سمفونی شماره یک چایکوفسکی

رویاهای زمستان

تاریخ انتشار : ۱۹:۱۰ ۲۸-۰۹-۱۳۹۸

خانواده آهنگساز ، می گویند این اثر برای چایكوفسکی بیشتر از هر اثر دیگر ، زحمت و رنج بیشتری را موجب شد. با این وجود ، او همچنان به این امر علاقه مند بود و در سال 1883 به پدر و مادر خود نادژدا فون مك نوشت كه "اگرچه از جهات بسیار این اثر خام است ، اما از نظر بنیادی این اثر جوهره ی بیشتری دارد و از هر یک از دیگر آثار پخته من بهتر است."

تبریز امروز:

Image result for winter

 پیتر ایلیچ چایکوفسکی سمفونی شماره 1 خود را در G مینور ، Зимние грёзы،  ، Op. 13 ، در سال 1866 پس از پذیرش استادی در هنرستان مسکو آفرید.

خانواده آهنگساز ، می گویند این اثر برای چایكوفسکی بیشتر از هر اثر دیگر ، زحمت و رنج بیشتری را موجب شد. با این وجود ، او همچنان به این امر علاقه مند بود و در سال 1883 به پدر و مادر خود نادژدا فون مك نوشت كه "اگرچه از جهات بسیار این اثر خام است ، اما از نظر بنیادی این اثر جوهره ی بیشتری دارد و از هر یک از  دیگر آثار پخته من بهتر است." او سمفونی را به نیکولای روبینشتاین اهدا کرد.

چایکوفسکی نوشتن این سمفونی را در مارس 1866 آغاز کرد. یک نقد تند و تیز توسط سزار کوی از قافیه هایی که او به عنوان قطعه فارغ التحصیلی از هنرستان سنت پترزبورگ نوشت ، روحیه او را خراب کرد. او روز و شب آهنگسازی می کرد. همه این عوامل سلامت روحی و جسمی چایکوفسکی را به طرز چشمگیری تحت فشار قرار داده است. او از بی خوابی رنج می برد ، از دردهایی در سرش که فکر می کرد سکته مغزی است در نهایت او متقاعد شد که نمی خواهد زندگی کند تا سمفونی را تمام کند. کار موفقیت آمیز او در اورتور اصلاح شده اش در در سن پترزبورگ روحیه او را بالا برد. به همین ترتیب یک تغییر صحنه برای تابستان با خانواده اش انجام داد. با این وجود ، او به زودی دوباره با نوشتن روز و شب دوباره در خستگی عصبی و جسمی کار کرد. یک پزشک او را "یک قدم مانده به جنون" ، اعلام کرد که به وی استراحت کامل داد. چایکوفسکی اعتراض کرد.
Image result for winter

علی رغم عدم پیشرفت ، چایکوفسکی هنگامی که در اواخر ماه اوت به سن پترزبورگ بازگشت ، نظر معلمان سابق خود ، آنتون روبینشتاین و نیکولای زارمبا را جویا شد. او به تأیید آنچه در آن نوشته بود و همچنین پذیرفتن حداقل بخشی از آن را برای کنسرت انجمن موسیقی روسیه در سن پترزبورگ (RMS) امیدوار بود . اما هیچ وضعیتی خاص اتفاق نیفتاده بود و هر دو مرد منفی بودند و از اجرای سمفونی خودداری می کردند.  وی کار خود را برای انجام اولین کمیسیون عمومی خود متوقف کرد ، یک فستیوال جهانی که براساس سرود ملی دانمارک برگزار می شد تا از دیدار آینده تزار الكساندر سوم روسیه با عروس جدید دانماركی خود ، در مسكو تجلیل كند. پس از اتمام این جشنواره ، چایکوفسکی سمفونی را قبل از تعطیلات کریسمس در کنسرواتوار به اتمام رساند. این شامل تغییراتی بود که توسط روبنشتاین و زارمبا به عنوان شرط بررسی مجدد کار درخواست شده بود.

