خصوصی سازی در نمای دیگر

ورشکسته سازی ؛ پول شویی ، سپس مال خودسازی !

تاریخ انتشار : ۱۸:۰۸ ۰۹-۰۸-۱۳۹۸

مرد 39 سال دارد ، ابروهایش از تیک های عصبی ریخته اند ،درامد مناسب دارد ، اما مجرد زندگی می کند ، از شغل قبلی اش که 7 ماه طول کشیده بود ، اخراج شده است ، یک صنعت بزرگ در یک سازمان اجتماعی بدنبال مدیر عامل است ، وی برای این شغل توصیه می گردد، وی قبل از آن در همان شرکت برای استخدام به عنوان سرپرست آزمایشگاه پرسشنامه تکمیل کرده بود ، اما صلاحیت علمی و حرفه ای و حتی روانی اش تایید نشده بود. اما اکنون به عنوان مدیرعامل وارد شرکت شده است. اولین فعالیت وی تغییر دکوراسیون اتاق است ، دومین کار کنترل اتوماسیون اداری و کنترل کامپیوترهای کاربران ، سومین کار نظارت برحمام های موجود در شرکت است. او عاشق فیس بوک و گذاردن عکس هایش برای گرفتن لایک از جنس مخالف نیز است ، کارگران هم متوجه ماجرا شده اند حال درخواست او افزایش سرمایه برای اجرای پروژه است ، مسافرت های خارجی و پیشنهادهای مالی جزیی از این ماجرا هستند و شرکت زوال در معرفت های اخلاقی و نابودسازی منابع انسانی خود را آغاز می کند...... به نظر می رسد ، اقدامات اخیر به تاسی از فرمایشات مقام رهبری مراحل آغازین راه در بازگشت به خود و نگاه به خود و انتقاد از خود باشد. خطاهای بسیار انجام شده است، وضعیت کارخانجات در سال رونق تولید ؛ وضعیت منابع انسانی سرزمین جوان نماد خطاهای بسیار است. اگر به دلیل خطا و ایراد پی نبرید ؛ هر راه حل به عنوان مشکلی جدید بر روی مسئله اضافه خواهد شد

تبریز امروز:

