نابودی جوامع و اقتصادها

نئولیبرالیسم همچنان مقاومت می کند!

تاریخ انتشار : ۰۵:۳۵ ۱۹-۰۷-۱۳۹۸

از نومحافظه کاران مانند پل ولفوویتز گرفته تا "مداخله گرایان بشردوستانه" مانند مادلین آلبرایت ، این ایده ساده انگارانه را مبنی بر اینکه ماشین جنگی ایالات متحده می تواند برای تحمیل نئولیبرالیسم با زور به کشورهای مخالف در سرتاسر جهان وارد شود را مطرح ساختند. بیست سال پس از آن ، نتایج آن سیاست ها کاملاً فاجعه بار بوده است. حتی در ایالات متحده آمریکا ، در قلب امپراتوری نئولیبرال ، نسل جدیدی که بر اسطوره های نولیبرالیسم غالب می شوند ، اکنون پوچی های آن را مطرح می کنند: فریب دادن اقتصاد، جادوی بازار، کاهش مراقبت های بهداشتی و ایجاد آموزش خصوصی ، وارد شدن به مجلس با داشتن پول و قدرت آن، كاهش طبقه متوسط ، نابودی بی حد و حصر محیط زیست و جهان طبیعی؛ و... غیره همانطور که اقتصاددان بریتانیایی J.M. کینز در دهه 1930 گفت ، "سرمایه داری اقتصاد آزاد ایده ای پوچ است که بدترین ( بدبخت ترین) مردم ، به بدترین دلایل ، آنچه را که برای ما مطلوب است را انجام می دهند."

تبریز امروز:

بحران ها در عراق و هائیتی عدم موفقیت نولیبرالیسم نظامی را نشان می دهد. جای تعجب نیست که دولت های جدید منصوب شده توسط جنگ ها و کودتاهای ایالات متحده از جمله فاسد ترین رژیم های روی زمین هستند.
آنها نه تنها از اعتراض به فساد و برنامه های ریاضتی دولت هایی مانند اکوادور و الجزایر خودداری می کنند ، بلکه در هائیتی و عراق ، دولت های فاسد نئولیبرال با استفاده از نیروی نظامی ایالات متحده به عموم مردم تحمیل می شوند.
این فصل را می توان پاییز نارضایتی خواند ، زیرا مردم از خاورمیانه تا آمریکای لاتین و کارائیب برعلیه دولت های فاسد نولیبرال قیام کردند. دو کشور در حال بحران ، هائیتی و عراق در نقاط مختلف زمین قرار دارند اما فصل مشترکی با یکدیگر دارند.  درآنها نه تنها از اعتراض به فساد و برنامه های ریاضتی دولت مانند اکوادور و الجزایر جلوگیری می شود ، بلکه در هائیتی و عراق ، دولت های فاسد نئولیبرال آنها با استفاده از نیروی نظامی ایالات متحده به آنها تحمیل می شوند.
در سال 2003 و 2004 به ترتیب ، نیروهای آمریكایی به طور غیرقانونی به عراق و هائیتی حمله كردند ، حکومت های رسمی را از قدرت برکنار كردند و رژیم های مورد حمایت آمریكا را جایگزین آنها كردند. از زمان 1980 تاکنون ، هر دو کشور مطابق با ایدئولوژی غالب نئولیبرالی اداره می شوند که ایالات متحده و متحدان آن به اکثر جهان تحمیل کرده اند. اعتراضات و سرکوب وحشیانه در عراق و هائیتی امروز ،آخرین سند عدم موفقیت کامل نئولیبرالیسم و ​​هزینه فوق العاده زیاد انسانی تلاش های ایالات متحده برای تحمیل حاکمیت توسط نیروی نظامی به کشورهایی است که مقاومت می کنند.

