضافه شده بود که در صورت عدم پرداخت پول از طرف شخص امام، از بنياد مستضعفان به آنها کمک گردد، امام فرمودند چنين کاري را انجام نمي‌دهند و از طرف امام چيزي به بنياد گفته نشود. اين نکته را هم امام اضافه کرده بودند که «هرچه پول و ساختمان زياد گردد، دروس و معنويت کم مي‌شود». وقتي اين درخواست تکرار شد، احمدآقا که راوي اين نامه‌نگاري‌هاست و متهم به عدم تمايل براي انجام گرفتن چنين کمکي از طرف امام به شوراي مديريت شده بود، در نامه‌اي که به امام مي‌نويسد، ضمن آوردن سوابق ماجرا و نقطه‌نظرهاي امام، اين نکته را هم از قول امام قيد مي‌کند که شما فرموديد: «من خيال مي‌کردم آقايان پنجاه هزارتومان احتياج دارند.» درنهايت، امام در پاسخ به اين نامه فرزندشان مي‌‌نويسند: نظر من همانست که قبلاً کراراً گفته‌ام. من با اين تشريفات مخالفم و براي حوزه علميه مضر مي‌دانم. اساس، اسلام و تحصيل است که با اين نحو زياده‌روي‌ها منافي است و من از بعض آقايان تعجب مي‌کنم که تو را زيرسؤال بردند. (صحيفه امام، جلد 20، صفحات 277 و 278)
نکته محوري و بسيار مهم در اين تبادلات نامه‌اي اينست که امام خميني با تشريفات بطور مطلق و تشريفات براي حوزه علميه بطور خاص مخالفت مي‌کنند و آنرا مضر مي‌دانند. دليل اين مخالفت را هم با صراحت اعلام مي‌کنند و چند بار يادآور مي‌شوند که اساس، اسلام و تحصيل است که با زياده‌روي‌ها منافات دارد. هرچه پول و ساختمان زياد شود، دروس و معنويت کم مي‌شود.
مخالفت امام خميني با استفاده از اموال بنياد مستضعفان توسط شوراي مديريت نيز نکته مهمي است که در اين تبادلات نامه‌اي مورد تأکيد قرار گرفته است. روشن است که اموال بنياد مستضعفان متعلق به اقشار محروم و مستضعف است و نبايد صرف امور ديگر شود.
اصلي‌ترين نکته‌هاي مورد نظر امام، در مورد جلوگيري از خرج‌تراشي توسط نهادهاي وابسته به حوزه علميه، يکي حفاظت از استقلال روحانيت بود و ديگري مصون نگهداشتن روحانيت از تشريفات. با رعايت اين دو نکته است که حوزه‌هاي علميه مي‌توانند اسلام و تحصيل را اساس کار خود قرار دهند و مانع کاهش معنويت شوند. با از دست رفتن اين امتيازات، حوزه‌هاي علميه و روحانيت، از مردم فاصله مي‌گيرند، جايگاه خود را از دست مي‌دهند و به موجوديتي وابسته به حاکميت و قدرت سياسي تبديل مي‌شوند که بدترين سرنوشت است.
امروز، با گذشت 33 سال از اين توصيه تاريخي امام به شوراي مديريت حوزه علميه قم که در واقع توصيه به تمام افراد روحاني و نهادهاي حوزوي است، متأسفانه فاصله زيادي از بايدها گرفته‌ايم بطوري که گوئي امام خميني اصولاً چنين توصيه‌هائي نفرموده بودند و روحانيت و حوزه‌هاي علميه قرار نبود سيره عملي سلف صالح را دنبال کند و به حفاظت از استقلال و بالا بردن نفوذ معنوي خود اهتمام ورزد. اکنون بايد اعتراف کنيم که برخلاف توصيه‌هاي امام خميني، حوزه‌هاي علميه گرفتار تشريفات، ازدياد ساختمان‌ها، دريافت بودجه از حاکميت و دولت و درنهايت وابسته شدن به قدرت سياسي و فاصله گرفتن از مردم شده‌اند. شوربختانه حتي به خود امام هم رحم نکرده‌ايم و براي او که رنگ‌آميزي حسينيه ساده و کوچک جماران را نيز ولخرجي مي‌دانست، چنان برج و بارو و گنبد و بارگاه تشريفاتي و پرزرق و برقي ساخته‌ايم که مطمئناً اگر مي‌توانست جسم خود را برمي‌داشت و از آنجا دور مي‌شد، روحش که قطعاً از آنجا هزاران فرسنگ فاصله دارد. امام خميني اين را عدالت نمي‌داند که براي مقبره او و براي ساخت‌وسازها و تشريفات حوزه‌هاي علميه و روحانيت آنهمه هزينه شود درحالي که هنوز در اين کشور ميليون‌ها خانواده، زير خط فقر قرار دارند.
در سي و يکمين سالگرد رحلت بنيانگزار نظام جمهوري اسلامي، حال که به دليل شيوع ويروس کرونا مراسم تشريفاتي سالگرد برگزار نمي‌شود، به مکتب امام خميني بازگرديم که مکتب عدالتخواهي و مردم‌داري است.


نظرات کاربران


@