مال خود سازی - خصوصی سازی - پول شویی
به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی : حضرت امام خمینی در یازده دی ماه 1367 در یک پیام متفاوت ، با بیان زوال ایدئولوژی شوروی به رهبر آن کشور مبخائیل گورباچف نوشتند :... به همين اندازه هم شهامت تجديدنظر در مورد مكتبي كه ساليان سال فرزندان انقلابي جهان را در حصارهاي آهنين زنداني نموده بود قابل ستايش است....البته ممكن است از شيوه‌هاي ناصحيح و عملكرد غلط قدرتمندان پيشين كمونيسم در زمينه اقتصاد، باغ سبز دنياي غرب رخ بنمايد، ولي حقيقت جاي ديگري است. شما اگر بخواهيد در اين مقطع تنها گره‌هاي كور اقتصادي سوسياليسم و كمونيسم را با پناه بردن به كانون سرمايه‌داري غرب حل كنيد، نه تنها دردي از جامعه خويش را دوا نكرده‌ايد، كه ديگران بايد بيايند و اشتباهات شما را جبران كنند؛ چرا كه امروز اگر ماركسيسم در روشهاي اقتصادي و اجتماعي به بن‌بست رسيده است، دنياي غرب هم در همين مسائل، البته به شكل ديگر، و نيز در مسائل ديگر گرفتار حادثه است. جناب آقاي گورباچف، بايد به حقيقت رو آورد. مشكل اصلي كشور شما مسئله مالكيت و اقتصاد و آزادي نيست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعي به خداست. همان مشكلي كه غرب را هم به ابتذال و بن‌بست كشيده و يا خواهند كشيد.
مشكل اصلي شما مبارزه طولاني و بيهوده با خدا و مبدأ هستي و آفرينش است .....
***
در فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی ؛ برایشان تنها راه حل و مسیر پیش راه این کشور را برقراری نظام سرمایه داری قلمداد نمودند، کارخانجات معظم ، صنایع بزرگ ، شرکت های نفتی باید خصوصی سازی می شدند.
هیچکس ثروت آنچنانی برای داشتن حتی یک کارگاه کوچک را در اختیار نداشت .پس باید طبقه ای خلق می گردید تا بتواند مالک و سرمایه دار باشد و دیگران در سایه آنان زندگی کنند ، روسای حزب کمونیست که سال ها در تلاش برای اعمال حاکمیت از طریق دیکتاتوری پرولتاریا بودند ، این بار در شکل دمکرات ها و لیبرال ها نظام بالا به پایین موجود را حفظ ولی برای مناسبت های جدید طراحی کردند تا نظام قدرت افراد مورد فروپاشی قرار نگیرد و در کنار آن سرمایه های مرموز وارد سیستم گردیدند تا آنجا که غول های اقتصادی و میلیاردهای شماره یک از بلوک شرق سر برآوردند.میراث و ثمره کار یک ملت در سرزمینی بزرگ تحویل اشخاصی گردید که آغاز گر حضور اشراف بی فرهنگ در آن سرزمین شد.
زنان همچنان زحمتکشان بی پناه جامعه ماندند و مردان برای حداقل درامدی غیرمولد مشغول بودند .ثروت جامعه به بدترین شکل ممکن توزیع گردید ، به نحوی که شبکه تلویزیونی ، چاه نفت ، منابع طبیعی در کل بلوک شرق بویژه در سرزمین پدر یعنی شوروی متلاشی شده به ابزار قانون به افراد تعلق گرفت و این ثروت پایه گذار قدرت های بیشتر و افسار گسیخته تر در نظام جامعه شد.و آنجا بود که دانشمندان در دانشگاه های غرب و زنان درتاریکخانه های غرب جای گرفتند.
***
نظریه پردازان و صاحب نظران تولید، عناصر موثر در تولید را اغلب متشکل از چند عنصر می دانند که کلمه آغازین آنها را با " ام " مشخص کرده اند.
منابع مالی ، منابع انسانی ، متد و ماشین ، مواد اولیه و مدیر ! در مراحل تکاملی تولید و جوامع ضابطه مند و اخلاق گرا معرفت های اخلاقی نیز به ماجرای تولید وارد می شوند و به عنوان " ام " دیگر مطرح می گردند.
دستکاری عامدانه عناصر مختلف تولید ، هرگز امری مثبت و در راستای رشد تولید قلمداد نمی گردد، محدود کردن منابع مالی یا از بین بردن آنها و یا زمانی نابودی سازی منابع انسانی با لطائف الحیل از قبیل سخت و زیان آور قلمداد کردن سیستم تا اخراج به صدها بهانه و حتی گاه بدون بهانه و ... خرید ماشین آلات و مواد اولیه ناصحیح و حتی ایجاد برنامه ریزی شده رقیب و در کل انتخاب و انتصاب مدیر نامدیر و ناصحیح ، از جمله عملیاتی است که می توانند موجب نابودی کل سیستم و ناکارامدی آن گردند .
پنج M به علاوه یک M در علم مدیریت به این مهم می پردازد.
***
مرد 39 سال دارد ، ابروهایش از تیک های عصبی ریخته اند ،درامد مناسب دارد ، اما مجرد زندگی می کند ، از شغل قبلی اش که 7 ماه طول کشیده بود ، اخراج شده است ، یک صنعت بزرگ در یک سازمان اجتماعی بدنبال مدیر عامل است ، وی برای این شغل توصیه می گردد، وی قبل از آن در همان شرکت برای استخدام به عنوان سرپرست آزمایشگاه پرسشنامه تکمیل کرده بود ، اما صلاحیت علمی و حرفه ای و حتی روانی اش تایید نشده بود. اما اکنون به عنوان مدیرعامل وارد شرکت شده است. اولین فعالیت وی تغییر دکوراسیون اتاق است ، دومین کار کنترل اتوماسیون اداری و کنترل کامپیوترهای کاربران ، سومین کار نظارت برحمام های موجود در شرکت است.

او عاشق فیس بوک و گذاردن عکس هایش برای گرفتن لایک از جنس مخالف نیز است ، کارگران هم متوجه ماجرا شده اند حال درخواست او افزایش سرمایه برای اجرای پروژه است ، مسافرت های خارجی و پیشنهادهای مالی جزیی از این ماجرا هستند و شرکت زوال در معرفت های اخلاقی و نابودسازی منابع انسانی خود را آغاز می کند......
***
مرد میانسال مدیرعامل یک کارخانه صنعتی شده است که محصول آن ماشین برای جابجایی مواد و انبارش است، او بعد از کسب این سمت، با یک شرکت کره ای برای اخذ نمایندگی محصول مشابه با ل


نظرات کاربران


@