غربی ها به او گاریبالدی ایرانی می گفتند.

ستارخان ، افسانه ی انقلاب!

تاریخ انتشار : ۱۹:۳۸ ۱۴-۰۵-۱۳۹۸

او به مثابه یک مرد شجاع بود ، اما شجاعت فقط متعلق به شوالیه هاست. تواضع در "ستار " برجسته تر است. او هیچ رفتار دیکتاتورمابانه را درک نمی کرد.... ستار ترجیح می دهد به جای آن که به عنوان "خان" شناخته شود ، خود را "خدمتگزار مردم" بنامد. در همین راستا ، "شورشی" آذربایجان چند مرتبه والاتر از بسیاری از نمایندگان جهان فرهنگی ما است. هم عصر های او از شخصیت ستارخان ، یکی از رهبران انقلاب مشروطیت ایران اینگونه می گویند،، که هنوز در تبریز و سایر شهرهای ایران هنوز "سردار ملی " نامیده می شود.

تبریز امروز:

ستارخان و یارانش

او به مثابه یک مرد شجاع بود ، اما شجاعت فقط متعلق به شوالیه هاست. تواضع در "ستار " برجسته تر است. او هیچ رفتار دیکتاتورمابانه را درک نمی کرد.... ستار ترجیح می دهد به جای آن که به عنوان "خان" شناخته شود ، خود را "خدمتگزار مردم" بنامد. در همین راستا ، "شورشی" آذربایجان چند مرتبه والاتر از بسیاری از نمایندگان جهان فرهنگی ما است. 

هم عصر های او از شخصیت ستارخان ، یکی از رهبران انقلاب مشروطیت ایران اینگونه می گویند،، که هنوز در تبریز و سایر شهرهای ایران هنوز "سردار ملی "  نامیده می شود.

او را متولد  سال 1868 می نامند و چندین دهکده و حتی تبریز برای محل تولدش رقابت می کنند. ستار سومین فرزند در خانواده حاج حسن ، بومی منطقه کوهستانی قارا داغ بود. خانواده به تبریز نقل مکان می کنند ، اما در تبریز ستار با قانون مشکل پیدا می کند و حتی دو سال را در زندان می گذراند. وی به دلیل پناه دادن پدرش به دو فراری از قفقاز، دستگیر می شود.

با بازگشت به آزادی ، ستار "تجارت خانوادگی" را ادامه می دهد و دوباره زندانی می شود، امور زندگی اش  فراز و نشیب داشت: وی در برخورد با اسلحه کاملاً ماهر بود ، وی به اسکورت نظامی وارث تاج و تخت ،ولیعهد مظفر الدین ، ​​که مقر اصلی اقامتش در  آن زمان تبریز بود ، می پیوندد.  اعتقاد بر این است که وی عنوان خان را آن زمان دریافت کرده است. پس از آن ، ستار برای مدت کوتاهی در هر دو طرف قانون بود ؛ یک شورشی و در سوی دیگر محافظ راه ها!

مبارزین مشروطه در تبریز در کنار ارک

مرحله مهم بعدی در نامه زندگی اش ، دو سفر زیارت بزرگ ستارخان بود - به مدت 8 سال وی به زیارت نجف و مقبره امام علی (ع)  و در کربلا ، مقبره امام حسین (ع)  ، کاظمین  و سامرا و مرقد مطهر امامان در عراق و همچنین مشهد در ایران می رود . وی در حین زیارت در عراق که آن زمان تحت تسلط  قدرت امپراتوری عثمانی بود، چندین بار با مقامات محلی وارد درگیری شد و تنها مداخله یکی از تأثیرگذارترین روحانیون آن دوران،  میرزا حسن شیرازی ستارخان را از مشکلات جدید نجات داد.

در حدود سال 1904 ، ستارخان به تبریز بازگشت و در منطقه امیرخیز مستقر شد. او در آنجا برای تجارت اسب برنامه ریزی کرد ، اما متعاقباً مسیری متفاوت را برگزید و لوتی ساختاری متفاوت در همه شهرهای بزرگ ایران بود ، اما آنها در درجه اول به دلیل مسئله ناموس خود مشهور بودند - کمک به فقرا ، دوری از ثروتمندان ، محافظت از افراد ضعیف و کینه به ستمگران نگاه اجتماعی آنان بود . در همان زمان ، وی به رهبر مذهبی تاثیرگذار تبریز نزدیک شد که نام ثقه الاسلام را داشت.

ستارخان و باقرخان

درآغاز انقلاب مشروطه ستارخان  شخصیت شناخته شده ای در منطقه امیرخیز بود. قانون لوتی گری و تمایل آنها به عدالت اجتماعی و مبارزه با استبداد به خوبی با شعارهای مشروطه خواهان ترکیب شد. در تابستان سال 1907 ، وی به مجاهدین تبریز پیوست و به انجمن حقیقت ، یکی از انجمن های پیشرو حامیان قانون اساسی پیوست. نخستین اقدام عمومی وی در دوران انقلاب ، تلاش برای دستگیری اکرم السلطنه بود که توسط شاه برای آرام کردن شورشیان اعزام شده بود. بعداً ، ستارخان و متحد وی باقر خان برای دفاع از مجلسی که اخیراً تشکیل شده بود ، یک گروه 300 نفره جمع کردند. مبارزات انتخاباتی آنها موفقیت آمیز نبود ، مجلس توسط تیپ قزاق ها به توپ بسته شد و با حکم محمد علی شاه منحل شد.

