گزارشی از شبکه الجزیره

زندگی چمدانی ارمنستان

تاریخ انتشار : ۰۷:۳۳ ۰۲-۰۳-۱۳۹۸

همچنانکه اقتصاد ارمنستان در تلاطم است. مردم این کشور نیز در تقلا هستند. بیش از یک سوم جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی می کنند و قیمت کالاهای عمومی نامتعادل است. صدها هزار ارمنی به کشورهای همسایه و دور دست ها مهاجرت کرده اند و اگرچه مرز با ترکیه از سال 1993 بسته شده است، اما بسیاری از مردم همچنان خود را به ترکیه می رسانند. ترکیه برای آنان به خانه نزدیک است و برای آنان که نمی توانند دوری خانه را تحمل کنند بسیار مناسب می باشد.

تبریز امروز:

 Related image

همچنانکه اقتصاد ارمنستان در تلاطم است. مردم این کشور نیز در تقلا هستند. بیش از یک سوم جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی می کنند و قیمت کالاهای عمومی نامتعادل است. 

صدها هزار ارمنی به کشورهای همسایه و دور دست ها مهاجرت کرده اند و اگرچه مرز با ترکیه از سال 1993 بسته شده است، اما بسیاری از مردم همچنان خود را به ترکیه می رسانند. ترکیه برای آنان به خانه نزدیک است و برای آنان که نمی توانند دوری خانه را تحمل کنند بسیار مناسب است.

این فیلم به داستان خشن و تلخ زندگی دو زن ارمنی که قادر به زنده ماندن در خانه هایشان نبودند و خانواده های خود را برای پیوستن به بسیاری از مهاجران اقتصادی با امید به زندگی بهتر ترک کردند می پردازد.

 

آناهیت دونویان 30 عضو خانواده اش را در زلزله ارمنستان  از دست داد، در حالی که شوهرش در 50 سالگی فوت کرده بود. هنگامی که او برای اولین بار به استانبول رفت، کار یدی  تنها کاری بود که او به دست آورد.

آناهیت دونویان می گوید"من در یک کارخانه و در یک رستوران کار کردم و حیاط و خانه ها را تمیز کردم، مراقبت از بچه ها می کردم ، من باید ذرت را بخارپز می کردم و آن را در دریا می فروختم، من خانه دار بودم و از کارهایم شرمنده نیستم. چون من برای بزرگ کردن فرزندانم باید کار می کردم.

در حال حاضر، برای چنین کارهایی و نقش های فیزیکی بسیار پیر شده ام ، او از فروش کالاهای غذایی ارمنی به سایر مهاجران، که بر خلاف خودش، خارج از چمدان در خیابانهای استانبول زندگی می کنند، گذران زندگی می کند.

او 18 سال در ترکیه به طور غیرقانونی زندگی و کار کرده است، از مواجهه با مقامات وکارگزاران دولتی اجتناب کرده و همچنان سعی در حمایت از خانواده اش در ارمنستان و روسیه دارد.

"من پنج سال یک میز گذاشته ام و کالاهای خود را به فروش می رسانم. هیچ کس هرگز از من نپرسیده است که اینجا چه کار می کنم.  هر کس دوست من شده است من هم دوست او شده ام."

Image result for armenia life in a suitcaseکارین گالستیان نیز ارمنی است و در سال 2004 به دنبال کار به ترکیه آمده بود. پس از ازدواج با یک مرد ترک، وضعیت اقامت و کار او بسیار پایدار است و اجازه می دهد مسافرت راحت تر به داخل و خارج از ترکیه و ارمنستان داشته باشد.

او گفت: "برای من بسیار سخت بود. من شب می خوابیدم و فکر و ذهنم با فرزندانم در ارمنستان بود. اما به عنوان یک مادر، من رنج می بردم تا اطمینان حاصل کنم که بچه هایم در امنیت هستند."

Image result for armenia life in a suitcase

گالستیان لباس های ارزان قیمت را در استانبول می خرد و آنها را در یک چمدان در ارمنستان چند بار در ماه به فروش می رساند، با درآمد حدود 300 دلار سفر می کند. از آنجا که کفش های کودکان می توانند به مبلغ 21 دلار در ارمنستان هزینه کنند، استانبول برای گالستیان یک فرصت کسب و کار را با کالاها ی ارزان  قیمت و با سود 2 دلار در هر کفش را می دهد.

به رغم فاصله از خانواده هایشان،  آنها به شدت کار می کنند و از روندی که زندگی می کنند و تلاش می کنند تا با یکدیگر ارتباط داشته باشند، هر دو زن خوشحال هستند. آنها خوشحالند چون می توانند از کسانی که دوستشان دارند و از خودشان حمایت می کنند، حمایت کنند. احساساتی که تمایل به رفتن به خانه را از بین می برد.

Related image

گالستیان تأیید می کند: "من استانبول را دوست دارم. مردم یک محل را دوست دارند  اگر یک زندگی خوب در آن داشته باشند و زندگی خوبی در آن ایجاد کنند."


نظرات کاربران


@