عراق

در هفته اول اکتبر، در بغداد ، ناصریه و دیگر شهرهای عراق بیش از 100 نفر کشته و 6000  نفر زخمی شدند ، زیرا ارتش و پلیس عراق به تظاهرات های گسترده آنها شلیک کردند. عراقی های جوان در برابر فساد دولت ، بیکاری و فقر قیام کرده اند که آنها را با چشم انداز ناامید کننده ای روبرو می کند، حتی وقتی که تولید نفت با رکورد بالایی جیب نخبگان حاکم در منطقه سبز بغداد را پر می کند.
در همین حال ، دستکم 17 نفر در سرکوب اعتراضات دولت هائیتی کشته شده اند که خواستار استعفای جاونال مویس رئیس جمهور هاییتی بودند . شورش عمومی در خیابان ها سر و صدای بسیار براه انداخته است زیرا مویس با اتهامات مستند اختلاس و فساد روبرو است. دولت وی نتوانسته است زندگی اکثر هائیتی ها را بهبود ببخشد. هائیتی فقیرترین کشور در نیمکره غربی است ، با سرانه تولید ناخالص داخلی سرانه تنها 870 دلار در سال و 60٪ از مردم که زیر خط فقر 2.41 دلار در روز زندگی می کنند.
سناتور الیزابت وارن در مقاله ای در فارین پالیسی در ژانویه سال 2019 توضیح داد كه چگونه ایالات متحده "شروع به صادرات یك نوع خاص از سرمایه داری می كند ، این امر شامل قوانین و مقررات ضعیف ، مالیات كم بر ثروتمندان و سیاست هایی است كه به نفع شركت های چند ملیتی است. و ایالات متحده در این کشور سلسله مبارزات به ظاهر بی پایان را در پیش گرفت و درگیر اهداف اشتباه یا نامشخص بود و هیچ مسیری آشکار برای تکمیل آن نداشت. تأثیر این تغییرات سیاست ویرانگر بوده است. "
آنچه سناتور وارن بدون آنكه نقاط را به هم بكشد ، این بود كه هدف واقعی جنگ ها ، كودتاها و سایر عملیات تغییر رژیم دقیقاً تحمیل "مدل خاص سرمایه داری" بود كه وی توضیح داد و در صورت لزوم استفاده غیرقانونی و کشنده از نیروی نظامی مجاز شمرده می شود.
زمانی که میخائیل گورباچف ​​امپراتوری اتحاد جماهیر شوروی را منحل کرد و با غرب صلح برقرار کرد ، ایالات متحده بدون نیاز به استفاده از ماشین جنگی خود سرمایه داری نئولیبرالی را به اروپای شرقی صادر کرد ، اما برای رسیدن به این نقطه  45 سال ثروت ایالات متحده را برای نابود کردن شوروی  به هدر داد .
به همان اندازه که نئولیبرالیسم برای افراد شاغل در ایالات متحده فاسد شده است ، هر جا که ایالات متحده و متحدانش سعی در تحمیل آن با زور نظامی داشته باشند ، بسیار مخرب تر بوده است.

