ثقه الاسلام شهید روز عاشورا

شهیدی دیگر در روز عاشورای تبریز

تاریخ انتشار : ۱۵:۵۶ ۱۹-۰۶-۱۳۹۸

او در بیدادگاه اشغالگران خطاب به یارانش گفت: «برای حیات دنیا خود را در مقابل دشمن حقیر و مخوف نشان ندهید و هیچ‌وقت واقعۀ کربلا را فراموش نکنید که خاندان رسالت، آن مصائب فوق طاقت را با چه متانت و بردباری استقبال نموده و به تمام شداید متحمل شدند… اگر سرگذشت آل علی را در شب عاشورا درنظر گرفته باشید آن‌وقت به این اندازه مضطرب و متوحش نخواهید شد. امشب شب عاشوراست، ما هم باید در چنین شبی به تمام شداید و مضایق، صبر و افتخار کنیم که این همه شکنجه و آزار که به ما می‌رسد در راه حب وطن و در راه ملت اسلام است.» ثقة‌الاسلام در روز عاشورا در تبریز به همراه هفت تن دیگر غریبانه به دار آویخته شد در حالی که جماعتی انبوه کمی آن‌سوی‌تر به قمه‌زنی مشغول بودند. میرزا علی قبل از شهادت دو رکعت نماز خواند و خطاب به شیخ سلیم خطیب گفت: «چه سعادتی بالاتر از این‌که در این ایام به فیض شهادت نایل می‌شویم و همه با شهیدان کربلا محشور خواهیم شد.»

تبریز امروز:

میرزا علی تبریزی مشهور به ثقةالاسلام از رهبران نهضت مقاومت مردمی علیه اشغالگران روس و از حامیان مجاهدان تبریز در عصر مشروطه بود. او مشروطه را «منع ارادۀ شاهانه و لزوم شورا» در امور سه قوۀ مقننه، قضائیه و مجریه و موجب گسترش عدل و امنیتِ جان و مال مردم می‌دانست و معتقد بود که سلطنت، در صورت مخالفت با مشروطه، محکوم به زوال و نابودی است؛ علت انقراض دولت‌ها و سلسله‌های سلطنتی استبداد است و شاه برای حفظ سلطنت باید از مشروطه تبعیت کند.

در پی قیام مشروطه‌خواهان تبریز بر ضد استبداد محمدعلی‌شاه، رئیس الوزرا با ارسال تلگرامی تهدیدآمیز به ثقة الاسلام، از او خواست تا اختلاف را رفع کند. ثقة الاسلام اما بر مواضع همیشگی‌اش (دفاع از حقوق دولت و ملت و تلاش برای اتحاد) تأکید کرد. شاه سپاهی را روانۀ تبریز کرد، اما به سبب مقاومت مردم، نتوانست وارد شهر شود. قوای دولتی شهر را محاصره کرند و راه ورود آذوقه را به آنجا بستند؛ اما چهار ماه محاصره و قحطی و گرسنگی هم نتوانست مقاومت مردم را بشکند.

در شرایطی که راه هرگونه همکاری میان دولت و انقلابی‌های تبریز بسته شده بود و از رجال و بزرگان تبریز فردی که معتمد طرفین باشد وجود نداشت، ثقة‌الاسلام به همراه چند تن دیگر ضمن نصیحت کردن شاه برای برقراری مجدد مشروطه و هشدار دادن دربارۀ احتمال دخالت و نفوذ اجانب، تلاش می‌کرد اجازۀ ورود غله و آذوقه را به شهر بگیرد، اما شاه به جای درک نیت ثقة‌الاسلام و خیرخواهی وی برای دولت و مردم، در خیال تبعیدش از تبریز بود.