به توپ بستن مجلس

این وقایع ، تحت عنوان "طوفان کوچک" ، به قیام مشروطه خواهان در تبریز منجر شد. یکی از رهبران قیام "سردار ملی " ستارخان و سالار ملی  باقر خان بود ، ستارخان و یارانش از منطقه امیرخیز و فدایی دفاع کردند و باقر خان در منطقه هیبان نگهداری می شد. شجاعت و ارادت به ایده های قانون اساسی ستارخان در مبارزه با سربازان وفادار به شاه حتی توسط رقبای او به رسمیت شناخته شد - گزارش شده است که وی شخصاً پرچم های سفید را در شهر پاره کرد. ماه ها بود که مجاهدین با سربازان عشایری شاهسون ها درگیر بودند  که به فداکاری خود به شاه مشهور بودند و سپس با نیروهای فرماندار عین الدوله  به مقابله ایستاده بودند!

در فوریه 1909 ، سربازان عین الدوله موفق به محاصره تبریز شدند ، اما ، دفاع طراحی شده توسط ستارخان به آنها اجازه نداد که به شهر حمله کنند. اوضاع کشور توجه روسیه و انگلیس را به خود جلب کرد ، که از شاه خواستند که در تبریز به آتش بس برود. پس از امتناع دیگری از محمد علی ، فرماندهی روسیه سربازان را برای "برای محافظت از شهروندان روسی" به تبریز فرستاد.

بعد از قیام تبریز ، شهرت و نام ستارخان نیز به نشریات غربی رسید ، جایی که او را گاریبالدی ایرانی نامیدند. در ایران ، حوادث آذربایجان به دور جدیدی از انقلاب منجر شد ، که نتیجه آن کارزار مشروطه خواهان در تهران و ربودن محمدعلی شاه شد. والی جدید و کنسول روسیه در تبریز از حضور گروههای مسلح ستارخان و باقر خان ناراضی بودند که به گفته معاصران ، به شهرت خود می بالیدند . در نتیجه تصمیم بر این شد که مجاهدین تبریز و فدائی را به تهران اخراج کنند. در آنجا آنها به عنوان قهرمانان ملی مورد استقبال قرار گرفتند و از استقبال اعضای مجلسی و حضار در کاخ شاه تجلیل شد. با این حال ، اوضاع در پایتخت هنوز ناپایدار بود و حضور فدائیان انقلاب آماده برای دفاع  ، حتی شدیدترین مرحله ، مداخله در دولت مرکزی را آغاز کردند.

یفرم خان ارمنی

ستارخان و باقر خان در پارك آتابك مستقر شدند كه نمايندگان مجلس و دولت در اوت سال 1910 براي گفتگو در مورد خلع سلاح انقلابیون وارد شدند. علی رغم وضعیت بالای مذاکرات و همچنین مشارکت واسطه های خارجی در آنها ، راه حل مسالمت آمیز صورت نگرفت. به دستور رئیس پلیس تهران فرم خان دیویدانتس( یفرم خان ارمنی ) ، این پارک احاطه شده و نبردی آغاز شد. ستارخان به طور جدی در ناحیه پا مجروح شد و بسیاری از هواداران وی در این درگیری کشته شدند.

ستارخان و پسرش

"قهرمان افسانه ای و رهبر انقلابی تبریز دیگر برای یاران سابق خود غیر لازم و حتی خطرناک شناخته می شد. پس از سرکوب خونین مبارزین و نیروهای مشروطه ، ستارخان چندین بار از مجلس خواست تا آنها به تبریز و موطن خود بازگردد ، اما مجلسیان حاضر نشدند. با این وجود دولت پس از مرگ به وی افتخارات پس از مرگ را به ستارخان اعطا کرد - در 16 نوامبر 1914 ، وی درگذشت و در جسدش در مقبره شاه عبد العظیم قرار گرفت.

 **********************

پانوشت : انقلاب و گسترش حوادث در ایران به طور جدی دولت های انگلیس و روسیه تزاری را برهم زد. آنها به دنبال مهار انقلاب بودند. در آغاز سال 1907 ، فرستاده انگلیس در تهران پیشنهاد كرد كه دولت های انگلیس و تزارها طرحی از "اقدامات مالی یا نظامی را به صورت حمایت از جان و مال اروپایی ها" ترسیم كنند ، "یعنی خواستار مقدمات مداخله شده  بود.

تضادهای عمیقی امپریالیستی بین انگلیس و روسیه تزاری وجود داشت. در تلاش برای تضعیف موقعیت روسیه تزاری و تقویت خود ، دیپلماسی انگلیس بعضی اوقات با نمایندگان اردوگاه لیبرال بازی می کرد ،  و انگلیس را به عنوان "دوست آزادی ایران" ترسیم می کرد. اما در حقیقت نخبگان انگلیس بدترین دشمن انقلاب ایران بودند. دشمنی با جنبش انقلابی دمکراتیک مردم ایران ، میل به سرکوب آن ، دولت انگلیس و تزاری را گرد هم آورد. تا حد زیادی ، با تعمیق تضادهای امپریالیستی آنگلو-آلمانی و آلمانی-روسی ، روابط نزدیک به آنگلو-روسیه ترویج شد. و ستار خان در میانه این همه حیله  در نبرد  بود.

تبریز امروز تحلیل موضوع را ادامه خواهد داد.................

 

نوشته : ماکسیم آلونتسف
مدرس دانشگاه علوم خارجه روسیه برای علوم انسانی ، کارمند HSE  و ستون نویس Иран сегодня

ترجمه و ویرایش توفیق وحیدی آذر

Персидский Гарибальди: как Саттар-хан стал легендой революции

 

نظرات کاربران


@