چایکوفسکی در هنگام تعطیلات کریسمس ، نسخه خطی را به روبینینشتین و زارمبا ارسال کرد. آنها حتی با وجود تغییرات اصراری شان  بر آنها ، هنوز هم سمفونی را به طور کلی رد نکردند. با این حال ، این بار آنها آداجیو  و scherzo را به عنوان "مناسب برای اجرا " ​​تصویب کردند. این دو موومان در یک کنسرت در سن پترزبورگ در 23 فوریه 1867 و بدون موفقیت انجام شد. چایکوفسکی ، که به سن پترزبورگ به عنوان مکان برتر موسیقی در روسیه نگاه کرده بود و از داشتن سمفونی خود در ابتدا به اجرای برنامه وسواس داشت ، کاملاً ناامید شد - نه تنها با مخاطبان سن پترزبورگ ، بلکه همچنین با داوری های انتقادی هر دو معلم سابق خود. او همه تجدید نظرهای مورد درخواست خود را دور ریخت و نسخه اصلی خود را نیز با یک استثنا قرار داد. به نظر می رسد استثناء غیرقابل اجتناب بود. وی با اصرار زارمبا ، او موضوع دوم جدیدی را برای موومانآغازین راه انداخته بود. او مقالاتی را که حاوی موضوع دوم اصلی او بود ، دور ریخته بود و نمی توانست آنچه را که در ابتدا سروده شده بود به خاطر بیاورد. چایکوفسکی مجبور شد موضوع دوم را تصویب کند که توسط زارمبا تصویب شد. 

در مسکو ، برادر آنتون ، نیکولای ، مایل به انجام سمفونی بود. فقط اصرار آهنگساز در اجرای سنت پترزبورگ او را عقب نگه داشت. چایکوفسکی اکنون به وی اجازه داد تا در 22 دسامبر در یک کنسرت در مسکو اجرای قطعه را انجام دهد. اگرچه این اجرا با موفقیت اندکی روبرو شد ، روبینشتاین هنوز آماده انجام کارهای کامل بود. سرانجام در 15 فوریه 1868 موفقیت بزرگی روی داد. با کمال تعجب ، سمفونی چایکوفسکی بعد از  15 سال برای اجرا بعدی خود منتظر ماند. اولین اجرای نسخه اصلاح شده در اول دسامبر سال 1883 در مسكو با نظارت ماكس Erdmannsdörfer انجام شد.

چایکوفسکی بعداً در زندگی اعتراف کرد که نمی تواند طبق قوانین سوناتای غربی بنویسد - آن قوانین نمایش و رشد ارگانیک و توسعه مضامین که آهنگسازان آلمانی مانند هایدن و موتزارت اختراع کرده بودند. آنتون روبنشتاین پیرو این قوانین در آثار خود بود. این به نوبه خود ممکن است یک نقص برای چایکوفسکی در نوشتن رویاهای زمستانی باشد. او نتوانست یک سمفونی بنویسد که باعث شود با ماندن در یک قالب کلاسیک ضمن نوشتن موسیقی که به نقاط قوت او به عنوان آهنگساز صادق باشد ، موجب پذیرش روبنشتاین باشد. 

سمفونی اول چایکوفسکی را وادار کرد تا از یک طریق بسیار مهم با واقعیت ها روبرو شود. قبل از شروع ، او راضی شده بود که موسیقی خود را به بهترین شکل ممکن به تمرین آهنگسازان قبلی بسپارد. رویاهای زمستانی او را وادار کرد که درک کند که او باید به عنوان آهنگساز رشد کند و به رشد خود بپردازد.  این به معنای تطبیق فرم سوناتا و ساختار سمفونیک برای تنظیم موسیقی مورد نظر برای نوشتن است. 

نظرات کاربران


@