سرکشی به محله قدیمی

روباه رشدیه در سرزمین کودکی

تاریخ انتشار : ۰۷:۰۵ ۲۴-۱۲-۱۳۹۵

همین روبروی خانه ی ما بدنیا اومد ! زیاد بزرگ نشده بود، اما مرغ رو با استخوان می خورد!

تبریز امروز- کودک و نوجوان : او از بچه های محل است ، از کودکیش، او را می شناسم  ! چند سال پیش از پنجره ی اتاقم ، خانه شان را نگاه می کردم ! همین روبروی خانه ی ما بدنیا اومد ! زیاد بزرگ نشده بود، اما مرغ رو با استخوان می خورد!

Fox Roshdieh

البته تنهایی نه ! بلکه با  خواهرها و برادرهاش ! بعدش هم بازی شروع می شد ! البته  بازی توی تاریکی و شبانه خیلی هم واسه شان لذت بخش بود. مامان شان همه اش نگران شان بود و مجبور بود که خانه رو از دور زیر چشم داشته باشد!

***

شب بود، داشتیم خانه می رفتیم .جلوی خانه، همه شان جمع شده بودند و آن شب با آنها آشنا شدیم. برای من هم یک تجربه بود برای آنها هم یک تجربه !  ناهار و عصرانه مهمان ما بودند ، کل همسایه ها برایشان غذا می بردند و آنها با شیطنت های بچه

گانه شان ، غذا را برمی داشتند  و می خوردند و گاه وقتی دلشون می گرفت از پنجره به بیرون سرکی می کشیدند!

***

یک روز دم در خانه شان را آسفالت کردند و قیر داغ ریختند جلوی خانه شان ! یک روز دیگه دو نفر جوان آمدند و چوب  تر و علف آتش زدند و دودش را گرفتند جلوی خانه اونها !  یک شب هم 4 سگ  ولگرد  آمدند  طرف های خانه شون ! اما 4 سگ

نتوانستند طرف حساب یک روباه کوچک جثه که مادرشان بود ، بشوند و سگ ها فرار را بر قرار ترجیح دادند.اوضاع دیگه خوب نبود و یک روز دیدیم که ؛ همه شان رفته اند.

***

بعضی شب ها می دیدم که  برای گردش توی محله هستند. تا اونها می آمدند سگ ها سر و صدا می کردند.

 

 اواسط پائیز صبح باز آمد به محله ! با کلاغ  ماجرای پنیر رو گفتند و به جای پنیر با یک تکه استخوان بازی کردند. چرخی در محله زد . با هم چشم تو چشم هم نگاه کردیم ! فطیر بستان آباد بهش دادم زیاد  خوشش نیامد !  گوشت یخ زده رو خورد و کمی

Fox Roshdieh

هم با گربه ی محله شوخی کرد. شپلقی به دم او می زد و نگاهش می کرد. اما گربه زیاد  حوصله بازی آن هم با روباه را نداشت. جلوی خونه قدیمی شون رفت که الان خراب کرده اند و به جاش برج ساخته اند!  نمی دانم اون چطوری فکر می کرد .

 

برگشت  باز چشمان خسته اش را  در چشمانم  دوخت و یک نگاه دیگر ! دو سه تا پرید به آسمان و جست وخیز کرد و در لا به لای ساختمان ها زد به سمت کوهستان عینالی !

 

کاوه وحیدی آذر


نظرات کاربران


@