درحاشیه محاکمه مدیران کم سواد بانکی

تخصص نداشت ، تعهد پیشکش!

تاریخ انتشار : ۲۱:۰۵ ۱۶-۰۷-۱۳۹۸

بانک ها و شرکت ها و ثروت جامعه در اختیار او بودند، ویلاهای شمال متعلق به بانک در اختیار فامیل های دور هم قرار گرفته بودند و کل فامیل از شهر تا روستا در ویلاهای بانک اطراق کرده بودند و مشغول زندگی شاد بودند! نمی شد تصور کرد او با این همه مشغله حتی 2 مدرک فوق لیسانس هم گرفته بود او خود را مورد تائید کرده بود ، صلاحیت وی را بانک اصلی برای مدیرعاملی بانک پلیین تر تائید کرد و او از سد صلاحیت ها برای مجلس نیز گذشت . وقتی از تبریز برای انتخابات مجلس کاندید شد، در بروشور انتخاباتی وی به دو مدرک فوق لیسانس و تحصیل در مقطع دکتری در یک کشور خارجی انگلیسی زبان نیز اشاره شده بود . مردی که دانشجوی یک کشور خارجی مثل استرالیا یا کانادا بود ، هنوز که هنوز است ناتوان از خواندن متن ساده یک صفحه انگلیسی است ، اما بدون خروج از کشور در خارج از آن تحصیلی می کرد!!!!! ....او در ماجراهایش در بانک به سال های سال زندان محکوم شد ، آیا او فقط در بانک .... خطا کرده بود و فقط بخاطر یک بار و اولین بار خطایش به " دوستاق" افتاد؟ آیا لازم نیست کل دوران کارکرد او در بانک ها و هیئت مدیره ها مورد بررسی قرار گیرد؟ آیا استخدام های انجام شده توسط او مورد کنکاش واقع شده اند؟ بیست ، سی سال ریاست او لازم به کنترل است تا حقوق مردم حفظ گردد....

تبریز امروز:

تغییر چهره
مرد وارد مغازه طلافروش می شود؛ در دستش یک قطعه چک هست ، می گوید آقا این چک مسروقه است و سارق با دسته چک مسروقه در حال خرید از بازار است.
مغازه دار به چک نگاه می کند! از مرد می پرسد آخه خودت انصاف کن مگه می شه به صاحب این دستخط چهار تومن اعتبار داد و تو چهار میلیون بهش پول دادی !
او یواشکی می گوید ، واللا اون دست خط خودم است ، مرد گفت که دستش زخمی است و از من خواست تا متن چک را بنویسم و من نوشتم و او امضا کرد.
***
سال ها پیش دانشگاه آزاد برای آموزش ضمن خدمت و ایجاد بخش آموزش های کوتاه مدت ، دوره هایی را باعنوان تک درس ایجاد کرده بود. او هم در این دوره ها ثبت نام کرد چون تحویل دار بانک بود! حسابداری (1) ،سپس حسابداری (2) و ..... آخر سر او توانست یک لیسانس تک درس از دانشگاه آزاد بگیرد . اما علیرغم اینکه پول پرداخت می کرد کمتر در کلاس حاضر می شد و نمراتش هم چندان قابل نبودند، ولی نمره قبولی را همه ثبت نام کنندگان در کلاس می گرفتند.
***
درسش تمام شده بود یا نه! که از تبریز به تهران نقل مکان کرد ، ناگهان سر از عضویت در هیئت مدیره بانک س. درآورد و سپس مدیرعامل بانک س. شد. سرعت ترقی او بسیار بود .
بانک ها و شرکت ها و ثروت جامعه در اختیار او بودند، ویلاهای شمال متعلق به بانک در اختیار فامیل های دور هم قرار گرفته بودند و کل فامیل از شهر تا روستا در ویلاهای بانک اطراق کرده بودند و مشغول زندگی شاد بودند! نمی شد تصور کرد او با این همه مشغله حتی 2 مدرک فوق لیسانس هم گرفته بود .
او مورد تائید بود ، صلاحیت وی را بانک اصلی برای مدیرعاملی بانک کوچک . تائید کرد و او از سد صلاحیت ها برای مجلس نیز گذشت .
وقتی از تبریز برای انتخابات مجلس کاندید شد، در بروشور انتخاباتی وی به دو مدرک فوق لیسانس و تحصیل در مقطع دکتری در یک کشور خارجی انگلیسی زبان نیز اشاره شده بود .
مردی که دانشجوی یک کشور خارجی مثل استرالیا یا کانادا بود ، هنوز که هنوز است ناتوان از خواندن متن ساده یک صفحه انگلیسی است ، اما بدون خروج از کشور در خارج از آن تحصیلی می کرد!!!!! ....
***
ثروت جامعه ، پول معلمان مدرسه در اختیار او گذارده می شود ، مردی که علیرغم کم سوادی ، توانسته بود خود را به عنوان یک بنکر Banker جا بزند . سکاندار دو بانک بزرگ کشور شد، حال شما بگویید اقتصاد چرا اینگونه هست و چرا دلار از 38000ریال ناگهان به 150000 ریال جهش می کند و اصلا چرا اینگونه شده است!
***
او در ماجراهایش در بانک به سال های سال زندان محکوم شد ، آیا او فقط در بانک .... خطا کرده بود و فقط بخاطر یک بار و اولین بار خطایش به " دوستاق" افتاد؟ آیا لازم نیست کل دوران کارکرد او در بانک ها و هیئت مدیره ها مورد بررسی قرار گیرد؟ آیا استخدام های انجام شده توسط او مورد کنکاش واقع شده اند؟ بیست ، سی سال ریاست او لازم به کنترل است تا حقوق مردم حفظ گردد....
***
رشد "بنکر ناآشنا به بانک " و مدیر کم سواد و ناتوان در سیستم مدیریتی ایران موضوعی نیست که برای اولین بار اتفاق افتاده باشد. سیستمی که نمی تواند دانش مدیریتی ، دانش علمی و خواسته های خود را از یک مدیر مطالبه کند و سیستمی که نمی داند از مدیرش چه می خواهد ، هرگز نمی تواند مدیر برجسته برای خود بکارگیری کند ، دانشگاهی که فقط صادرکننده و چاپگر مدرک است و استاد دانشگاهی که در دادن نمره اغماض می کند و آنکه نمی تواند از استاد دانشمند و دقیق پشتیبانی کند همه در پشت میز متهم قرار دارند.
در محاکمه " او" باید معرف ، تائید کننده و امضا کننده حکم او نیز به دادگاه کشانیده می شدند . از آنها در مورد تخصص فرد سوال می شد.
او برای تعهدش صاحب اختیار سرمایه و ثروت جامعه شد اما نشان دادکه نه تعهد و نه تخصص دارد. فقدان تعهدش را قاضی اعلان کرد و فقدان تخصص او با لو رفتن ثروت عمومی مشخص شد .
چه زمانی معرف و حامیان آقایان بانکدار امانت ندار در پشت میز سوال و جواب قرار خواهندگرفت.
مقام معظم رهبری امسال را سال رونق تولید نامگذاری کردند و هرگونه رونق در تولید کالا یا خدمات در فقدان مدیر با صلاحیت ممکن نخواهد بود ، پس مدیران را از میان برگزیدگان واقعی انتخاب کنیم.  آنان که تخصص دارند و آنان که متعهد به کار هستند!

 


نظرات کاربران


@