درعوض ، كارشناسان سیاسی و اقتصادی غربی مانند جفری ساكس در سراسر منطقه به بیان مارگارت تاچر مبنی بر اینكه "هیچ جایگزینی" برای نولیبرالیسم وجود ندارد ، پرداختند. آنها رهبران اروپای شرقی را متقاعد كردند كه كشورها و مردم خود را تسلیم "شوك درمانی" تسخیر شركت ها ، خصوصی سازی ، كاهش شدید خدمات عمومی و الیگارشی پلوتوكراتیك كنند كه به طور سطحی با انتخابات چند حزبی به سبک غربی اجرا شده اند.
اما ایالات متحده و متحدانش سپس با دو معضل دشوار روبرو شدند. در مورد کشورهایی که از امپراتوری نئولیبرال ، یعنی عراق ، ایران ، لیبی ، کوبا و کره شمالی مستقل بودند ، چه باید بکنند؟ و چه کارهایی باید با ماشین جنگی ایالات متحده و ناتو انجام دهند چون که گورباچف با صلح ​​از کار برکنار شده است!
مقامات آمریكا از هر دو حزب بزرگ ، از نومحافظه کاران مانند پل ولفوویتز گرفته تا "مداخله گرایان بشردوستانه" مانند مادلین آلبرایت ، این ایده ساده انگارانه را مبنی بر اینکه ماشین جنگی ایالات متحده می تواند برای تحمیل نئولیبرالیسم با زور به کشورهای مخالف در سرتاسر جهان وارد شود را مطرح ساختند. بیست سال پس از آن ، نتایج آن سیاست ها کاملاً فاجعه بار بوده است.
حتی در ایالات متحده آمریکا ، در قلب امپراتوری نئولیبرال ، نسل جدیدی که بر اسطوره های نولیبرالیسم غالب می شوند ، اکنون پوچی های آن را مطرح می کنند: فریب دادن اقتصاد، جادوی بازار، کاهش مراقبت های بهداشتی و ایجاد آموزش خصوصی ، وارد شدن به مجلس با داشتن پول و قدرت آن، كاهش طبقه متوسط ، نابودی بی حد و حصر محیط زیست و جهان طبیعی؛ و... غیره همانطور که اقتصاددان بریتانیایی J.M. کینز  در دهه 1930 گفت ، "سرمایه داری اقتصاد آزاد ایده ای پوچ است که بدترین ( بدبخت ترین) مردم ، به بدترین دلایل ، آنچه را که برای ما مطلوب است را انجام می دهند."
اما به همان اندازه که نئولیبرالیسم برای افراد شاغل در ایالات متحده فاسد بوده است ، در هر کجا ایالات متحده و متحدانش سعی کرده اند آن را با زور نظامی تحمیل کنند ، بسیار مخرب تر شده است.

افغانستان و عراق

در افغانستان ، پس از 18 سال جنگ ، 80،000 بمب و موشک آمریکایی در حملات هوایی به رهبری ایالات متحده در این کشور استفاده شده است . و صدها هزار نفر به صورت خشونت آمیز کشته شده اند ، مردم افغانستان چنان از "سیستم دموکراتیک" تحت حمایت ایالات متحده سرخورده شده اند که تنها 25 درصد در انتخابات ریاست جمهوری حاضر شده اند. مردم برای رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری سپتامبر ، کمتر وارد کارزار  شدند . خشونت بی پایان و فساد بی حد و حصر دولت های مختلف در ایالات متحده ، طالبان را قادر ساخته است که دوباره بازگردند و یک دولت سایه پایدار را در بیشتر  کشور مستقر کنند.
افغانستان
در عراق ، 16 سال پس از حمله ایالات متحده ، جانشینی دولت های فاسد تحت حمایت ایالات متحده ، تولید نفت را به حدود 4.6 میلیون بشکه در روز افزایش داده است ، دومین رقم تولید در اوپک. اما در راستای ارتودوکسی نئولیبرال ایالات متحده ، سود این تولید توسط طبقه حاکم جدید مورد حمایت  ایالات متحده برداشت می شود ، و این درامد در خدمات بهداشت ، آموزش ، مسکن و سایر خدمات عمومی توزیع نمی گردد  که در خلال سال های 1958 تا 2003 تحت نظارت دولت های عراق و حزب بعث و حتی حاکمیت وحشیانه صدام حسین وجود داشتند.
حمله ایالات متحده و امواج بی پایان خشونت و هرج و مرج ناشی از آن ، عراق را نابود کرده است.
در سال 2014 عراق مجدداً وارد جنگ تمام عیار شد ، زیرا گروه های غریبه و بیگانه در شمال و غرب با عنوان دولت اسلامی این کشور را تحت تاثیر خود قرار دادند . ارتش آمریكا با یك بمباران هوایی و توپخانه ای برعلیه داعش موصل ، دومین شهر بزرگ عراق و بسیاری از شهرها را در عراق و سوریه نابود كرد و باعث کشته شدن ده ها هزار غیرنظامی در موصل شد.
حمله ایالات متحده و امواج بی پایان خشونت و هرج و مرج ناشی از آن ، عراق را نابود کرده است. الگوی نولیبرالی تحمیل شده ایالات متحده ، سلسله ای از دولت های فاسد را برای دزدی و سرقت از ثروت نفتی عراق توانمند کرده است ، در حالی که بقیه جمعیت هنوز در تلاش هستند تا از این فشار و اندوه بی پایان "ساخته شده در ایالات متحده آمریکا" بهبود یابند. ترومای ملی. مشارکت رأی دهندگان در انتخابات عراق از 80 درصد در سال 2005 به 45 درصد در سال 2018 کاهش یافته است. اکنون نسلی جدید ناامید و خشمگین عراقی ها به خیابان ها می روند تا خواستار دولتی شوند که سرانجام ثروت کشورشان را با مردمش تقسیم کند.