سرانجام، پیش‌بینی‌های ثقة الاسلام به وقوع پیوست؛ روسیه و انگلیس برای دخالت در امور داخلی ایران بهانه یافتند و نیروهای روسی در ۴ ربیع‌الثانی ۱۳۲۷ روانه تبریز شدند و آنجا را اشغال کردند. پس از این واقعه ثقة‌الاسلام به مناسبت عید نوروز ۱۲۹۰/ ربیع الاول ۱۳۲۹ مقاله‌ای نوشت و از مردم خواست به سبب وجود قشون بیگانه، از اجرای مراسم سنتی نوروز خودداری کنند؛ و در نتیجه، اکثر اهالی تبریز آن سال عید نگرفتند.

حضور اشغالگران روسی در تبریزی که مهد مجاهدان بود، آنجا را آبستن حوادث کرده بود. تلاش‌های ثقة الاسلام برای آرام کردن اوضاع هم نتیجه‌ای نداشت. سرانجام در ۲۹ ذیحجۀ ۱۳۲۹ق، جنگی میان روس‌ها و مجاهدان درگرفت. ثقة‌الاسلام خواستار مقابلۀ مجاهدان شد و کتباً به رئیس شهربانی تبریز اجازۀ دفاع داد. این امر موجب شد که تبریز یک‌باره علیه اشغالگران بسیج شود و با روس‌ها مقابله کند.

بعد از چند روز جنگ خونین، از ۳ محرم با ضعیف شدن قوای روس، آنان سخن از صلح به میان آوردند. از سوی دیگر، رسیدن پیغام‌های پیاپی دولت مبنی بر ترک جنگ، بسته شدن مجلس در دوم محرم همان سال و پذیرش اتمام حجت روسیه، سبب شد ثقة‌الاسلام مجاهدان را برای پذیرش پیشنهاد صلح راضی کند و در پی آن مقرر گردید مجاهدان تفنگ‌های خود را کنار بگذارند و شهر را ترک کنند، در عین حال با ورود سه لشکر روسی از ایروان و تفلیس به تبریز و ادامۀ هجوم روس‌ها، ثقة‌الاسلام با ارسال تلگرامی به تهران، وضع شهر را اطلاع داد و خواستار کمک دولت شد.

ثقة‌الاسلام در چنین اوضاع آشفته‌ای به رغم هشدار نمایندۀ دولت عثمانی که پیغام داده بود روس‌ها قصد کشتنش را دارند، هرگز حاضر به مخفی شدن و یا پناهندگی نشد و سرانجام در روز نهم محرم ۱۳۳۰ ق توسط قشون اشغال‌گر روسیه در تبریز دستگیر و همان شب محکوم به اعدام شد.

او در بیدادگاه اشغالگران خطاب به یارانش گفت: «برای حیات دنیا خود را در مقابل دشمن حقیر و مخوف نشان ندهید و هیچ‌وقت واقعۀ کربلا را فراموش نکنید که خاندان رسالت، آن مصائب فوق طاقت را با چه متانت و بردباری استقبال نموده و به تمام شداید متحمل شدند… اگر سرگذشت آل علی را در شب عاشورا درنظر گرفته باشید آن‌وقت به این اندازه مضطرب و متوحش نخواهید شد. امشب شب عاشوراست، ما هم باید در چنین شبی به تمام شداید و مضایق، صبر و افتخار کنیم که این همه شکنجه و آزار که به ما می‌رسد در راه حب وطن و در راه ملت اسلام است.»

ثقة‌الاسلام در روز عاشورا در  تبریز به همراه هفت تن دیگر غریبانه به دار آویخته شد در حالی که جماعتی انبوه کمی آن‌سوی‌تر به قمه‌زنی مشغول بودند.

میرزا علی قبل از شهادت دو رکعت نماز خواند و خطاب به شیخ سلیم خطیب گفت: «چه سعادتی بالاتر از این‌که در این ایام به فیض شهادت نایل می‌شویم و همه با شهیدان کربلا محشور خواهیم شد.»


نظرات کاربران


@