ضربت خوردن علی علیه السلام اثر یوسف عبدی نژاد

تحلیلی بر یک تابلو نقاشی

تاریخ انتشار : ۱۶:۲۲ ۱۷-۰۳-۱۳۹۷

انتخاب طیف رنگ آبی که با رنگ فیروزه‌ای پیکر امام متناسب است، احساس و معنویتی دارد که از رفتار امام بر فضا مستولی شده و حتی فرشتگان که به یاری امام شتافته‌اند نیز در آن مستغرق‌اند. از همه مهمتر اینکه ضارب در میان انبوهی از این رنگها گرفتار آمده و بر پاهای او نمادی از موجودات شیطانی متصلند. وی با ایستادگی بر آنها زمین‌گیر شده و در تلاش است رسالت اهریمنی‌اش را به انجام رساند.

تبریز امروز:

شهادت امام

وقتی هنرمند با امر مقدسی که مورد هجوم شیاطین واقع شده، مواجه می‌شود، دیگر قادر نیست به راحتی از اصول و ساختارهای معمولِ در بیان و عرضه اثر هنریش بهره ببرد. او باید زشتی و زیبایی را توامان به کار گیرد، به شکلی که بر ساحت امر مقدس خدشه‌ای وارد نشود و اوج پستی و دنائت اهریمنی را ترسیم نماید.

در تابلوی «ضربت خوردن امام علی (ع)» اثر یوسف عبدی‌نژاد، نقاش با چنین دوگانگی مواجه است. شهادت امام به همراه شمشیر زدن قاتل، مقرر شده تا در کنار هم قرار گیرند و داستان ترک جهان مادی توسط امام را با جنایتی هولناک و زشت، بیان کند.

دوگانگی اشاره شده، ابتدا در استفاده از رنگ‌ها خود را نمایان می‌سازد. هنرمند میخواهد با آمیختگی رنگ‌ها که هم به موضوع عروج معنوی امام اشاره دارد و هم به زشتی عمل قاتل امام، تابلویی بیافریند که حس خاصی که مدنظرش است را به مخاطب منتقل کند.

انتخاب طیف رنگ آبی که با رنگ فیروزه‌ای پیکر امام متناسب است، احساس و معنویتی دارد که از رفتار امام بر فضا مستولی شده و حتی فرشتگان که به یاری امام شتافته‌اند نیز در آن مستغرق‌اند. از همه مهمتر اینکه ضارب در میان انبوهی از این رنگها گرفتار آمده و بر پاهای او نمادی از موجودات شیطانی متصلند. وی با ایستادگی بر آنها زمین‌گیر شده و در تلاش است رسالت اهریمنی‌اش را به انجام رساند.

خشونت و حماقت در رفتار ضارب، در تن و اندام او ظاهر می‌شود. رنگ غالب بر اندامش قهوه‌ای است و شعله‌ای از نیمه‌ی بدن او در حال فوران است. این شعله‌ها باز هم با رنگی متفاوت، متناظر رد خونی است که قبل از شهادت، در مقابل و در امتداد سر امام و رو به آسمان به چشم می‌آید. هر دوی این علائم سمبل‌هایی هستند که نهایت و پایان حادثه را نوید می‌دهند: سوختن ضارب در آتش هوس و حماقت، و رستگاری نمازگزار بر مسیر سرخ عروج و شهادت.

فرشتگان که از سمت راست تابلو وارد می‌شوند و به تدریج در سمت چپ به ایستایی و مقابله می‌رسند، گویی از حالتی غیرمادی به وضعیتی مادی نزول می‌کنند تا بر دنائت موجود غلبه نمایند. اما آنها که هنوز ماهیتی اثیری دارند، با حالتی نقاشی شده‌اند که منتظرانه خود را موظف به میزبانی از امام می‌دانند.

کلیت نقاشی حول محور امام و قاتل در گردش است. این را می‌توان از خطوط منحنی اطراف فرشتگان دور قاب دریافت. رنگهای متنوع و موزون و چشم‌نواز بالهای فرشتگان، زیبایی فضای معنوی موجود را چندین برابر کرده است.

تشعشع نورِ برخاسته از جسم ساجد امام، او را از همه محیط و جهان در تلاطم، مجزا ساخته و خطوط فیروزه‌ای بر لباس او، اوج احساس آرامش و اطمینان خاطر را القا می‌نماید.

جالب آنکه بر پیشانی قاتل هم، جای مُهرِ نماز خودنمایی می‌کند. اما در پس آن، دستهای فرشته‌ای که شمشیر قاتل را گرفته تا بر امام فرود نیاید، ظریف و خون‌آلود است.

دقت و هنرمندی نقاش علاوه بر خلق همزمان زشتی و نیکی، به خلق نتایج برآمده از یک فعل، از دو منشا متضاد و متناقض، نیز انجامیده است. عبادت اکنون امام نوید‌دهنده‌ي سربلندی و رستگاری است و عبادت‌های دیرین قاتل، زخم زدن بر جهان ماورایی است که فرشته و علی(ع) قربانیان آن هستند.

 

شهرام زعفرانلو


نظرات کاربران


@