فاجعه هائیتی
در سال 2000 ، ژان برتراند آریستید ، نخستین رئیس جمهور منتخب مردم سالار هائیتی ، برای دوره دوم منصب ریاست جمهوری انتخاب شد كه صریحاً سیاست های"نئولیبرال" بدهی و ریاضت اقتصادی را که توسط ایالات متحده ، صندوق بین المللی پول (صندوق بین المللی پول) و بانک جهانی  هائیتی تحمیل شده بود را رد کرد.
ایالات متحده با قطع کمک های خارجی به هائیتی و برپایی اردوگاه های آموزشی در جمهوری دومینیکن ، به انتخاب مجدد آریستید پاسخ داد ، جایی که همزمان 200 نیروی ویژه نیروهای آمریکایی، جوخه های مرگ هائیتی را برای عبور از مرز و ترور هواداران آریستید و ترور کردن جمعیت ، آموزش دادند.

در فوریه 2004 ، این گروه های مرگ با آموزش نیروهای آمریکایی به شبه نظامیان به نام ارتش آدمخوار در گونایوس پیوستند ، جایی که آنها ایستگاه پلیس را تصرف و کنترل شهر را به دست گرفتند. دو هفته بعد ، آنها کپ هائیتن دومین شهر بزرگ هائیتی را اشغال کردند.

در حالی که جوخه های مرگ آموزش دیده نیروهای آمریکایی تهدید کردند که در پورت پائو-پرنس پایتخت هائیتی راهپیمایی می کنند ، یک مقام سفارت ایالات متحده و نیروهای ویژه نیروهای آمریکایی وارد کاخ ریاست جمهوری شدند و آریستید و خانواده وی را وادار به ترک کاخ ریاست جمهوری کردند. هزار نیروی دریایی ایالات متحده ، به علاوه نیروهای فرانسوی ، کانادایی و شیلی ، هائیتی را مورد حمله و اشغال قرار دادند.

ایالات متحده آمریکا آریستید را به آنتیگوا و سپس به جمهوری آفریقای مرکزی انتقال داد. ، جایی که ژنرال فرانسوا بوزیزه به تازگی قدرت را در کودتای نظامی تحت حمایت غربی ها بدست آورده بود. دولت جامائیکا آریستید و خانواده اش را از جمهوری افریقای مرکزی نجات داد و آنها را برای چند ماه به جامائیکا آورد تا اینکه به آنها پناهگاه دائمی در آفریقای جنوبی اعطا شود. سرانجام در سال 2011 به آریستید اجازه بازگشت به هائیتی داده شد و هنوز هم او به عنوان تنها رهبر دموکراتیک محبوب هائیتی شناخته می شود .
هاییتی

از سال 2004 ، هنگامی که حزب  فانمی لاوالاس آریستید ممنوع شد ، انتخابات در هائیتی چنان آشکار تقلبی و نامشروع بوده است که مشارکت رأی دهندگان از حداقل 50 درصد در سال 2000 (با وجود تحریم انتخابات توسط مخالفان ) کاهش یافته است ، از آن زمان که آریستید با کسب 92٪ آرا به ریاست جمهوری رسید، مشارکت  به 22٪ در سال 2011 ، 29٪ در سال 2015 و 18٪ در سال 2016 رسیده است که اجازه می دهد در هر انتخابات سیاستمداران و احزاب آشکارا تحت حمایت آمریكا پیروز شوند.

