اریش ازر هنرمند آلمانی

قصه های من و بابام - این تو هستی ؟

تاریخ انتشار : ۱۸:۳۰ ۱۲-۰۸-۱۳۹۸

من و بابام با هم به پارک محله رفتیم ، عده ای در آنجا جمع شده و در حال مطالعه کتاب بودند . من و بابام متوجه شدیم آنها در حال خواندن کتاب نقاشی های ما هستند ! روی نیمکت کنار آنها نشستیم و از اینکه آنها با نگاه به نقاشی های من وبابام خوشحال هستند ما هم شاد بودیم .

تبریز امروز:

 من و بابام با هم به پارک محله رفتیم ، عده ای در آنجا جمع شده و در حال مطالعه کتاب بودند . من و بابام متوجه شدیم آنها در حال خواندن کتاب نقاشی های ما هستند ! روی نیمکت کنار آنها نشستیم و از اینکه آنها با نگاه به نقاشی های من وبابام خوشحال هستند ما هم شاد بودیم . 

 

ناگهان آنان متوجه حضور ما شدند، وقتی با دقت به کتاب نگاه کردند و تصاویر را با قیافه ما مقایسه کردند و فهمیدند که من و بابام همان موضوع نقاشی های من و بابام هستیم ! با خنده و شوخی به تمسخر ما پرداختند و گفتند ، آها  این شما هستین؟؟؟!!! و کلی به ما خندیدند . آنگاه من و بابام از این همه تمسخر و خنده دیگر ناراحت به سمت خانه راه افتادیم.واقعا آدم ها خیلی عجیب هستند ، آنها از زندگی ما شاد و از دیدن ما ناشاد می شوند و به ناراحت کردن ما پرداختند.

 

اریش ازر هنرمند آلمانی 

ایجاد متن : توفیق وحیدی آذر 


نظرات کاربران


@