پس از زلزله ویرانگر 2010 ،  میشل مارتلی ، خواننده پاپ هائیتی در انتخابات سال 2011  که توسط توسط بیل و هیلاری کلینتون حمایت می شد ، پیروزی را بدست آورد. وی به سرعت در رسوایی اخذ بیش از 2.6 میلیون دلار رشوه درگیر شد که از یک شرکت ساخت و ساز دومینیکن که به وی 200 میلیون دلار در قراردادهای بدون مناقصه برای کارهای بازسازی پس از زلزله داده بود که منجر به اعتراضات گسترده ای علیه فساد در سال های 2013 ، 2014 و 2015 شد .

در آخرین انتخابات سال 2016 که شواهد نشانگر تقلب گسترده ای در انتخابات بود که موجب تظاهرات های ضد حكومتی بزرگ پیش ازاعلام نتایج  آن شد كه در آن جاوونال مویس با کسب 33 درصد رای برنده شد در حالی که نظر سنجی ها فقط 6 درصد آرا را برای وی نشان می دادند .
 
مقاومت نئو لیبرالیسم
 
  نئولیبرالیسم یک سیستم ذاتا فاسد است. نئولیبرالیسم یک دایره شرور ایجاد می کند که در آن طبقات حاکم می توانند ثروت خود را برای به دست آوردن قدرت سیاسی و تسلط به کار گیرند و سپس از این قدرت برای کاهش مالیات و بازنویسی قوانینی برای غنی سازی بیشتر خود استفاده کنند. این یک موتور قدرتمند برای تولید ثروت و قدرت سیاسی متمرکز تر برای 1٪ جامعه است که  با به فقر کشانیدن و حاشیه نشینی سیاسی برای هر کس دیگر یعنی همه است.

نئولیبرالیسم سیاست و انتخاب را عمدتاً به انتخاب بین سیاستمداران و احزابی که نماینده جناح های همان طبقه حاکم فاسد هستند ، کاهش می دهد ، و این انحصار قدرت را در هر حزب که برنده باشد ، حفظ می کند. اما نقص مهلک در نگاه نئولیبرالی جهان ، فرض بر این است که طبقات حاکم می توانند با خیال راحت 99 درصد از جمعیتی  را نادیده بگیرند که در این سوء استفاده، بهره برداری یا حتی کشتن آنها را نمی بینند .

نئولیبرالیسم
در این ماجراست که نخبگان در هر کشور مستقیماً موضوع سیاست ایالات متحده برای "تغییر رژیم" قرار می گیرند که در آن رهبران مقاومت در برابر نئولیبرالیسم با هر وسیله ضروری سرنگون می شوند. جای تعجب نیست که دولت های جدید نصب شده توسط این همه جنگ ها و کودتا های ایالات متحده از جمله فاسد ترین رژیم های روی زمین هستند.
اما همانطور که ارتش های اشغالگر به رهبری ایالات متحده در ویتنام ، عراق و افغانستان عمل کرده اند و همانطور که در حال حاضر در عراق و هائیتی می بینیم ، مردم عادی هنوز هم اصرار دارند که گفته های خود را درباره آینده جهانی که همه ما در آن زندگی می کنیم ، بیان کنند. آمریکا عمدتاً مسئول زندگی و یا مرگ و میرهایی است که اکنون جوانان در این کشورها با آنها روبرو شده است، بنابراین آنها مستحق همبستگی ما هستند در حالی که مقاومت می کنند.

 

منبع: Common Dream

نوشته : مدآ بنجامین  و نیکلاس دیویس

 

 

:

 

 


نظرات کاربران


@